به گزارش اطلاعات آنلاین، شور و هیجان فوتبال، نه فقط هر چهار سال که هر لحظه و هر روز در بین مردم جاری و ساری است از این رو مثل هر پدیده پرمخاطبی میتواند سوژه وسوسهانگیزی برای کارگردانهای سینما و مستندسازان باشد. در واقع در دنیای هنر، فوتبال تنها یک رشته ورزشی محسوب نمیشود؛ بلکه بستری است برای به تصویر کشیدن درامهای نفسگیر، حماسههای ماندگار و قصههای انسانی که در پس پیروزیها و شکستها پنهان شدهاند.
از فیلمهای کلاسیکی همچون «فرار به سوی پیروزی» با حضور پله گرفته تا آثار درام مدرنی مثل « یونایتد نفرینشده» که دنیای پرالتهاب مربیگری را واکاوی میکنند، سینمای جهان بهخوبی از این ظرفیت برای خلق آثار جذاب بهره برده است. اما در ایران، ماجرای فیلمسازی پیرامون فوتبال قدری متفاوت است. با وجود اینکه فوتبال جایگاه ویژهای در قلب مردم دارد، سینمای ایران هنوز نتوانسته به یک ژانر فوتبالی متمایز و پرشمار برسد.
دلیل این امر را باید در موانع تولید جستجو کرد؛ نخستین مانع را میتوان در هزینههای سنگین بازسازی مسابقات با استانداردهای سینمایی و دشواری شبیهسازی فضای پرشور استادیومها دانست که کار را برای فیلمسازان سخت میکند. چالش بعدی، هدایت فوتبالیستهای حرفهای در قامت بازیگر و مدیریت سکانسهای شلوغ است. اما شاید مهمتر از همه، رویکرد خاص سینمای ما باشد؛ جایی که فوتبال، اغلب نه هدف اصلی، بلکه بهانهای برای پرداختن به دغدغههای اجتماعی، سیاسی یا مسائل حاشیهای بوده است. به همین دلیل، فیلمسازان کمتر سراغ ورزش خالص میروند و ترجیح میدهند فوتبال را به عنوان محملی برای نقد شرایط جامعه به کار بگیرند.
با این حال، آثار ارزشمند و ماندگاری در این حوزه تولید شدهاند که رد پای این ورزش را در سینمای ایران ثبت کردهاند؛ در ادامه، نگاهی به مهمترین آنها داریم:
پرویز خان (علی ثقفی): یک درام سینمایی دیدنی از دوران مربیگری پرویز دهداری در دهه ۶۰ است که با بازی درخشان سعید پورصمیمی، تقابل اخلاقمداری و ستارهسالاری را روایت میکند. این فیلم روایتگر چالشهای دهداری در بازسازی تیم ملی پس از استعفای جمعی بازیکنان است و به خوبی نشان میدهد که چگونه یک مربی در فضای ملتهب آن دوران، با تکیه بر جوانگرایی، شالوده جدیدی برای فوتبال ایران ریخت.
فوتبالیستها (علیاکبر ثقفی): این اثر یکی از فیلمهای نوستالژیک سینمای ایران است که مستقیماً به دنیای فوتبال حرفهای و رؤیای کودکان برای ستاره شدن میپردازد. حضور چهرههای واقعی فوتبال مثل علی پروین و حمید استیلی در این فیلم، آن را به یکی از معدود تجربههای سینمای ایران برای ورود مستقیم به دنیای ستارههای مستطیل سبز تبدیل کرد تا فضای آکادمیک و حرفهای فوتبال را برای مخاطب عام نمایش دهد.
من ناصر حجازی هستم... (امیر رفیعی، نیما طباطبایی): یک مستند زندگینامهای جامع و ستایششده است که فراتر از نتایج بازیها، به شخصیت منحصربهفرد، منش اجتماعی و جایگاه ناصر حجازی در حافظه جمعی فوتبال ایران میپردازد. این فیلم با روایتی دقیق، زندگی حجازی را از دوران دروازهبانی تا دوران مربیگری و حواشی زندگی شخصیاش واکاوی میکند و او را به عنوان نمادی از استقلالرأی معرفی میکند.
سلطان (مجید توکلی): این مستند بلند سینمایی، روایتی چهار ساله از زندگی و جهانبینی علی پروین، اسطوره فوتبال ایران است. فیلم با نگاهی موشکافانه، ابعاد مختلف زندگی او را بررسی میکند تا چهرهای انسانی و نزدیک از کسی که نمادِ پرسپولیس و محبوبیت در فوتبال ایران به شمار میرود، ارائه دهد. این اثر با وجود حواشی پیرامون اکران و نظرات متفاوت خود علی پروین نسبت به آن، همچنان یکی از مهمترین منابع تصویری برای درک شخصیت پیچیده و کاریزماتیک مردی است که سالها سکان هدایت سرخپوشان را در دست داشت.
آبی به رنگ آسمان (امیر رفیعی): مستندی پژوهشی و غنی است که با تکیه بر تصاویر آرشیوی و گفتوگو با بزرگان استقلال، تاریخچهای جامع از این باشگاه را روایت میکند. این اثر با تمرکز بر لحظات حساسِ رقابتهای این تیم در ادوار مختلف، سعی دارد به عنوان یک منبع تصویری مستند، فراز و نشیبهای تاریخ باشگاه استقلال را برای نسلهای جدید حفظ کند.
سریک (بهاره افشاری): اثری متفاوت است که پیوند عاطفی سردار آزمون با اسب مسابقهایاش را به تصویر میکشد. این فیلم بیش از آنکه بر مهارتهای فوتبالی تمرکز کند، به جنبههای خصوصی زندگی این ستاره ملیپوش در دوران خارج از مستطیل سبز میپردازد و نشان میدهد که دلبستگیهای ورزشی قهرمانان، گاه فراتر از دنیای فوتبال است.