روزنامه خراسان نوشت: پدیده اعتیاد، یکی از آسیبهای جدی جوامع انسانی است که در هر دورهای با شکل و ظاهری متفاوت خود را نشان میدهد. در این میان ورزشکاران و بهویژه فوتبالیستها به دلیل شهرت، محبوبیت و حضور پررنگ در فضای رسانهای، هرگونه آسیب اجتماعی در میان آنها بازتاب گستردهتری پیدا میکند. به تازگی صحبتهای حمید درخشان بازیکن سابق تیم ملی درباره همتیمیهایش و اعتیاد آنها در دهه ۶۰ بازنشر گستردهای داشت. به همین بهانه به عنوان یک کارشناس روان شناسی در حوزه اعتیاد، چند نکته را در این زمینه مرور میکنم:
شهرتی که ناگهان تمام میشود
در دهه ۶۰ نوع اعتیاد در میان برخی فوتبالیستها بیشتر به مصرف مواد سنتی مانند تریاک و سیگار محدود بود و پیش کسوتان فوتبال در مصاحبههای مختلف به این مسئله اشاره کردهاند و از مشکلات مالی، بیتوجهی مسئولان و دشواریهای دوران پس از پایان فوتبال بهعنوان عوامل زمینهساز یاد کردهاند. با این حال، نمیتوان تمام مسئله اعتیاد را صرفاً به کمتوجهی یا مشکلات مالی نسبت داد. عوامل عمیقتری مانند عزتنفس پایین، ناتوانی در مدیریت هیجانات، ضعف در مهارتهای خودمراقبتی و همچنین قرار گرفتن در شبکههای دوستی ناسالم، نقش مهمی در گرایش افراد به اعتیاد دارد. ورزشکاری که سالها در مرکز توجه بوده و ناگهان با کاهش شهرت و محبوبیت مواجه میشود، ممکن است احساس تنهایی، افسردگی و بیارزشی را تجربه کند. اگر چنین فردی آموزش لازم برای مدیریت این شرایط را نداشته باشد، احتمال گرایش او به مواد مخدر افزایش پیدا میکند چون مواد مخدر در کوتاهمدت میتواند نقش یک «مسکن روانی» را ایفا کند و فرد را موقتاً از احساسات ناخوشایند دور سازد.
قراردادهای میلیاردی، آسیبهای قدیمی
اعتیاد همواره خود را با شرایط اجتماعی و سبک زندگی جدید تطبیق میدهد. بنابراین، تصور این که اعتیاد فقط متعلق به گذشته یا ناشی از فقر و بیتوجهی باشد، نگاهی سادهانگارانه است. امروز با وجود قراردادهای میلیاردی، شهرت فراوان و توجه گسترده رسانهها، همچنان شاهد درگیری برخی ورزشکاران با انواع جدید اعتیاد هستیم. این مسئله نشان میدهد که ریشههای اعتیاد فراتر از مسائل مالی است و باید به عوامل شخصیتی، تربیتی و فرهنگی توجه بیشتری داشت. در این میان، نقش آموزش و پیشگیری بسیار مهم است. ورزشکاران، بهویژه فوتبالیستها، الگوهای نسل نوجوان و جوان محسوب میشوند و آسیب دیدن آنها میتواند آثار اجتماعی گستردهای داشته باشد. به همین دلیل، لازم است علاوه بر آموزش مهارتهای زندگی، قوانین حرفهای و نظارتهای جدی نیز در ورزش اعمال شود. در بسیاری از کشورهای دنیا، حتی در شرایطی که مصرف برخی مواد برای عموم جامعه آزاد است، ورزشکاران حرفهای با محدودیتهای سختگیرانه مواجهاند چون آنها نمایندگان سلامت، نظم و الگوی رفتاری جامعه به شمار میروند.
۳ ضلع پیشگیری از سقوط به دام اعتیاد
واقعیت این است که خروج از دوران شهرت برای بسیاری از ورزشکاران آسان نیست. کاهش توجه رسانهها، دور شدن از فضای هیجان و تشویق و تغییر سبک زندگی، میتواند احساس تنهایی، افسردگی و بیارزشی ایجاد کند. اما این که یک ورزشکار در این شرایط دچار آسیب شود یا بتواند از بحران عبور کند، تا حد زیادی به خود فرد، خانواده و باشگاه و مربیان بستگی دارد. ورزشکار باید یاد بگیرد هویت خود را فقط به شهرت و دوران قهرمانی گره نزند. کسی که بتواند نقشهای دیگری مثل پدر خوب، همسر خوب، مربی یا فردی تاثیرگذار در جامعه را برای خود تعریف کند، راحتتر با پایان دوران شهرت کنار میآید. عزتنفس، مهارت مدیریت هیجان و توانایی حل مسئله، مهمترین سپر روانی در برابر اعتیاد هستند. خانواده هم باید بداند ورزشکاری که سالها در مرکز توجه بوده، پس از کنار رفتن از فوتبال بیشتر از همیشه به حمایت عاطفی نیاز دارد. باشگاهها و مدیران ورزشی هم نباید ارتباط خود را با بازیکنان پس از پایان دوران حرفهای قطع کنند. استفاده از تجربه این افراد هم به حفظ هویت اجتماعی آنها کمک میکند و هم احساس مفید بودن را در آنها زنده نگه میدارد.