دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۱:۰۲
نظرات: ۰
۰
-
[فتح‌الله جوادی] شهادت هنر مردان خدا

آنها که در همین داخل، آشکار و نهان، در لباس دوست و یا در همراهی با دشمن، کار را به اینجا کشاندند که شوربختانه عده‌ای برای تغییر و اصلاح چشم به بیگانه بدوزند و بستر نفوذ دشمن را مهیا سازند مگر گناهی کمتر از دشمنان بیرونی دارند؟

فتح‌اله جوادی - روزنامه اطلاعات: زن همچنان که اشک امانش را بریده و بغض راه گلویش را بسته بود، آسیمه سر حتی فرصت نکرد در این آشفتگی روسری‌اش را جلوی دوربین تلویزیون مرتب‌تر کند، با صدایی که به فریاد رسیده بود، انگشتش را تکان می‌داد و می‌گفت: حالا شما بمانید و دنیای بی‌علی...

انگار داشت با آنها که دل‌خونش کرده و او را به صد تهمت نواخته بودند و نامردی‌ها و نامرادی‌ها با او داشتند، اتمام حجت می‌کرد که حالا با دنیای بی‌علی چه می‌کنید؟ شما که خون به جگرش کرده‌اید و کاری کرده‌اید که دشمن جرئت کند او را چنین مظلومانه به شهادت برساند! 

ریشه دشمنی آمریکا و اسرائیل با او و ایران البته کاملاً آشکار و قابل فهم و تحلیل بوده و هست اما آنها که در همین داخل، آشکار و نهان، در لباس دوست و یا در همراهی با دشمن، کار را به اینجا کشاندند که شوربختانه عده‌ای برای تغییر و اصلاح چشم به بیگانه بدوزند و بستر نفوذ دشمن را مهیا سازند مگر گناهی کمتر از دشمنان بیرونی دارند؟

آنها که معیشت و اقتصاد مردم را به گروگان گرفتند، آنها که به خاطر منفعت‌طلبی و انحصارطلبی و زیاده‌خواهی و با لباس ریا و تظاهر و نفاق پای بر گلوی مردم محروم می‌نهادند و می‌نهند و هنوز هم، آنها که لج کردند و بر فاصلة میان مردم و حاکمیت هر روز بیش از گذشته افزودند و... .

بگذریم که حال در میانه جنگ و در دل سوگی چنین سترگ جای این گلایه‌ها نیست.

البته این را هم باید گفت که گرچه مصیبت بزرگ است و تابسوز و جگرخراش، اما زمین و کشور و ملک و مملکتِ خدای سیدعلی، بی‌حجت نمی‌ماند. گرچه فقدان آن رهبر عزیز ثلمه‌ای بزرگ است که به این سادگی جبران نخواهد شد، اما آنچه پیش آمد، خواسته و مطالبة خودش بود که بارها با اشک در دیدار با خانواده شهدا آرزویش را داشت و از خدایش خواسته بود که شهید شود.

اما چه سحر شگفتی بود، سحر یکشنبه، وقتی نیمه شب چند صدای جغدواره شنیدم که نعره می‌کشیدند، که صدای‌شان رنگ غم نداشت، و انگار از تلویزیون شیطان این خبر را شنیده بودند. خداخدا می‌کردم خبر دروغ باشد اما به سحر نرسیده، شکل و شمایل حرف زدنهای مجریانِ برنامه زنده شبکه ۲، در ساعت دو یا سه صبح، نشان داد که خبر درست است. و دیگر تا سحر چه شد و چه گذشت بماند. اما نمی‌دانم چرا یاد هفتم تیر سال ۱۳۶۰ افتادم و پیام امام خمینی درباره شهید بهشتی.

صبح روز بعد وقتی خبر آمد که رهبری نه در پایگاه و نه در پناهگاهِ ضد بمب و نه در هیچ جای دیگری بلکه در خانه خویش و در جمع خانواده به شهادت رسیده است آن پیام بیشتر برایم تازه شد. همان عبارت معروفی که آنچه شهادت بهشتی در برابرش کم فروغ است مظلومیت بهشتی است. و انصاف هم همین بود. و حال هم درباره رهبری و شهادتش همین را باید گفت. 

او که مردم را دوست داشت و ایران را دوست داشت و عزت ایران را بیش از هر رهبر و فرمانده‌ دیگری پاس می‌داشت، چون در برابر متجاوزان بین‌المللی ایستاد، این همه بلا و مصیبت را بر سرش و بر سر مردمش آوار کردند، از گسترده‌ترین تحریم‌ها، تا شدیدترین تجاوزها، و بدترین توطئه‌های اقتصادی. او اما حتی از خانه‌اش بیرون نرفت و همواره با مردم ودر کنار مردم بود. چه تهمت‌هایی را به جان خرید و همین افتخار البته برایش بس که به دست شقی‌ترین ظالمان جهان  ودر ماه مبارک رمضان‌شهید شد.

شهادت تاجی است که خداوند بر سر بندگان صالحش می‌نهد و رهبر شهید انقلاب هم عبد صالح خدا بود که جان بر سر ایمان و اعتقادش به اسلام و عشقش به ایران و سربلندی و عزت ایران نهاد. شهادت گوارای وجودش باد و ننگ و نفرین بر شریرترین ظالمانی که در دنیای کفر زدة امروز در اندیشة برقراری نظم شیطانی نوین خود هستند. و به فضل الهی منکوب خواهند شد. 
در قاموس بندگان خدا شهادت آغاز زندگی است و حیات جاوید.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی