روزنامه خراسان نوشت: اخیرا کشورهای امارات و عربستان از رهگیری تعدادی پهپاد انتحاری در آسمان خود خبر دادند. آن طور که دفتر رسانهای ابوظبی اعلام کرد: آتشسوزی ناشی از حمله پهپادی به محوطه داخلی نیروگاه هستهای «براکه» بوده است؛ این نیروگاه آسیبی ندیده و یک ژنراتور برق خارج از محدوده نیروگاه هستهای دچار آتش سوزی شد. جزئیاتی درباره مبدأ حمله نیز منتشر نشده است. در شرایطی که این کشورها همچنان در حال مواجهه با تیرهای غیبی هستند که یا به سبب خیانت به کشورهای منطقه اسلامی و تبدیل شدن به حیاط خلوت آمریکا و یا شیطنت طرف صهیونیستی برای تداوم جنگ افروزی در منطقه، به سوی شان روانه می شوند؛ اخیرا روزنامه انگلیسی فایننشال تایمز از طرح عربستان برای امضای یک تفاهم نامه عدم تعرض میان ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس خبر داد. دو دیپلمات غربی گفتند که ریاض برای این طرح، «فرایند هلسینکی» در دهه ۱۹۷۰ را بهعنوان الگویی بالقوه در نظر دارد؛ فرایندی که در دوران جنگ سرد به کاهش تنشها در اروپا کمک کرد.
کشورهایی که از جنگ نفع بردند
وقوع جنگ در منطقه خلیج فارس بر نقش آفرینی تمامی کشورهای منطقه اثر گذاشت؛ پاکستان نقشی بین المللی پیدا کرد و میانجیگری میان ایران و آمریکا را بر عهده گرفت و در سایه همین ارتباط توانست هماهنگی لازم برای عبور تعدادی از کشتی هایش از تنگه هرمز را فراهم کند و الان هم که درصدد است تا با صدور معافیت و تخفیف دادن به طرف ایرانی، بندر گوادر را به عنوان هاب ترانزیتی برای ایران نه تنها جایگزین بنادر اماراتی کند، بلکه برای دور زدن محاصره دریایی آمریکا هم مسیری را برای ایران ایجاد کند. ترکیه به رغم عضویت در ناتو و میزبانی از تعداد قابل توجهی تجهیزات و سربازان آمریکایی، در مقایسه با کشورهای عربی در حفظ تمامیت سرزمینی و استقلال خود موفق بود و حتی حملات به ایران را هم محکوم کرد؛ مسئله ای که سبب ارتقا در جایگاه این کشور شد. دولت مصر به رغم توافقات سیاسی و امنیتی با کشورهایی مثل آمریکا و امارات تا حد امکان فاصله خود را با رفتارهای آمریکا و دولت های عربی خلیج فارس حفظ کرد و حتی به رغم این که السیسی رئیس جمهور مصر اخیرا برای دیدار با بن زاید راهی امارات شد و از جنگنده های مصری مستقر در این کشور هم بازدید کرد اما گویا پس از این دیدار طرف مصری با ایران تماس گرفته و توضیح داده که آن ها به دنبال جنگ با ایران نیستند. عمان نیز در سایه روابط خوب خود با ایران نه تنها از آسیب های این جنگ در امان ماند، بلکه با توجه به مالکیت این کشور بر قسمت جنوبی تنگه هرمز از رژیم حقوقی جدید تنگه نیز منتفع خواهد شد.
با یا بر ایران؟
مسئله اما برای کشورهایی مثل عربستان، قطر، کویت، بحرین، امارات و اردن به شدت متفاوت بود. این کشورها به علت همکاری با آمریکا و رژیم صهیونیستی به شدت مورد حمله قرار گرفتند و خسارات فراوانی را هم متحمل شدند علاوه بر این احتمالا بازپرداخت خسارات شدید وارد شده به پایگاه های آمریکایی هم بر دوششان خواهد بود و کاخ سفید فاکتور بازسازی پایگاه های آمریکایی را به زودی برای این کشورها ارسال خواهد کرد. این ضربات و آسیب ها در کنار نیاز شدید این کشورها برای عبور از تنگه هرمز اما تعدادی از این کشورها را بر سر عقل آورده و مواضعشان را تا حدودی تحت تاثیر قرار داده است. قطر و عربستان کشورهایی هستند که رویکردهای عاقلانه تری داشته اند و طرح عدم تعرض عربستان هم دقیقا در همین پازل تحلیل می شود. بدیهی است که در صورت عملی شدن این پیمان امضای آن ارمغان امنیتی خاصی برای ایران نخواهد داشت، بلکه این کشورهای حاشیه خلیج فارس خواهند بود که ذیل این پیمان امنیتشان ارتقا پیدا می کند و می توانند بدون مشکل به مسیر توسعه تجاری و گردشگری خود برگردند. با این اوصاف بدیهی است که طرف ایرانی باید به دنبال امتیازات دیگری مثل پذیرش تام و تمام اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز و خلیج فارس و تخلیه پایگاه های آمریکایی در منطقه و مواردی مثل پذیرش رسمی نام خلیج فارس و پذیرش رسمی حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه از سوی این کشور ها باشد. اما سرنوشت کشورهایی مثل بحرین، کویت، اردن و امارات در روزهای آینده مشخص خواهد شد. بدیهی است که ایران اگر داعیه تغییر در نقش خود به عنوان هژمون منطقه خلیج فارس را دارد باید به دنبال راهکاری برای ایجاد تغییرات در ژئوپلیتیک منطقه هم باشد. راهکاری که زمان برنامه ریزی و شروع فرایند اجرای آن نه فردای پس از جنگ، بلکه همین امروز است. مشخص است که در صورت از سرگیری جنگ کشورهای مذکور مجدد خاک خود را برای حمله در اختیار آمریکا و رژیم قرار می دهند. وجود این کشورها برای نظم ایرانی حاکم بر منطقه مضر است و باید تکلیف آن ها به زودی روشن شود.