چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۴۵
نظرات: ۰
۰
-
حسین انتظامی

قصه‌های قرآن صرفا یک حکایت جدابافته و مستقل نیستند که چون هنرهای بشری صرفا هدفی هنری داشته باشند.

حسین انتظامی| ماه مبارک رمضان، بهار قرآن است. یکی از جذابیت‌های قرآن، داستان‌های آن دانسته می‌شود. هدف این داستان‌ها، نه صرفا حکایت‌گویی بلکه دعوت و تربیت است. قصه‌های قرآن صرفا یک حکایت جدابافته و مستقل نیستند که چون هنرهای بشری صرفا هدفی هنری داشته باشند.
این کتاب نسبتا کم‌حجم، ساختار و بافتار تقریبا همه قصه‌های قرآن را از زاویه موضوع، بیان، دلالت و هدف مرور می‌کند و نکات بدیعی را باز می‌گوید. نویسنده که از محققان برجسته است راز تکرار قصه‌های قرآنی را به بافتار آنها نسبت می‌دهد. او معتقد است بسته به زمینه و زمانه‌ی نزول آیات، موضوع، کارکرد و هدف هر قصه، مشخص می‌شود تا بر اساس آن بخش‌هایی از یک داستان -که پیشتر یا بعدتر هم در مصحف شریف به آن پرداخته شده- برجسته‌تر شود.

همچنان که می‌دانیم موضوعات کلی قرآن به چهار بخش تقسیم می‌شوند: عقاید، اخلاقیات، عبادات و قانونگذاری. در آیات مکّی، بُعد چهارم وجود ندارد و بخش سوم هم خیلی برجسته نیست. (تنها عبادتی که در مکه، تشریع و واجب شد نماز بود) پس عقاید و اخلاقیات، دو موضوع کلی‌اند که بیشتر آیات مکی به آن می‌پردازند. قصه‌ها هم که عمده آنها در آیات مکی رونمایی شده‌اند در خدمت همین موضوعات‌اند.
عمده داستان‌های قرآن در دوره ١٣ساله مکه نازل شده است که ضمن پیگیری هدف اصلی (دعوت مومنان به صبوری در مسیر خدا و انذار مشرکان از سرنوشت تکذیب‌کنندگان پیشین) فی‌نفسه دلیل محکمی در اثبات وحیانی بودن قرآن است چرا که اصل بعضی وقایع یا جزئیات آنها قبلا شناخته شده نبود. حتی بعضی از آنها به اشاره علمای یهود از رسول‌خدا(ص) سوال شده است (قصه اصحاب کهف و ذوالقرنین) که فقط علمای برجسته یهود از آن اطلاع داشتند و به قریشیان گفته بودند اگر محمد شما درباره این موضوعات پاسخ داد از او تبعیت کنید چرا که او فرستاده واقعی خداست.

نویسنده چند رویکرد در بررسی قصه‌های قرآنی را نقد می‌کند:
١- گروهی که وقتی می‌بینند بعضی مشخصات تاریخی حوادث در قرآن نیامده، آن را در اسرائیلیات جستجو می‌کنند.
٢- گروهی که داستان‌های قرآن را جزو متشابهات قرانی می‌دانند.
٣- عده‌ای که رویکردی صرفا بلاغی دارند.
۴- گروهی که داستان‌های قرآن را تنها یک هنر آزاد از نوع بشری می‌دانند که در آن اسطوره و نماد و تمثیل است.
در بسیاری از قصص قرآن، شخصیت‌ها کمرنگ‌اند و تا حد پنهان شدن پیش می‌روند و به جای آن رویدادها پررنگ‌اند و صرفا در داستان یوسف (احسن‌القصص) است که عنصر شخصیت، برجسته می‌نماید؛ داستانی که هدفش تقویت روح ایمان است و ضمنا با استانداردهای بشری داستان‌پردازی هم مطابقت دارد؛ اما سایر قصه‌های قرآنی، شخص‌محور نیستند بلکه رویداد را برجسته می‌کنند و به همین جهت صرفا تا حدی به جزئیات می‌پردازند که در خدمت هدف باشد و چنانچه بیان بیشتر جزئیات، سبب کاهش تاثیر قصه باشد از آن صرف نظر می‌کند.

باید ممنون ناشر این کتاب (مدرسه اسلامی هنر) بود که دغدغه‌ی تقویت نسبت دین و هنر دارد و در عمر حدودا بیست ساله خود، بدون ادعا بروندادهای ارزشمندی در تأمین محتوا، سرفصل‌های درسی بدیع و تربیت کادر داشته است.

قصه‌های قرآن

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی