اسماعیل گرامی مقدم، قائم مقام حزب اعتماد ملی در روزنامه جام جم نوشت:
اعتراضات معیشتی که با ماهیتی مسالمتآمیز آغاز شد، با سوءاستفاده برخی به خشونت، تیراندازی و آتشزدن کشیده شد و پروژه کشتهسازی، داغی بر جامعه گذاشت.
اما درخصوص تعداد کشتهها، باید به ملاکها و معیارهای معتبر توجه داشت. شورای عالی امنیت ملی و نهادهای رسمی، آمارهایی را اعلام کردهاند و واقعیت این است که بررسی دقیق حوادث نشان میدهد پذیرش برخی عددسازیها بسیار دشوار است. حوادث اصلی در بازه زمانی کوتاه، عمدتا در شامگاه هجدهم و نوزدهم و پس از فراخوان برای حمله به فرمانداریها و نهادهای دولتی رخ داد. در چنین بازهای، رسیدن به ارقام بسیار بالا از تلفات، منطقی و قابل پذیرش نیست.
با یک جمعبندی کلی، وقتی میبینیم برخی استانها اساسا تلفات نداشتهاند و برخی دیگر تعداد محدودی تلفات داشتهاند، رسیدن به اعداد اغراقآمیز و ساختگی دشوار میشود. برای وقوع چنین حجمی از تلفات، معمولا باید شرایط جنگی چندماهه یا چندساله وجود داشته باشد. البته تردیدی نیست که حتی کشتهشدن یک نفر هم زیاد و تأسفبار است اما بحث بر سر صداقت آماری و پرهیز از عددسازی است.
به نظر میرسد ملاک و معیار درست، باید آمارهای مستند مانند دادههای بنیاد شهید، بهشتزهرا(س) در تهران و آرامستانهای شهرستانها باشد، نه آمارهایی که از ابتدا با هدف کشتهسازی تولید شده است. امروز نیز همان جریانها تلاش میکنند با دستکاری آمار، فضای روانی جامعه را ملتهب کنند و این همان ادامه پروژه کشتهسازی است.
طبیعی است آمارهایی که از خارج از کشور و با این اهداف منتشر میشود، قابل اعتماد نیست. با توجه به رفتارهایی که شاهد آن بودیم، کسانی که فراخوان میدهند باید مسئولیت پیامدهای آن را هم بپذیرند. ما خود در سال ۸۸ جزو معترضان بودیم و حتی زندان هم رفتیم اما تأکید همواره بر اعتراض مسالمتآمیز بود. در مقابل امروز شاهد آن هستیم که برخی در حالیکه مدام بر اعتراض مسالمتآمیز تأکید لفظی دارند، عملا مردم را به حمله به نهادهای دولتی و تصرف مراکز حاکمیتی دعوت میکنند. روشن است که چنین وضعیتی در هر کشوری منجر به تقابل، برخورد و حتی درگیری مسلحانه میشود؛ چه با سلاح سرد و چه با سلاح گرم.
از سوی دیگر، شاهد بودیم که تعدادی از نیروهای انتظامی نیز شهید شدند و این خود به تشدید درگیریها انجامید. بنابراین مسئولیت این فجایع متوجه کسانی است که این فراخوانها را صادر کردند. به نظر میرسد ارزیابی آنان پس از حوادث، این بوده که هرچه پروژه کشتهسازی پررنگتر شود امکان بهرهبرداری در مجامع بینالمللی و حتی زمینهسازی برای فشار یا حمله نظامی علیه ایران فراهمتر خواهد شد. این همان خط خطرناکی است که باید با دقت، هوشیاری و اتکا به آمارهای واقعی و مستند با آن مقابله کرد.
