شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۹
نظرات: ۰
۰
-
[سیدمسعود رضوی] گریه، آبی به رخ سوختگان

شامگاه سه‌شنبه آیت‌الله علی کاظمی اردبیلی درگذشت. عالمِ فاضل و شاعر باذوق و فروتن که سال‌های زیادی با روزنامه اطلاعات همکاری داشت...

شامگاه سه‌شنبه آیت‌الله علی کاظمی اردبیلی درگذشت. عالمِ فاضل و شاعر باذوق و فروتن که سال‌های زیادی با روزنامه اطلاعات همکاری داشت و اشعار و کتاب‌هایش در روزنامه و انتشارات این مؤسسه به چاپ رسیده است. دوستی درازمدت او با مرحوم آقای دعایی و لطف و صفایی که در وجودش بود، او را نزد اصحاب فرهنگ محبوبیتی بخشیده بود. اشعارش زینت بخش صفحات بود و تسلط او بر انواع شعر پارسی، ذوق شاعرانه را در وی کمال و اعتلا بخشیده و او را به مرتبه شاعر و ادیبی توانا رسانده بود.

آیت‌الله علی کاظمی اردبیلی، به ویژه حافظ شیراز را عاشقانه دوست می‌داشت و در استقبال غزل‌های خواجه تا آنجا پیش رفت که یک دیوان کامل از غزلیات حافظ را تضمین، تخمیس و منتشر کرد. انصافاً ذوق این کار را داشت و پاکی ضمیر و همت والایی که از مراد و محبوبش می‌طلبید، در اتمام این کار نقش داشت و به یاری وی آمده بود. دانستن ادبیات فارسی و شعر والای دری بر روحانیون فرض است.

علمای بزرگ و دانای ما، جملگی اهل ادبیات و شعرشناس و شاعر بودند. منظورم عوامل منظوم در حاشیه جامع‌المقدمات یا الفیه ابن مالک و مثال‌های شعری در مغنی‌اللبیب و حتی منظومه حاج ملاهادی سبزواری نیست. شعر حافظ و سعدی است و ملای روم و حکیم فردوسی است، سنایی و عطار، نظامی و خاقانی، گلشن راز شبستری و سبحه‌الابرار جامی، صائب و بیدل است و هرچه بیشتر بهتر. همانطور که حکیم سبزواری و میرزای جلوه و حکیم صفای اصفهانی و میرزا حبیب مجتهد خراسانی و ادیب پیشاوری و نیشابوری و حسینعلی راشد و علامه طباطبایی و الهی قمشه‌ای و امام خمینی و مرحوم حسن‌زاده آملی و استاد محمدتقی جعفری، استاد مطهری و رهبر شهیدمان آیت‌الله العظمی خامنه‌ای شعرشناس و یا شاعر بودند و دیوان داشتند یا کتابی درباره شعرای بزرگ پارسی تألیف کردند. این تعلق و دانش، نشان از بزرگی و وسعت فرهنگ و دانش و ذوق آنها داشت.

آیت‌الله کاظمی هم به همین معنا شعرشناس بود و اهل نظم و ذوق، و علاقمند به اشعار بزرگان ادب پارسی. او ابتدا تحصیلات حوزوی را در اردبیل و قم دنبال کرد، سپس در دوره عالی، برای کسب جامعیت و اجتهاد نزد آیات عظام بروجردی، امام خمینی، گلپایگانی، شریعتمداری و علامه طباطبایی تحصیلات خود را به اتمام رساند. مصاحبت و مباحثه با دانشمندانی چون سیدمرتضی جزایری در تهران هم بر دانش او افزود. مدتی هم در حوزه‌های علمیه اردبیل و قم تدریس می‌کرد. زبان عربی را فاضلانه می‌دانست و بر زبان مادری خود یعنی ترکی آذری هم احاطه داشت.

یک بار شعر زیبای استاد شهریار، حیدر بابایه سلام را برای جمعی از دوستان و آشنایان که من هم حضور داشتم خواند. زیبا و شیرین می‌خواند و شهریار را بسیار دوست می‌داشت. گویا به استقبال یا در جواب یکی از اشعار استاد شهریار هم شعری سروده بود که خیلی در اردبیل و آذربایجان بازتاب داشت. با این همه، او بیشتر عاشق این شعر شاعر نامدار تبریز بود:

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
 که به ما سِوی فکندی همه ملک لافتی را
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

وقت دیگری هم که بحث مذاهب چهارگانه با دوستان در میان بود، باز هم مرحوم آیت‌الله کاظمی درباره مولا علی(ع) به شعر امام شافعی استناد کرد و با همان لهجه شیرین هر چهار مصرع را به فصاحت از حفظ خواند:

لو اَنَّ المرتضی ابدی مَحلّه
لصار النّاس طرّاً سجَّداً له
و ماتَ الشافعی و لیس یدری
علیّ ربّه ام ربّه الله

ترجمه: «اگر مرتضی محل خود را آشکار سازد همه مردم برای او به سجده افتند. و شافعی مرد لیکن نفهمید علی پروردگار اوست یا خدای او، الله است.»

از دیگر فضایل ایشان، اشتغال به کار و کسب روزی و درآمد از تجارت و امور غیر درس و طلبگی و روحانیت بود. آیت‌الله کاظمی اردبیلی در تمام عمر، حتی یک ریال درآمد از اموری همچون امامت جماعت و وعظ و غیره دریافت نکرد. او از وقتی که به تهران آمد و ساکن شد، با اشتغال به فروشندگی و حتی حسابرسی نزد تجار بازار و مشاغل دیگر کسب معاش می‌کرد و آن را موجب برکت می‌دانست. به این کار، اعتقادی راسخ داشت. به همین جهت، بسیار محبوب و معتمد بسیاری از مردم و آشنایان بود. داستان مشاغل و زندگی و تحصیلات او، از اردبیل تا قم و کوچیدن به تهران، بسیار شنیدنی و شیواست. یک زندگی سالم و سرشار از عبرت، فروتنی و انسانیت است.

آیت‌الله کاظمی در روز یکم تیر ۱۳۱۴ خورشیدی در اردبیل متولد شد و در شبانگاه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ جهان بی بها را وانهاد و از این دنیا درگذشت.

گریه آبی به رخ سوختگان باز آورد
ناله فریادرس عاشق مسکین آمد

هر چه بگویم از فروتنی و خشوع و فضل و نجابت و ذوق این روحانی وارسته، باز هم سخنانی هست که باید گفت. برای نویسنده که سالیان دراز فرصت مصاحبت و مجالست با این مرد ربّانی و شریف را داشته و یافته‌ام، بجز دریغ حرفی نیست. به قول عرفی شیرازی: یک سخن نیست که خاموشی ازآن بهتر نیست.

واپسین سخن آن که؛ به خانواده محترم و فرزندان گرامی آیت‌الله فقید؛ صمیمانه از جانب خود و همکارانم در مؤسسه اطلاعات تسلیت می‌گویم. آرامش و آمرزش الهی نثار آن مرد نیک نهاد و نکوکردار باد.

بدین رواق زبرجد نوشته‌اند به زر
که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی