بغداد بار دیگر در مرکز یک موج تازه از تحولات امنیتی و سیاسی قرار گرفته است؛ تحولی که با یک عملیات گسترده ضدفساد در قلب پایتخت آغاز شد و به بازداشت شماری از چهرههای سیاسی و نمایندگان پارلمان در «منطقه سبز» انجامید؛ محدودهای فوقامنیتی که مهمترین نهادهای حکومتی و سفارتخانههای خارجی در آن مستقر هستند.این عملیات بامداد یکشنبه هفته گذشته با انسداد ورودیهای منطقه سبز و استقرار گسترده نیروهای امنیتی انجام شد و چند نماینده پارلمان و مقام سیاسی در ارتباط با پروندههای فساد مالی بازداشت شدند. منابع امنیتی عراق تأکید کردهاند که این پروندهها بر پایه اعترافات و اطلاعات ارائهشده از سوی «یک مقام سابق وزارت نفت» شکل گرفته است؛ موضوعی که نشان میدهد ریشه پرونده به شبکههای نفوذ اقتصادی در ساختار انرژی عراق بازمیگردد.در روایت منتشرشده توسط رسانه اسپانیایی «الدیاریو» و بازنشر آن توسط برخی رسانههای منطقه، این عملیات نه یک اقدام قضایی محدود، بلکه بخشی از یک «کارزار سیاسی-امنیتی برای بازچینش موازنه قدرت در بغداد» توصیف شده است؛ کارزاری که میتواند بر توازن شکننده میان جریانهای سیاسی شیعه، دولت مرکزی و بازیگران خارجی اثر مستقیم بگذارد.
فساد؛ مسئلهای فراتر از پروندههای قضایی
اما آنچه این موج بازداشتها را از پروندههای مشابه در سالهای گذشته متمایز میکند، همزمانی آن با مجموعهای از تحرکات سیاسی و دیپلماتیک در سطح منطقه است. گزارشهای رویترز و الجزیره نشان میدهد که دولت عراق در ماههای اخیر تحت فشار فزایندهای برای مهار ساختارهای غیررسمی قدرت، از جمله شبکههای اقتصادی و امنیتی خارج از کنترل دولت قرار دارد؛ شبکههایی که بخشی از آنها در ساختارهای شبهنظامی یا احزاب قدرتمند ریشه دارند.در همین چارچوب، مبارزه با فساد دیگر صرفاً یک سیاست داخلی نیست، بلکه به ابزاری برای بازتعریف اقتدار دولت مرکزی تبدیل شده است. به تعبیر برخی تحلیلگران سیاسی، «فساد در عراق نه یک انحراف اداری، بلکه بخشی از معماری قدرت است.» به همین دلیل هرگونه برخورد قضایی گسترده، ناگزیر پیامد سیاسی دارد و میتواند به بازآرایی بلوکهای قدرت منجر شود.
رقابت قدرتها در سایه تحولات
در پسزمینه این تحولات، رقابت دیرینه میان ایالات متحده و ایران در عراق همچنان ادامه دارد. به گزارش بیبیسی فارسی و رویترز، واشنگتن طی ماههای اخیر فشار خود را بر دولت بغداد برای محدودسازی فعالیت گروههای مسلح نزدیک به ایران افزایش داده است. در مقابل، بغداد تلاش دارد میان روابط راهبردی خود با تهران و همکاریهای امنیتی-اقتصادی با آمریکا توازن برقرار کند.در تحلیل برخی رسانههای عربی مانند العربیه و الشرق الاوسط، این وضعیت بهعنوان «سیاست تعادل فعال» توصیف شده است؛ سیاستی که هدف آن جلوگیری از تبدیل عراق به میدان تقابل مستقیم قدرتهای منطقهای است، اما در عمل، دولت را در معرض فشارهای همزمان از دو سوی متضاد قرار میدهد.در چنین شرایطی هرگونه عملیات ضدفساد یا بازداشت سیاسی، ناگزیر در این چارچوب بزرگتر تفسیر میشود؛ چه بهعنوان تلاش برای تقویت دولت مرکزی و چه بهعنوان ابزار جابهجایی نفوذ میان بازیگران داخلی و خارجی.
بازتعریف ژئوپلیتیک مرزها
همزمان با تحولات داخلی عراق، بغداد در سطح منطقهای نیز در حال بازتعریف روابط خود با همسایگان است. دیدارهای اخیر میان مقامهای عراقی و طرفهای سوری در دمشق، بخشی از تلاش برای مدیریت مرزهای غربی، کنترل تهدیدهای امنیتی باقیمانده از گروه داعش و همچنین گشایش مسیرهای اقتصادی جدید ارزیابی شده است. در برخی گزارشهای تحلیلی منتشرشده در رسانههای منطقهای، این روند بهعنوان نشانهای از «پذیرش واقعیتهای جدید قدرت در سوریه» و تلاش بغداد برای تطبیق با آن تعبیر شده است. هرچند جزئیات کامل این تماسها همچنان منتشر نشده، اما جهتگیری کلی نشان میدهد عراق در حال حرکت به سمت سیاست خارجی چندلایه و عملگرایانهتر است.
عراق؛ میان دولتسازی و ساختارهای غیررسمی
مجموعه تحولات اخیر نشان میدهد عراق در یک مرحله گذار پیچیده قرار گرفته است؛ گذار از ساختاری که در آن قدرت میان دولت، احزاب و گروههای مسلح تقسیم شده بود، به سمت مدلی که در آن دولت مرکزی تلاش میکند کنترل بیشتری بر منابع قدرت اعمال کند.گزارشهای رویترز و آسوشیتدپرس درباره بازداشتهای اخیر در منطقه سبز بغداد، در کنار لغو یا بازنگری برخی پروژههای بزرگ اقتصادی به دلیل نگرانیهای فساد، نشان میدهد دولت عراق در حال افزایش سطح مداخله خود در ساختارهای اقتصادی و اداری است .اما این مسیر، بدون هزینه نیست. تجربه سالهای گذشته نشان داده هرگونه تلاش برای تمرکز قدرت، با مقاومت شبکههای تثبیتشده سیاسی و امنیتی روبهرو میشود؛ شبکههایی که بخشی از آنها در قالب احزاب پارلمانی و بخشی دیگر در قالب نیروهای مسلح غیررسمی فعالیت میکنند.
میدان تنظیم توازن
از منظر ژئوپلیتیک، عراق همچنان یکی از مهمترین میدانهای تنظیم توازن میان ایران، آمریکا و بازیگران منطقهای است. هر تغییر در ساختار قدرت بغداد، بهسرعت بازتابی فراتر از مرزهای این کشور پیدا میکند.بهگزارش بیبیسی فارسی، سیاست واشنگتن در قبال عراق بر تقویت دولت مرکزی و کاهش نفوذ گروههای خارج از ساختار رسمی متمرکز است. در مقابل، تحلیلهای منتشرشده در رسانههای نزدیک به ایران تأکید دارند که ثبات عراق بدون در نظر گرفتن واقعیتهای اجتماعی و سیاسی گروههای مختلف امکانپذیر نیست.در این میان، دولت عراق تلاش میکند از تبدیل شدن به میدان تقابل جلوگیری و به جای آن، نوعی موازنه شکننده میان بازیگران مختلف ایجاد کند؛ موازنهای که با هر بحران داخلی، از جمله پروندههای فساد اخیر، دوباره مورد آزمون قرار میگیرد.
مرحله جدید یا تکرار چرخه بحران؟
آنچه امروز در بغداد جریان دارد، صرفاً یک عملیات ضدفساد یا مجموعهای از تحرکات امنیتی نیست؛ بلکه نشانهای از ورود عراق به مرحلهای تازه از بازتعریف قدرت است.به تعبیر برخی تحلیلهای منتشرشده در رویترز و الجزیره، عراق در تلاش است از «مدیریت دائم بحران» به سمت «ساخت دولت مرکزی مقتدر» حرکت کند. اما واقعیت این است تا زمانی که رابطه میان دولت، نیروهای مسلح غیررسمی و رقابت قدرتهای خارجی بهطور ساختاری حل نشود، هر اقدام اصلاحی میتواند به نقطه آغاز بحران جدید تبدیل شود.در چنین شرایطی عراق نه در پایان یک چرخه، بلکه در آغاز مرحلهای تازه از همان چرخه تاریخی قرار دارد؛ چرخهای میان فساد و اصلاح، استقلال و نفوذ، و دولتسازی و موازنه خارجی.