تصور کنید لپتاپی خریدهاید که چند هزار دلار قیمت دارد، اما اگر یکی از درگاههای یواسبی آن از کار بیفتد یا باتریاش فرسوده شود، تمام آن دستگاه عملا به یک زبالهی الکترونیکی تبدیل میشود؛ چرا؟ چون شرکت سازنده تصمیم گرفته تمام قطعات را با چسب و پیچهای انحصاری مهر و موم کند تا دست هیچ تعمیرکاری به درون آن نرسد. ما در عصری زندگی میکنیم که برندهای بزرگ، «مالکیت» را از ما دزدیدهاند و ما را به مستاجران موقت ابزارهای خودمان تبدیل کردهاند. اما چه میشود اگر کسی از دل همین سیستم، علیه این بنبست طراحی شورش کند؟
روایت یک بیداری
به گزارش روابط عمومی اتاق تهران، داستان فریمورک، روایت بازپسگیری حق انتخاب است؛ تلاشی آگاهانه برای مقابله با غولهایی که سالهاست ما را بهدور انداختن، جایگزین کردن و تکرار این چرخه عادت دادهاند. « نیراو پاتل» بیش از یک دهه از عمر حرفهای خود را در کانون تصمیمگیری غولهایی همچون اپل، اوکولوس و فیسبوک گذرانده بود؛ دقیقا همانجایی که آینده ابزارهای دیجیتال ترسیم میشود. مسیر شغلی پاتل در نگاه نخست شبیه به یک الگوی موفقیت کلاسیک و بینقص در دره سیلیکون جلوه میکرد. او پس از فعالیت در بخش نرمافزار اپل، مسئولیت مدیریت سختافزار را در اوکولوس پذیرفت و سپس نزدیک به پنج سال در فیسبوک به هدایت پروژههای حساس مشغول بود. این جایگاه استراتژیک به او اجازه داد تا تصویر کلان صنعت رایانه را بدون واسطه مشاهده کند و متوجه یک الگوی نگرانکننده در روند تکامل محصولات شود. پاتل با گذشت زمان دریافت که دستگاههای الکترونیکی اگرچه هر سال باریکتر، سریعتر و چشمنوازتر میشوند، اما همزمان یک ویژگی حیاتی یعنی قابلیت تعمیر را از دست میدهند.
او میدید که به این دلیل هر سال چهل میلیون تن زباله الکترونیکی تولید میشود که بیش از هفتاد درصد کل زبالههای سمی جهان را تشکیل میدهند. این در حالی است که یک لپ تاپ از نظر فنی می تواند سال ها کار کند، اما طراحی های رایج باعث می شوند بسیاری از دستگاه ها خیلی زودتر کنار گذاشته شوند. گاهی به دلیل قدیمی شدن ظاهری و گاهی به این علت که خرابی یک قطعه کوچک، هزینه ای بالاتر از خرید یک مدل جدید تحمیل می کند. در واقع کمپانیهای بزرگ، دستگاههای جدید را با چسبهای صنعتی مهر و موم میکردند و باتریها را طوری به بدنه جوش میدادند که عملاً راه دسترسی به داخل دستگاه بسته میشد. حتی استفاده از پیچهای خاص که باز کردنشان نیازمند ابزارهای کمیاب بود، این پیام صریح را به مخاطب میرساند که خریدار مالک واقعی دستگاه نیست و حق سرک کشیدن به درون آن را ندارد. همین بنبست فنی در نهایت جرقهای شد تا پاتل برای تغییر این روند ناعادلانه قدم بردارد و محصولی خلق کند که قدرت انتخاب و امکان تعمیر را دوباره به دستان کاربران بازگرداند. در ژانویه ۲۰۲۰، این تصمیم شکل عینی به خود گرفت و شرکت فریمورک با ماموریتی ساده اما جسورانه متولد شد؛ هدف، بازسازی دنیای الکترونیک مصرفی بر پایه احترام به کاربر و توجه جدی به محیط زیست بود.
پاتل تلاش کرد نشان دهد میتوان دستگاهی طراحی کرد که در عین زیبایی و قدرت، امکان تعمیر و ارتقا را نیز حفظ کند. او برای توضیح این منطق، مثالی ساده میزند: دور انداختن یک کامپیوتر به خاطر فرسودگی باتری، شبیه آن است که با پنچر شدن لاستیک خودرو، تصمیم به تعویض کل ماشین بگیرید. نیراو پاتل برای شکستن این بنبست تصمیم گرفت مدل اقتصادی فریمورک را به گونهای طراحی کند که سودآوری شرکت با افزایش طول عمر محصولات گره بخورد. در این ساختار نوین فریمورک تنها به فروش یک لپتاپ اولیه بسنده نمیکند بلکه با ارائه دائمی ماژولها و قطعات تعویضی به مشتری اجازه میدهد دستگاه خود را به مرور زمان ارتقا دهد. این یعنی حتی اگر مشتری لپتاپ قدیمیاش را سالها نزد خود نگه دارد.
شما چه نظری دارید؟