دوشنبه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۸
نظرات: ۰
۰
-
قوی‌ترین اهرم ایران علیه ترامپ بستن تنگه هرمز است

سیدمجید موسوی در پیام هفته پیش خود خطاب به مردم ایران، یک موازنه جدید منطقه‌ای را هم اعلام کرد.

روزنامه خراسان نوشت: سردار موسوی در بخشی از پیام خود نوشت: «همسایگان جنوبی بدانند اگر از جغرافیا و امکانات آن ها در خدمت دشمنان برای تعرض به ایران استفاده شود باید با تولید نفت در منطقه خاورمیانه خداحافظی کنند.»

این موازنه یعنی اگر حمله‌ای به ایران از «جغرافیای» آن ها انجام شود، پاسخی در «تولید نفت» منطقه دریافت خواهد کرد. اما چرا این موازنه مهم و اساسی است؟

مسئله اولیه در این جنگ برای ایران، فشار مستقیم به آمریکا بوده است تا بتواند این کشور متجاوز را با درد از معرکه خارج کرده و عقب بزند. این امر مهم یک بعد نظامی دارد که با حملات متعدد به پایگاه‌های دشمن در منطقه انجام شد و در بسیاری از موارد موفقیت‌آمیز بود. اما آن وجه دردآمیز به اندازه کافی را به همراه نداشت. کشته شدن سربازان آمریکایی و روانه شدن تابوت‌ها به واشنگتن نیز دردآور است و در جنگ‌های قبلی (مانند ویتنام و عراق) موثر بوده است. اما از همه این موارد دردناک‌تر، اثر جنگ بر اقتصاد آمریکاست. آن هم نه صرفا در مواردی مانند قیمت بنزین، بلکه در مواردی بسیار عمیق‌تر و در لایه‌ اقتصاد کلان آمریکا.

بهترین اهرم برای ایران که بتواند مستقیما در لایه‌ اقتصاد کلان آمریکا اثر بگذارد و بیشترین درد ممکن را به نظام حکمرانی این کشور وارد کند، مسئله نفت است. گرچه آمریکا در حال حاضر به صورت خالص، صادرکننده انرژی است و نفت داخلی خود را تولید می‌کند، اما قیمت نفت، یک امر جهانی است. کاهش عرضه در هر بخش دنیا موجب می‌شود تا قیمت در سراسر دنیا افزایش یابد. تنگه هرمز نیز مهم ترین نقطه جهانی برای عرضه نفت است.

افزایش قیمت جهانی منجر به افزایش قیمت بنزین (در سریع ترین زمان ممکن) و سپس دیگر کالاها در داخل آمریکا می‌شود. معمولا مردم ما تا همین جای داستان را می‌دانند. اما ماجرا در داخل اقتصاد آمریکا ادامه می‌یابد.

افزایش قیمت‌ها به معنای تورم بیشتر است. تورمی که همین حالا و در یک ماه ۰.۹ درصد افزایش یافته. درصدی که برای اقتصاد آمریکا بالاست. افزایش تورم CPI موجب می‌شود تا بانک مرکزی آمریکا یا همان فدرال رزرو به سمت افزایش نرخ بهره برود. نرخی که هر ۶ هفته توسط این نهادِ مستقل از دولت آمریکا اعلام می‌شود.

فدرال رزرو برای کنترل تورم مجبور است پول در جریان در بازار را کاهش و به همین علت نرخ بهره را افزایش دهد. امری که برای بازارهای بورس آمریکا بسیار منفی است و باعث کاهش ارزش سهام می‌شود. از طرف دیگر افزایش نرخ بهره باعث می‌شود تا سود اوراق بهادار آمریکا (همان قرضی که دولت آمریکا از مردم و نهادهای مختلف گرفته است) افزایش یابد و دولت مجبور شود استقراض بیشتری کند.

