هدایت الله قاسمی
طرح نهضت ملی مسکن به عنوان بزرگترین برنامه مسکن سازی در کشور تقریباً با شکست روبرو شده و کمبود اعتبارات برای تکمیل واحدهای نیمه ساز در این طرح، میلیاردها تومان خسارت به تعاونیهای انبوه ساز زده است.
تفاوت عمده این طرح که از دولت سیزدهم آغاز شد، با طرح مسکن مهر در دولت نهم در نحوه تأمین سرمایه ساخت مسکن است. در طرح مسکن مهر زمین به رایگان در اختیار انبوه سازان قرار می گرفت و واحدهای ساختمانی با اتکای صرف به تسهیلات بانکی احداث می شد، در نهایت متقاضیان ثبت نام شده پس از دریافت واحد مسکونی خود مراحل پرداخت اقساط تسهیلات بانکی را آغاز می کردند. اما در طرح نهضت ملی مسکن همان زمین رایگان و آماده سازی شده با اتکا به آورده تدریجی متقاضیان ثبت نام شده به مرور احداث می شود و تسهیلات بانکی هم در خلال فرآیند ساخت برای تکمیل واحدها استفاده خواهد شد. یعنی متقاضیانی که در چند مرحله حدود ۷۰ درصد از هزینه ساخت واحد مسکونی خود را پرداخت می کنند، با کمک تسهیلات بانکی فرآیند ساخت واحد مسکونی خود را تکمیل کرده و پس از دریافت خانه، مراحل پرداخت اقساط تسهیلات دریافتی را طی خواهند کرد.
به شکل تئوری الگوی نهضت ملی مسکن بسیار عقلانی تر از شیوه ساخت مسکن مهر است و کمترین فشار مالی را به منابع محدود سیستم بانکی وارد می کند. همچنین از منابع مالی خود متقاضیان برای ساخت واحدها کمک میگیرد که این هم موجب مشارکت آنها در تسریع زمان ساخت میشود. اما نکته مهم، تاثیر رشد نرخ تورم بر قیمت تمام شده ساخت واحدهاست. هر چقدر آورده اولیه متقاضیان دیرتر واریز می شود، فرآیند ساخت واحد مسکونی آنها هم دیرتر آغاز خواهد شد و همین مرور زمان باعث رشد تورم نهادههای ساختمانی و بالارفتن قیمت تمام شده محصول نهایی میشود.
اکنون هم عمده پروژههای نهضت ملی مسکن به همین عارضه مبتلا شده اند و فرآیند ساخت آنها بسیار کُند پیش میرود. زیرا اغلب متقاضیان این طرح مستأجرانی هستند که توان پرداخت آورده اولیه درحال افزایش مسکن خود را ندارند. از سوی دیگر میزان مشارکت بانکها در تکمیل واحدهای نیمهساخت، بسیار کمتر از تصور اولیه است. به همین علت شمار زیادی از مجتمعهای مسکونی که در قالب طرح نهضت ملی مسکن در اطراف شهرهای بزرگ اجرا شدهاند، نیمهکاره باقیمانده و زیان تعاونی های انبوه ساز به دلیل خواب سرمایه ثابت روبه افزایش است.
تاخیر طولانی در تکمیل ساخت واحدهای نهضت ملی مسکن موجب بیاعتمادی متقاضیان جدید به ادامه این طرح شده و آمارها حکایت از کاهش متقاضیان جدید دارد.
با این وجود برخی تفسیر وارونهای از این اتفاق دارند و چنین وانمود میکنند که نیاز به ساخت مسکن در کشور رو به کاهش است. در حالی که با وجود ۲ میلیون واحد مسکونی خالی از سکنه در نقاط مختلف کشور، برآوردها از وجود حداقل ۶ میلیون افراد بی مسکن یا بد مسکن در کشور حکایت دارد.
آمارها نشان میدهد در دور جدید ثبتنام پروژههای نهضت ملی مسکن در ۴۱ شهر کشور ۷۰.۱درصد ظرفیت خالی مانده است و فقط ۲۹.۹ درصد مردم از شیوه خانه سازی دولت استقبال کردهاند.
برخلاف ادعای برخی مفسران، این ریزش متقاضیان هرگز به معنای کاهش تقاضای مسکن در بازار نیست و صرفاً از ناکامی اجرای طرحهای قبلی نشأت گرفته است.
متقاضیانی که در شهرهای مختلف کشور تاکنون بطور میانگین بالغبر ۶۰۰ میلیون تومان آورده اولیه برای ساخت واحد مسکونی خود واریز کردهاند و همچنان حداقل ۸۰۰ میلیون تومان دیگر باید واریز کنند تا با حفظ شرایط تورم فعلی و با فرض تأمین تسهیلات یک میلیارد تومانی سیستم بانکی، واحد مسکونی آنها ساخته شود.
مگر چند درصد از متقاضیان واقعی مسکن در کشور و به ویژه مستأجرانی که بخشی از نقدینگی آنها در رهن واحد استیجاری است، توان تأمین چنین آورده ای را دارند؟ متقاضیان جدید چگونه باید به طرحی اعتماد کنند که در مرحله قبلی هنوز به سرانجام نرسیده و مشخص نیست با تداوم رشد نرخ تورم چه میزان پیشرفت خواهد داشت؟
اگر آمار ثبتنام جدید متقاضیان نهضت ملی مسکن کاهش شدیدی یافته، به معنای افت تقاضای مسکن در کشور نیست؛ بلکه ضعف اجرای طرح موجود، موجب بیاعتمادی افراد بیمسکن و بدمسکن شده است.
بهتر بود وزارت راه و شهرسازی و سیستم بانکی ابتدا تکلیف واحدهای مرحله نخست را مشخص میکردند و نشان میدادند که این شیوه مسکنسازی در شرایط رکود تورمی اقتصاد کشور موفقیت آمیز است، بعد ثبتنام سری جدید را آغاز می کردند. فراخوان متقاضیان جدید در حالی که بالغ بر ۸۵ درصد واحدهای مرحله قبل تکمیل نشدهاند و شرایط تکمیل آنها مهیا نیست، صحیح نبود.

شما چه نظری دارید؟