فضا و مکان از مولفههای مهم تغییرات فرهنگی و اجتماعی هستند. کاستلز در عصر اطلاعات، اهمیت مکان اجتماعی را که نشانگر بروز کنشگری اجتماعی است یکی از مهمترین دستاوردهای جامعه مدرن میداند. در شهر، حوزههای سهگانه اماکن خصوصی، عمومی و دولتی (حاکمیتی) متناسب با ارزشهای جامعه کارکردهای متفاوتی دارند.
میدان های اعتراض خیز جهان نقاط تحولات بزرگ جهان معاصرقلمداد می شوند: میدان تحریرقاهره، تیان آن من پکن، میدان ونسسلاس پراگ، میدان آزادی تهران(پیروزی انقلاب ۵۷)، میدان باستیل پاریس، میدان «سه فرهنگ» مکزیکوسیتی، میدان دسامبریستها در سنتپترزبورگ، میدان ترافالگار لندن، میدان استقلال کییف و میدان اتحاد نیویورک مکان هایی اجتماعی با بالاترین ضریب نفوذ برای تغییرات بنیادین جامعه شدند.
با شروع جنگ تحمیلی امریکایی ـ صهیونی معروف به جنگ رمضان، حضور مردم در میدان های شهرهای کشور که در عرف عمومی کارکرد ترددی، خیابان گردی و در مفهوم رمانتیک آن، قرارهای بین فردی است ناگهان به فضایی برای گفتمان مسلط ایران دوستان و هواداران حفظ و بقای نظام وایران تبدیل می شود.خانواده ها نه در پای تلویزیونها ورسانهها، که در میادین اصلی شهرهای ایران حضوری معنادار را از خود نشان میدهند.
این حضور سه ویژگی ممتاز دارد که با هر تجمع و گردهمایی مردمی متفاوت است: اول اینکه تجمعات خانوادگی و عمومی است نه صنفی و فردی، تنوع افزاد حاضر از نظر تکثر گرایش ها و تفاوت ارزش های فردی نشان دهنده نوعی انسجام هویت قومی ـ ملی مطالبه گرایانه است . دوم اینکه زمان تجمعات شب هاست نه روزها و تجمعات شبانه اقتضائات و شرایط خاص خود را از نظر پشتیبانی و لجستیکی دارد.
نکته سوم اینکه تجمعات خودجوش است و داوطلبانه و نه سازماندهی شده و حزبی و تشکیلاتی. افراد براساس علاقه و دلبستگی ملی و فراجناحی حضور دارند که من بیشتر تمایل دارم این تجمعات را تجمعات تمدنی نامگذاری کنم که هویت افراد حاضر را فراتر از صرف هویت انقلابی، ملی و دینی می دانم و هویت تمدنی ایرانیان در اینجا رخ نمایی می کند و از مستوری و پرده نشینی چندین دهه عزلت ، این شبها برون آمده است.
شب های تهران و تقریبا اکثر شهرهای ایران، شب های جمعگرایانه و کنشگری اجتماعی است.نقطه مشترک همه این تجمع کنندگان هم دو چیز است: وفاداری به سرزمین و پرچم جمهوری اسلامی ایران از یک سو و ابراز خشم ونفرت و بیزاری از دشمنان ایران به سرکردگی امریکا و صهیونیزم از سوی دیگر.
این تجمعات شبانه را نباید به سطح صرف اعتراضات سیاسی ملت ایران تقلیل داد که البته آن را در متن خود دارد بلکه تجمعات را باید نوعی بازگشت به خویشتن خویش و بعثت جمعی مردم دانست که نوعی اراده و سلطه فرهنگ بر جامعه است و از این زاویه مفهوم میدان و خیابان نیازمند بررسی دقیق و عمیق کارکردی و ساختاری است.
فرهنگ در ایران گفتمان مسلط مردم است هرچند سایه های سنگین سیاست و اقتصاد که بیشتر گفتمان حکومت و حاکمیت است کمتر شرایط ظهور و بروز داشته است. فرهنگ در ایران همواره در طول تاریخ و تمدن شکوهمند این سرزمین، منجی و ناجی سرزمین اهورایی پارس بوده است.مغولان قاهر در تهاجم جهانی خود سرزمین ها و کشورها را غارت و نابودکردند اما در ایران مقهور و شیفته فرهنگ ایران شدند و آفریننده شکوهمندترین و پایدارترین بناهای تمدنی و ارزش های مانای فرهنگ و هنر.
تنها فرهنگ ایرانی قادر است در زیر بمباران و نهیب شلیک موشکها بزرگترین و طولانیترین تاب آوری اجتماعی را در جهان رقم بزند.در نبرد دهشتناک آسمان ایران که عرصه تهاجمات دشمنان ددمنش به شهرهای ایران بود در همان زمان و در کف زمین، کودکان ایرانی با خلق زیباترین احساسات و خندههای معصومانه خود، عملیات جنگی «خشم حماسی» امریکایی ها و «شیر غران» اسراییل را به سخره گرفتند تا ثابت کنند فرهنگ ایران زمین و غیرت ایرانی قرن هاست اینگونه وحشی گری ها را از سرگذرانده و تسلیم نشده است. آسیب و غم فراوان دیده ولی ققنوس وار از میان آتش جنگ، با نشاطی پرشکوهتر و غروری استوارتر قدعلم کرده است. شب های تهران و شهرهای ایران، شب های برآمدن ققنوس فرهنگ وهویت ایرانیان است.
پرچم تکان دادنها، خندهها،با هم بودنها، گامزدنها، تحمل خستگیها، به هم کمک کردنها، ایست و بازرسی ها، نجواهای مادران لانچرنشین ها وهمه وهمه عزم بزرگ تقابل فرهنگ اقتدار و پایداری ایرانی است در برابر تهاجم نظامی دشمنان ایران. تاریخ ممتد ایران گواه سرفرازی فرهنگ ایرانی است در برابرسرشکستگی تهاجم و نظامیگری غرب و دشمن.مبعوث شدن مردم در زمان جنگ، تعبیری راهبردی است که می توان آن را امداد فرهنگی برای جامعه ایران دانست.
درست زمانی که امداد غیبی از آسمان، فتح و پیروزی را در جنگ و میدان رزم نصیب سپاه اسلام می کند، مردم بزرگ ایران با همه نوع حمایت و نوعدوستی و ترجیح منافع ملی بر فردی و گذشتن از خویش برای دیگری به خلق زیبایی هایی در میدانهای شهر دست می زند که آن را امداد فرهنگی می نامیم تا تاکید کنیم روح و فرهنگ ایرانیان مانند رزم آورانشان تسلیم ناپذیر است.هر ایرانی غیرتمند در این آوردگاه رمضان، با هر نوع کمک و همیاری در کاهش رنج و آلام هموطنان خود می تواند یک امدادگر فرهنگی باشد تا در کنار آنچه که میدان های شهرها را میدان های اعتراض به دشمنان کرده است همین میدان ها را به صحنه شکوهمند غرور ملی و عرصه امداد فرهنگی برای آسایش، وفاق و اعتمادهموطنان باشد.