این یعنی باید سود بیشتری پرداخت کند. همین حالا ۲۰ درصد از بودجه عمومی آمریکا خرج پرداخت سود اوراق قرضه‌ای می‌شود که دولت‌های قبلی آمریکا فروخته‌اند.پس مسئله قیمت نفت، یک زنجیره از اتفاقات را رقم می‌زند. اتفاقاتی که همگی برای دولت آمریکا و شخص ترامپ بسیار سنگین و پرضرر است. اما نکته مهم و ریز ماجرا این جاست که از نظر بازارهای مالی در آمریکا در هفته‌های اول جنگ، قرار بود این جنگ به زودی تمام شود. به همین علت، تصور می‌شد که تنگه هرمز به سرعت باز خواهد شد و قیمت هم به همان سرعت کاهش می‌یافت. پس تورم نیز چندان بلندمدت باقی نمی‌ماند و در نتیجه نیازی نبود که فدرال رزرو به افزایش نرخ بهره و بقیه رخدادهای پس از آن اقدام کند.

اگر یادتان باشد، ترامپ در هفته‌های اول، بر همین پایان‌بندی سریع جنگ و کاهش یک باره قیمت نفت تاکید داشت. حتی همین حالا و در هفته هشتم پس از آغاز جنگ، بازارها امیدوار هستند که جنگ به سرعت پایان یابد و نفت دوباره به جریان بیفتد و با کاهش قیمت خود، تورم را کاهش دهد. دقت کنید که در این لحظه، مهم تر از واقعیت، «چشم‌انداز» بازار است که کار می‌کند. یعنی انتظاری که بازار از وضعیت یک، سه و شش ماه آینده نفت در دنیا دارد.

این همان نقطه‌دقیقی است که سید مجید موسوی به آن حمله می‌کند. او بدون آن که موشکی پرتاب کند، «چشم‌انداز» تولید نفت در منطقه را هدف گیری می‌کند. او به بازارهای منطقه‌ای و جهانی و از همه مهم تر در آمریکا این پیام را می‌دهد که هرگونه حمله به هر نقطه‌ زیرساختی در ایران، با پاسخی در عرصه نفتی مواجه خواهد شد که مستقیما به قلب اقتصاد آمریکا می‌نشیند.

درصورت اجرای این موازنه، «تولید نفت» از مدار خارج می‌شود و در نتیجه «قیمت نفت» برای ماه‌ها بالا خواهد ماند؛ چراکه حتی در صورت باز شدن تنگه هرمز، بازهم تولیدی وجود ندارد که نیاز جهان به نفت را پاسخ دهد. پس تورم بالا خواهد ماند، نرخ بهره فدرال رزرو بالا خواهد رفت، بازارهای سهام کاهشی خواهند شد و نرخ اوراق قرضه آمریکا بیشتر و بیشتر خواهد شد.

همه این ها «چشم‌اندازی» است که سید مجید موسوی برای لحظه پس از حمله مجدد به ایران ترسیم می‌کند. جمهوری اسلامی ایران هیچ ابزار مستحکم‌تری از این اهرم برای ضربه عمیق به اقتصاد آمریکا ندارد. ضربه‌ای که نه تنها انتخابات میان‌دوره‌ای را برای ترامپ تیره و تار می‌کند، بلکه کل اقتصاد آمریکا را فارغ از این جنایتکار زیر ضرب می‌برد.

دقت کنید که طبق بیانیه‌ سپاه درباره موج صدم جنگ تحمیلی سوم (دقیقا چند ساعت قبل از آتش‌بس) بخشی از این موازنه اجرایی شد و تولید نفت در منطقه زیر ضرب رفت. تنها در عربستان سعودی ۶۰۰ هزار بشکه تولید نفت روزانه از دسترس خارج شد. درواقع سید مجید بخشی از آنچه را می‌گوید،اجرایی کرده و نتیجه آن را در درخواست آتش‌بس دشمن دیده است. این ارتقای ارزشمند در ضربه‌زنی به دشمن جنایتکار را باید مغتنم دانست و به مسئولان محترم عرصه نظامی از جمله سردار موسوی تبریک گفت. این همان نقطه‌ای است که باید بیش از این ها زیر ضرب برود.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی