بهرام امیراحمدیان - روزنامه اطلاعات:از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال جمهوری های آسیای مرکزی و قفقاز در سال ۱۹۹۱، جمهوری اسلامی ایران با عرصه های جغرافیایی گسترده ای در همسایگی خود مواجه شد که از آغاز قرن نوزدهم به تدریج با پیشروی روسیه به سمت جنوب از دست داده بود. نوستالژی ۱۷ شهر قفقاز در اذهان نسل های بعدی تا کنون در ذهن و روح ایرانیان زنده است. فروپاشی شوروی این فرصت را برای ایران پدید آورد که بتواند با قلمروهایی آشنا که زمانی بخش بزرگی از آنها، جزو قلمرو ایران بودند، ارتباط برقرار نماید.
متاسفانه، هم در بخشهای دولتی و هم غیردولتی در بین مراکز علمی-پژوهشی و هم مطبوعاتی تا پیش از استقلال این جمهوری ها اطلاعات کافی در ایران فراهم نبود، در حالی که کشورهای اروپایی، آمریکا، ترکیه و برخی دیگر در باره این مناطق از دوره پیش از سلطه روسیه و دوره شوروی مطالعات گسترده ای داشته اند. جمهوری اسلامی ایران برای برقراری ارتباط با این جمهوری ها نیازمند فراهم آوردن اطلاعاتی کافی بود.
ایران با این وضعیت، روابط دیپلماتیک خود را با این جمهوری ها آغاز و در برخی موارد نخستین سفارتخانه دایر شده در این کشورها را بخود اختصاص داد. در موسسه مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، مرکزی به نام «مرکز مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز» تاسیس و آغاز بکار کرد. با گذر سالها در این مرکز سالانه همایش های دنباله داری در باره مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز با شرکت اندیشمندان ایرانی و خارجی برگزار شد. در برخی از این کشورها «رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران» نیز زیر نظر سفیر با اعزام رایزنانی از سوی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی آغاز بکار کرد.
در مقایسه با دیگر کشورهای دارای روابط دیپلماتیک در این کشورها، جمهوری اسلامی ایران نسبت به دیگر کشورهای حاضر، به سبب ساختار سیاسی-اقتصادی و فرهنگی، نه از نظر فرهنگی و نه اقتصادی-سیاسی نتوانست موفقیت مورد انتظار را کسب نماید. جمهوری خلق چین در همسایگی شرقی و فدراسیون روسیه در همسایگی غربی و شمالی و سابقه بیش از دو قرن سلطه بر منطقه و ترکیه به سبب قرابت مذهبی و فرهنگی (مذهب تسنن و زبان ترکی) و در دهه های بعدی جمهوری خلق چین با ساختار اقتصادی نیازمند به واردات انرژی و مواد خام، در این منطقه(برای چین بویژه آسیای مرکزی بسیار قابل دسترس و سودمند بود) به حضور خود در منطقه قوام و دوام بخشیدند.
طی سه دهه گذشته با وجود تغییرات عمده در فضای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی منطقه، حجم مبادلات این کشور ها نسبت به آغاز دوره استقلال چندین برابر افزایش یافت که با برقراری روابط گسترده تر با چین، کشورهای اروپایی، ترکیه و ایالات متحده صورت گرفته است. اگرچه در سالهای اولیه استقلال، این کشورها به سبب ضعف زیرساختهای اقتصادی و اجتماعی، ایران را به عنوان شریک قابل دسترس برگزیده بودند و در سالهای نخست با اتصال راه آهن مشهد-سرخس-بندرعباس، این کشورها با حوزه خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند ارتباط برقرار کردند، ولی در سالهای بعد با تحولات ساختاری و جذب سرمایه گذری های خارجی، سمت و سوی ارتباطات آنان تغییر و ارتباط با جنوب(ایران) به کمترین میزان رسید. حجم مبادلات به همان سرعتی که با دیگر شرکا افزایش می یافت با ایران گسترش نیافت.
این کشورها در سه جهت جغرافیایی، اقتصاد خود را گسترش دادند: شرق(چین و آسیای شرقی)؛ غرب(ترکیه و از این طریق با اتحادیه اروپا) و شمال(فدراسیون روسیه که از نظر وابستگی اقتصادی[زیر ساختهای انرژی و حمل و نقل]، تفکر فرهنگی و سیاسی، دارای سابقه ای طولانی بوده اند). بنابراین با وجود ساختار اقتصادی تقریبا مشابه این کشورها با ایران(صادرات انرژی و مواد خام)، ظرفیت زیادی برای مبادلات با جمهوری اسلامی ایران برای این منطقه فراهم نبود، هرچند روابط همه جانبه همچنان باقی است، ولی انتظار وابستگی اقتصادی مهم وجود ندارد. ضعف زیر ساختهای اقتصادی و تشکیلات منسجم صادرات و واردات نیز از جمله موارد عدم توسعه مورد انتظار روابط اقتصادی ایران با این کشورهاست. جذب سرمایه گذاری، هم برای ایران و هم برای کشورهای منطقه از اولویت توسعه شمرده می شود که برای ایران به سبب مسائل سیاسی فراهم نبوده، در حالی که کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز در این زمینه دست باز داشته اند.
ارتباط زمینی ایران با منطقه آسیای مرکزی، تنها از طریق گذر از خاک ترکمنستان می تواند صورت گیرد که به سبب ساختار سیاسی و اقتصادی آن، با دشورای ها و محدودیتهایی روبروست که زمان و هزینه عبور و مرور را با کندی و افزایش هزینه و کاهش قدرت رقابت پذیری و کاستن از حضور ایران در منطقه آسیای مرکزی مواجه می کند.
در منطقه قفقاز، جمهوری آذربایجان با سابقه مشترک مذهبی و زبانی ملت آن با ملت ایران، ساختار سیاسی غربگرای آن و فضای ایران هراسی موجود در آن که با فشار کشورهای منطقه و خارج از منطقه تحمیل می شود، روابط در سطح پایین و در فضای غیرمطلوبی ادامه دارد. جنگ ارمنستان و آذربایجان بر سر مساله قره باغ، گره در هم پیچیده روابط ایران با جمهوری آذربایجان را از زمان استقلال تاکنون داشته است. رفع ابهامات و اتهامات جمهوری آذربایجان با ایران مهمترین راه توسعه روابط فیمابین است. در عین حال جمهوری ارمنستان تنها همسایه مسیحی ایران، روابط بسیار نزدیکی از زمان آغاز استقلال تا کنون با ایران دارد. ایران پل ارتباطی ارمنستان با جهان خارج از سوی جنوب بود(در شمال از طریق خاک گرجستان، ارمنستان با روسیه و آبهای آزاد ارتباط را برقرار می کند). هر چند تنش در روابط بین دو کشور بر سر مساله منطقه ارمنی نشین گرجستان در مرز با ارمنستان، گاهی موجب تیرگی روابط دو کشور شده است.
حضور قدرتهای منطقه ای رقیب ایران(ترکیه، روسیه) و جمهوری خلق چین و اتحادیه اروپا، فضای کمی برای حضور فراهم می آورد. انتظارات بیش از حد ظرفیت بویژه با تکیه بر روابط تاریخی ایران و اشتراکات فرهنگی-تاریخی از عوامل غیر منطقی انتظارات ایران از ضرورت توسعه روابط است که نیاز به بازنگری کلی و برقراری روابط بر اساس منطق اقتصادی دارد.
جمهوری خلق چین با «ابتکار کمربند و جاده» و خطوط انتقال گاز، روسیه با خطوط ارتباطی جاده ای وریلی و هوایی، ترکیه با سرمایه گذاری و ساختار «اتحادیه کشورهای ترک زبان» و دانشگاههای مشترک، اتحادیه اروپا با سرمایه گذاری و تاسیس نهادهای مدنی و فرهنگی، و اخیرا اسرائیل در منطقه حضوری فعال دارند. نگاه ما ایرانی ها به منطقه بیشتر مبتنی بر نگاه از بالا به پایین است که در منطق روابط بین الملل پذیرفتنی نیست.
کادرهای دیپلماتیک لازم است دارای تحصیلات و تخصصها و تجربیات کافی در مورد کشورهای محل ماموریت بوده و از نظر ظاهر و آراستگی ویژگی های جلب و جذب و تاثیر گذاری بر طرف مقابل را داشته باشند. دیپلماتهای ما باید آشنایی کافی در باره فرهنگ و تاریخ و ساختار سیاسی و اقتصادی محل ماموریت را دارا بوده و زبان کشور مقصد را تا حدودی و به زبان خارجی در حد بالایی تسلط داشته باشند.
مهمترین مساله در روابط دوکشور شاخصه های اساسی ساختار سیاسی کشور هاست که شامل تفکیک قوا، قوه قضائیه مستقل از دولت و ساختار حکومتی، حکومت قانون، حکمرانی خوب و دولت پاسخگوست که در کنار سیستم بانکی و بیمه ای و بخش خصوصی قدرتمند در ساختار روابط بازرگانی با کالاها و محصولات دارای استانداردهای بین المللی و برندینگ و بسته بندی و تشکیلات استانداردهای صادراتی در قالب کنسرسیوم های صادراتی و به زبانی دیگر صادرات و واردات با استنادارهای تشکیلاتی است.جمهوری اسلامی ایران داری ظرفیتهای بالقوه ای برای ایفای نقش و گسترش روابط با کشوهای حوزه فرهنگی ایران است. برای بهره گیری از این استعدادها و برقراری روابط با همسایگان، رعایت شروط فوق بایسته و شایسته است.
