به گزارش اطلاعات آنلاین، استیون اسپیلبرگ مغز متفکر برخی از بزرگترین و تحسینشدهترین فیلمهای تاریخ هالیوود است؛ از فیلمهای پرخرجی چون «پارک ژوراسیک»، «ای.تی. موجود فرازمینی» و مجموعه «ایندیانا جونز» تا برندگان اسکار مانند «فهرست شیندلر» و «نجات سرباز رایان». جدیدترین فیلم او، «روز افشاگری»، در ۱۲ ژوئن، بیش از ۵۰ سال پس از آنکه با «آروارهها» ژانر بلاکباستر را بنا نهاد، اکران شد.
با این حال، با ظهور یوتیوبرهای نسل زد، یعنی کری بارکر و کین پارسونز، دو فیلمساز ناشناخته به پدیده غافلگیرکننده گیشه تابستان امسال تبدیل شدهاند. میتوان این اتفاق را لحظه چرخش نسلی در هالیوود نامید.
در همین فضا، «هالیوود ریپورتر» یک بعدازظهر یکشنبه را در پارک واشینگتناسکوئر نیویورک سپری کرد؛ پاتوقی رایج برای قشر جوان، بهویژه دانشجویان دانشگاه نیویورک، تا درباره وضعیت کنونی صنعت سینما و احساساتشان نسبت به اسپیلبرگ صحبت کنند؛ کسی که در ۷۹ سالگی، یکی از بزرگترین فیلمسازان زنده جهان است.
بسیاری از شرکتکنندگان در ابتدا گفتند: «باید نگاهی به برخی از این فیلمها بیندازم»؛ تا زمانی که خبرنگار«هالیوود ریپورتر» شروع به برشمردن کارنامه بلاکباستری او کرد.
کیتی یانگ، دانشجوی ۲۱ ساله دانشگاه روچستر که تابستان را برای کارآموزی در شهر میگذراند، با شوخی میگوید: «اوه! آروارهها واقعاً یکی از اولین فیلمهایی است که به یاد دارم. چون وقتی بچه بودم، فکر میکردم وقتی کسی در یک فیلم میمیرد، واقعاً در آن فیلم مرده است. آن صحنهای که آن مرد پایین میرود و در قفس تکهتکه میشود؛ من واقعاً فکر کردم او جانش را برای آن فیلم فدا کرد و تا دو هفته اشک میریختم. واقعاً. تأثیر خیلی عمیقی روی من داشت.»
با وجود تأثیر فیلمهای اسپیلبرگ بر یانگ، او میافزاید که بیشتر تماشای فیلمهای این کارگردان به این دلیل بوده که والدینش یا پرستار بچه، تماشای آنها را پیشنهاد دادهاند.
او درباره نسل زد و این فیلمساز میگوید: «او در ذهنها ثبت شده است.» با این حال، اعتراف میکند: «فکر میکنم بخش بزرگی از نسل ما واقعاً به کارهای خودجوش علاقه دارد، چه کارگردانان یوتیوبی باشد و چه فیلمهای کمهزینه. بسیاری از این کارگردانان بزرگ، به مسائل کلی میپردازند و آثارشان پر از تصاویر پر زرق و برق است. حتی فیلمهای مارول؛ آنها فقط چیزهای زیادی را به سمت شما پرتاب میکنند. واقعاً حس میکنید که آنها مخاطبی مثل شما را در اولویت قرار ندادهاند.»
نوآ بلر، فارغالتحصیل ۲۱ ساله دانشگاه ایندیانا که او هم در شهر کارآموزی میکند، میگوید: «تماشاگران بهطور کلی، اما بهویژه تماشاگران همسن من، از تمام فیلمهای سیجیآی (CGI) کلافه شدهاند؛ همان اپیدمی مارول. این موضوع واقعاً خیلیها را از رفتن برای دیدن این فیلمهای با بودجه کلان منصرف کرد.»
او با اشاره به اسپیلبرگ میگوید که افراد همسن او فیلمهای زیادی از این کارگردان دیدهاند، اما احتمالاً در دوران رشد، طرفداران سینهچاک او نبودهاند.
بلر میگوید: «مطمئناً، همه ما آنها را دیدهایم و احتمالاً برخی با این فیلمها بزرگ شدهایم. اما فکر نمیکنم اینها فیلمهایی باشند که افراد همسن من ۲۰ سال دیگر به عقب نگاه کنند و بگویند: "من همیشه آن را تماشا میکردم." آنها احتمالاً به فیلمهایی فکر میکنند که اخیراً اکران شدهاند.»»
نسل زد چه میخواهد ببیند؟
به گفته بلر، اصالت، فیلمسازی کاربردی و صداهای نوظهور، بیشتر از فرنچایزها و نمایشهای عظیم جلوههای ویژه اهمیت دارند.
بلر میگوید: «این برای تماشاگران همسن من در حال حاضر جذابتر از مارول، دیسی یا حتی یک فیلم با بودجه کلان استودیوی ای۲۴ است. اگر فیلمی باشد که به نظر نرسد زحمت زیادی برایش کشیده شده اما داستان خوبی داشته باشد، این بسیار جذابتر است.»
این موضوع شاید به توضیح اینکه چرا دو یوتیوبر بیست و چند ساله به بزرگترین داستان گیشه تابستان تبدیل شدند، کمک کند.
بارکر ۲۶ ساله، که پیشتر با کانال ویدیوهای کمدی خود یعنی «That’s a Bad Idea» در یوتیوب مشهور بود، کار را با اکران فیلم «وسوسه» در ۱۵ مِی آغاز کرد؛ یک فیلم ترسناک اصیل که داستان مرد جوانی به نام «بِر» را دنبال میکند که از یک وسیله زینتی طلسمشده به نام «بید آرزو» استفاده میکند تا آرزو کند که فرد مورد علاقهاش، «نیکی»، او را بیش از هر کس دیگری در جهان دوست داشته باشد. آرزو برآورده میشود، اما با پیامدهای خطرناکی همراه است.
فیلم «وسوسه» با پشت سر گذاشتن ششمین آخر هفته خود در گیشه، با بودجه ۷۵۰ هزار دلاری بیش از ۳۳۴ میلیون دلار در سطح جهانی فروخته و به پرفروشترین فیلم تاریخ «فوکوس فیچرز» تبدیل شده است.
دو هفته بعد، پارسونز که اکنون ۲۱ ساله است، «اتاقهای پشتی» را منتشر کرد. این فیلم اقتباسی از مجموعه فیلمهای کوتاه وایرال او در یوتیوب است و یک معمار شکستخورده به نام کلارک را دنبال میکند که به مجموعهای بیپایان از اتاقها در فروشگاه مبلمانی که مدیریت میکند، برمیخورد. «اتاقهای پشتی» با ۸۱.۴ میلیون دلار فروش در مقابل بودجه ۱۰ میلیون دلاری، بزرگترین افتتاحیه تاریخ ای۲۴ را رقم زد و پارسونز را به جوانترین فیلمساز تاریخ تبدیل کرد که در صدر گیشه داخلی قرار میگیرد. فروش جهانی آن ۲۷۶.۹ میلیون دلار است که بزرگترین رقم برای ای۲۴ در تمام دوران محسوب میشود.
چند هفته پس از اکران فیلمهایشان در سینماها، اسپیلبرگ این فیلمسازان جوان را برای دستاوردهایشان ستود و گفت که «وسوسه» را دوست داشته، هرچند هنوز «اتاقهای پشتی» را ندیده بود.
اسپیلبرگ میتواند با موفقیتی که آنها در ابتدای حرفهشان به دست آوردهاند، همذاتپنداری کند. این برنده اسکار نیز در دهه ۲۰ زندگیاش بود که «آروارهها» (۱۹۷۵) را کارگردانی کرد که سه جایزه اسکار را برد و به اولین بلاکباستر تابستانی تبدیل شد.
در ارتباطی دیگر با این دو فیلمساز، «وسوسه» نیز به اولین فیلم پس از «ای.تی. موجود فرازمینی» (۱۹۸۲) اسپیلبرگ تبدیل شد که فروش آخر هفته دوم و سوم آن بهجای کاهش، افزایش یافت.
با این حال، در حالی که تماشاگران جوانتر از بارکر و پارسونز استقبال کردند، جدیدترین اثر اسپیلبرگ برای ایجاد همان اشتیاق در بین تماشاگران نسل زد با مشکل مواجه شده است.
در آخر هفته افتتاحیه، ۸۶ درصد از تماشاگران «اتاقهای پشتی» زیر ۳۵ سال و بیش از نیمی از آنها زیر ۲۵ سال بودند. در مقابل، آخر هفته افتتاحیه «روز افشاگری» بیشتر برای تماشاگران مسنتر جذاب بود، بهطوری که ۵۹ درصد از آنها بالای ۳۵ سال داشتند.
هانا اسپرلینگ، فارغالتحصیل ۲۲ ساله رشته سینمای دانشگاه نیویورک که فیلمهای اسپیلبرگ را به عنوان بخشی از برنامه درسی خود تماشا کرده، میگوید: «فکر میکنم دلیل اینکه خیلیها برای دیدن "وسوسه" و "اتاقهای پشتی" رفتند، عمدتاً به خاطر هایپ یا هیاهوی تبلیغاتی پیرامون آن بود. اما در مورد "روز افشاگری"، به نظر من دلیلی که موفق نخواهد بود، عمدتاً به خاطر نحوه تبلیغات است. هیچکس نمیخواهد فیلمی درباره پایان دنیا ببیند.»
او در مقابل میافزاید: «"وسوسه" در بازاریابی خود واقعاً خوب عمل کرد. در مورد "اتاقهای پشتی" که به چنین پدیده وایرالی تبدیل شد نیز همینطور است.»
همچنین ممکن است نتیجه تمایل تماشاگران جوانتر به دیدن آثاری از فیلمسازانی باشد که احساس میکنند واقعاً میتوانند با آنها ارتباط برقرار کنند.
جاشوا کارنبو، ۳۰ ساله، که از سوئد برای ملاقات با دوستی که دانشجوی تبادلی است به شهر آمده، میگوید: «هرگز نمیتوانستید با استیون اسپیلبرگ درباره فیلمش چت کنید؛ چنین گزینهای هیچ وقت در میان نبوده است. اما برای فیلمسازان مدرنی مثل کری بارکر، که به نظرات در [شبکههای اجتماعی] پاسخ میدهد دور از دسترس به نظر نمیرسند.»
بازیگران «وسوسه» نیز گروهی نسبتاً ناشناس بودند؛ چیزی که کارنبو میخواهد بیشتر ببیند، برخلاف بازیگران بلاکباسترهای تابستانی پیش رو مانند «ادیسه» کریستوفر نولان که بازیگران مشهوری چون مت دیمون، آن هاتاوی، تام هالند، زندایا و رابرت پتینسون را دارد.
او میگوید: «همه در "ادیسه" جدید فوقالعاده مشهور هستند. فکر میکنم مردم امروزه از آشنایی با بازیگران کاملاً جدید حتی بیشتر لذت میبرند، چون میدانند که هر فرد در "ادیسه"، حتی در بیاهمیتترین نقش، قرار است توسط کسی مثل مت دیمون بازی شود. دیدن فیلمی که در آن کسی را نمیشناسید بسیار لذتبخش است؛ همه مثل آدمهای عادی هستند.»
بلر موافق است که تماشاگران جوانتر مشتاق کشف استعدادهای جدید هستند و از ناوارته، ستاره «وسوسه»، به عنوان کسی یاد میکند که آماده ترکاندن است.
همچنین یک اکوسیستم آنلاین کامل پیرامون فیلمها وجود دارد که زمانی که اسپیلبرگ شروع به کار کرد، وجود نداشت و اگرچه این موضوع قطعاً به «وسوسه» و «اتاقهای پشتی» کمک کرد، اما میتواند برای تماشاگران خستهکننده باشد.
کارنبو میگوید: «در گذشته، فیلمی منتشر میشد و شما میرفتید آن را تماشا میکردید. شاید نقدی را در روزنامه میخواندید یا با دوستانی که آن را دیده بودند صحبت میکردید. حالا هجوم مداومی از فیدهای فیسبوک، پستهای اینستاگرام و تبلیغاتی وجود دارد که به شما میگویند چه فکری درباره آن بکنید، دیگران چه فکری میکنند، یا آخرین جنجال پیرامون کارگردان یا بازیگر چیست. رسانه و گفتمان بسیار زیادی پیرامون همهچیز به جز خود فیلم وجود دارد.»
در حالی که نسل زد ممکن است به سمت یوتیوبرها، فیلمسازان مستقل و صداهای نوظهور گرایش پیدا کند، توافق نظر در میان مصاحبهشوندگان این بود که هنوز هیچکس نتوانسته با ترکیب طول عمر، تأثیرگذاری و موفقیت تجاری اسپیلبرگ برابری کند.
اسپرلینگ میگوید: «اگر بخواهید از کسی بپرسید که اسپیلبرگ بعدی باشد، او باید بتواند به اندازه اسپیلبرگ فیلم بسازد و همه آنها باید موفق باشند. کری بارکر بسیار بااستعداد است و "وسوسه" عالی است، اما این هم میتواند فقط شانس باشد. فیلمسازان زیادی هستند که دوستشان دارم و فیلمهای عالی میسازند، اما آنها هنوز کارنامهای را که استیون اسپیلبرگ ساخت، ایجاد نکردهاند.»