منظره تجمعات میهنی در شهرهای کوچک و کمتر گوش آشنا در گستره سراسری خود، نشانگر آن مقاومت میهنی است که در فراسوی مناسبات مرکز ـ پیرامون، در محلیترین شکل آن در سطح شبکهها اعمال میشود. مناسبات شبکهای به منزله یک سرمایه قابل تبدیل به اشکال دیگر سرمایه است و به این لحاظ هر آنچه امروز در شکل مقاومت ظاهر میشود میتواند در فردای جنگ در یک فضای دیگر تبدیل به سرمایه سازندگی شود.
این را به طرزی نمونهوار در شبهای مقاومت و روزهای جهاد سازندگی بهاره شهر کوچک خودم «هشتجین» دیدم: در آن شب که قاری سنی و شیعی شهر مراسم تجمعات شبانه را افتتاح میکردند و اهالی به ضربآهنگ «بزن که خوب میزنی» پای غرور و افتخار بر میدان عالیقاپو میکوبیدند و در مزرعه هشی، در آن صبح که دکتر معرفت قاسمی از محققان غلات ایستگاه تحقیقات کشاورزی استان اردبیل در کنار خانم فرامرزی، خانم نادری و دیگر مسئولین و پژوهشگران جهاد سازندگی در معرفی ارقام سنتی یا نوظهور گندم (قرمزی قین، باران، واران، آذر ۲ و ...) به زبانی فهمپذیر برای کشاورزان از شیوههای علمیسازی گندم کاری سخن میگفتند.
«علمیسازی» به عنوان یک امر بیرونی و فرادستی چگونه میتواند چونان امری بومی و در دسترس، در زیست ـ جهان کشاورزان فهمپذیر شود؟ در این حالت، در بازنمایی کارشناسانه ساقههای گندم پیوندی ظریف میان شناخت علمی، زبان و شیوه گفتار شکل میگیرد که پیشاپیش همبسته است با جهان کشاورز و به همین جهت، به سهولت در روالهای تعاملی اوجا خوش میکند. به این ترتیب همبستگی شیوه گفتار و دانش، میدانی را به روی کشاورز میگشاید که علمیسازی تحقیقات غله فهمپذیر میسازد و توسط کشاورز به عنوان نشانه باران معتبر شمرده میشود.
هایدگر به عنوان مثال از باد جنوب سخن میگوید: «برای آنکه کشاورز باد را به مثابه ابزار مورد استفاده قرار دهد، باید باد از پیش به منزله آن چیزی آشکار شود که با جهان روزمره تناسب دارد، نه به عنوان مولکولهای فرادستی هوا که مورد نظر هواشناسی است. «پدیدهای که تقلیلگرایی علمی نمیتواند آن را توضیح دهد.
در یک مثال جذاب دیگر، استاد صداقت توکلی هشتجین، ارزش نشانهای مه برای کشاورز هشتجین را به شعری زیبا در آورده که مضمون فارسی آن چنین است: «برآمدن پارهای از مه بر فراز «کهتی داغ» زنجان که از فاصلهای دور بر کشاورز هشتجینی رخ مینماید، همچون نشانه سالی نیکو و عاملی قوامبخش در توپرسازی غله، چهره زحمتکشان را خندان میسازد. «بیجهت نیست که استاد ما دکتر سروش، بهار را «خنده خداوند» مینامد. خندهای که زوج شوم ترامپ ـ نتانیاهو (ترامپیاهو) طی عملیات ایرانسوز موسوم به «خشم حماسی» سعی در ربایش آن داشتند، اکنون در نقطه تلاقی سازندگی، تابآوری، و مقاومت یک ملت، دگرباره بر چهره ایرانه خانم جوانه زده است.