حمید یزدان پرست
دوشنبه، ۲۵ اسفند/ ۲۶ ماه رمضان
امروز خواندم دکتر دینانی که تا به حال ندیدهام درباره امور سیاسی و حتی اجتماعی حرفی بزند، گفته: «مردم ایران باهوشترین و نجیبترین مردم جهان هستند. ایران در تاریخ پایدار بوده و پایدار خواهد ماند.» به چشمکوری ترامپ که گفته: «ما ایران را تقریباً به طور کامل از بین بردهایم!».
چقدر امشب دل و دل کردم همان اول بسمالله که وارد میدان شدم، بروم و این شعر بانوی زرتشتی توران شهریاری را که در روزنامه چاپ شده، به مجری بدهم تا خودش یا زن مسنی بخواند که در بخشی از آن میگوید:
مبین به موی سپیدم، که باده کهنم سپیدپوش زمستان عمر خویشتنم
مرا به کف، سر و جانیست، آنهم از سر شوق فدا کنم به ره خاک دلکش وطنم
چو از جهان گذرم، جای شاخ گل، یاران گلی ز پرچم ایران نهید بر کفنم
بیت آخر واقعاً وصف حال بسیاری از ماست؛ اما تا یار که را خواهد و میلش به که باشد. دکتر دینانی اضافه کرده: هگل که بزرگترین فیلسوف غرب است، میگوید: «اولین بار در تاریخ بشر، نور معنویت از ایران شروع شده است.»
واقعاً او حدود ۲۵۰ سال پیش، از کجا و بر پایه مطالعة چه اندازه کتاب، به این مطالب رسید که: «ایران نخستین امپراتوری جهان را بنیاد گذاشت و با این حکومت، اولین گام را به عرصه تاریخِ پیوسته میگذاریم و شروع تاریخ جهانی به معنی درستش از ایران است...» کسی تا تعصب غربیها و یونانزدگی و رومگراییشان را نداند، متوجه اهمیت و شجاعت هگل در بیان این مطالب نمیشود.
مردم هیجانزدهاند و تا حدی با شعاردادن و پرچم تکاندادن هیجان خود را تخلیه میکنند؛ ولی گاه فکر میکنم این کارها در نهایت هیجانشان را هم بیشتر میکند که بکند، چه بهتر! مردی در جمع میگردد و به بچههایی که تا این ساعت شب در میدان ایستادهاند، شکلات میدهد. حالا حسین طاهری روی سکو (به قول اینها: استیج) آمده و میگوید: «همین الان از خیابان ملکالشعرای بهار میآیم که امروز دشمن سه موشک به کوچهای زد که حسینیه سیدالشهدا در آن است. آخرین پیکر شهدا را که درآوردند، من آمدم. سر و تنم خاکی بود و تازه لباس عوض کردهام. آنهایی که از دشمن درخواست کمک میکردند، کجا هستند؟!» آنها و برخی بدهمسایه مثل بنسلمان که به گزارش نیویورکتایمز، خواستار ادامه حملات سنگین آمریکا به ایران شده است!
حیف که دولت صفویه فروپاشید، وگرنه کل سواحل جنوبی خلیج فارس و ازجمله بخش شرقی عربستان که منطقه نفتخیزش نیز هست، جزء خاک ایران بود. نام ایرانیاش «هَگَر» است که به عربی شده «هَجَر» و یکی از اصحاب پیامبر(ص) که در جنگ اُحد نیز حضور داشت، از همین منطقه بود، به نام «رُشَید هَجَری» که بعدها از اصحاب سرّ امیرالمؤنین(ع) شد و به شهادت رسید. در این منطقه چند آتشکده هم وجود داشت. استعمار انگلیس همة این مناطق جنوبی را از ایران جدا کرد. ما هم که معمولاً تاریخ نمیدانیم و اگر نبود رسوبات فرهنگی چندنسله، معلوم نبود در موقعیتهای مشابهِ جنگ ترکیبی امروز، چه باید میکردیم. جالب اینکه مردم آن منطقه نیز شیعه هستند و با اینکه نفت از آنجا استخراج میشود، فیلمهایی که از آنجا دیدهام، از وضع نامناسب زندگیشان حکایت میکند.
حسین طاهری میخواند: «علی علی، حیدر حیدر!/ بگو به دجال گمراه، بگو به بزدلها: والله/ علی میان میدان است، علی ندارد مخفیگاه...» انگار پیش از این خیلیها باور داشتند که برای رهبر شهید چه پناهگاهی ساختهاند که اینجور و آنجور است، چندطبقه زیر زمین است و چه و چه. حالا که معلوم شده از این خبرها نبوده و رهبر مثل عموم مردم مخفیگاه و پناهگاه نداشته، منقلب و متأثر شدهاند و حرف طاهری تلمیحی به اینهاست. ادامه میدهد: «خانهام خراب شده/ من بدهکار سیدعلی هستم/ تو راست گفتی/ ایران، سرزمین شیران/ ایران، کشور دلیران...» مردم همجوابی میکنند: «ایران، افتخار دوران!»
ادامه دارد
شما چه نظری دارید؟