شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۴
نظرات: ۰
۰
-
آمریکا در آینه سینما؛ رویای ۲۵۰ ساله یا کابوسی ناتمام؟

ده نویسنده و منتقد نیویورک‌تایمز درباره فیلم‌هایی که امیدها، رویاها، دل‌شکستگی‌ها و طنزهای ایالات متحده را در آستانه دویست‌ و پنجاهمین سالگرد تاسیسش به تصویر می‌کشند، سخن گفته‌اند.

به گزارش اطلاعات آنلاین، ایالات متحده در حالی دویست‌وپنجاهمین سالگرد تاسیس خود را جشن می‌گیرد که بیش از هر زمان دیگری درگیر تضادهای درونی و شکاف‌های عمیق اجتماعی است. در این میان، هالیوود که همواره راوی رویای آمریکایی بوده و با وعده عدالت و ثروت بی‌حدوحصر برای هر فرد مصمم، خود را در جهان بازنمایی کرده، حالا دیگر تنها به ستایش این آرمان‌ها بسنده نمی‌کند. سینمای آمریکا در طول دهه‌ها، پابه‌پای شکوه ادعایی‌اش، بازتاب‌دهنده نقاط سیاه، تبعیض‌های ساختاری و واقعیت‌های تلخ این کشور نیز بوده است. آیا می‌توان فیلمی را یافت که حقیقت مطلق این ملت متناقض را به تصویر بکشد؟ پاسخ این پرسش بی‌تردید در سلیقه و نگاه هر فرد متفاوت است، اما در آستانه این تولد تاریخی، ده منتقد و نویسنده برجسته نیویورک‌تایمز به سراغ فیلم‌هایی رفته‌اند که فراتر از زرق‌وبرق‌های هالیوودی، آمریکای واقعی را با تمام امیدها، رویاها و شکست‌هایش در برابر دیدگان ما قرار می‌دهند.

قاتل گوسفندان  (۱۹۷۸)

شاهکار چارلز برنت در اواسط دهه ۷۰ میلادی در محله «واتس» لس‌آنجلس می‌گذرد؛ یک دهه پس از ناآرامی‌های مدنی در آن منطقه. این فیلم که سیاه و سفید فیلم‌برداری شده، در آن واحد تصویری اکسپرسیونیستی از یک خانواده فقیر سیاه‌پوست و کشوری است که در آن زندگی می‌کنند؛ با تمام آرمان‌گرایی‌ها و حقایق تلخش. در نگاه برنت، زیبایی‌های اوج‌گیرنده در کنار کمدی‌های حسرت‌بار و دردهایی که تا استخوان نفوذ می‌کنند، دیده می‌شود. در اینجا، هر دیوار زخم‌خورده و زمین خالی از عهدهای شکسته سخن می‌گوید، درست مثل چهره توخالی پدر که کارگر کشتارگاه است.

- مانولا دارگیس

خون به پا خواهد شد  (۲۰۰۷)

یک غول اقتصادی بی‌رحم و خودساخته با پیشینه‌ای از معاملات مشکوک؛ یک واعظ فرصت‌طلب که بیشتر به قدرت علاقه‌مند است تا تقدس؛ و کشوری که در آن ثروت افسانه‌ای در دسترس است، به شرطی که مایل باشید پوتین خود را بر پشت همسایه‌تان بگذارید. حماسه سال ۲۰۰۷ پل توماس اندرسون که یکی از بزرگترین نقش‌های دنیل دی-لوئیس را رقم زد، رویای آمریکایی را می‌شکافد و با وام گرفتن از زبان سینمایی وسترن‌های بزرگ هالیوود، مضامین آن‌ها را وارونه می‌کند.

-آلیسا ویلکینسون

مات و مبهوت  (۱۹۹۳)

در این فیلم که دانش‌آموزان دبیرستانی تگزاس در سال ۱۹۷۶ برای تعطیلات تابستانی از کلاس‌ها بیرون می‌ریزند، معلم باحال مدرسه فریاد می‌زند: «فراموش نکنید چه چیزی را جشن می‌گیرید؛ اینکه یک مشت سفیدپوست اشرافی برده‌دار نمی‌خواستند مالیات بدهند.» این نقطه عطف ملی در ذهن نوجوانان باقی می‌ماند، اما عمدتاً پس‌زمینه‌ای برای یک شب پرهیاهو است. در این اصطکاک میان سنت‌های قدیمی و جریان‌های فرهنگی جدید، میان میهن‌پرستی و شورش، و میان آزادی بی‌کران و بی‌هدفی، آمریکایی بودن این درام ریچارد لینکلیتر انکارناپذیر است.

- مایا سلام

صورت‌زخمی (۱۹۳۲)

صحبت از تیپ‌های آمریکایی است: تجسم هرج‌ومرج و احساساتی که در سال ۱۹۳۲ سانسورچی‌ها را به وحشت انداخت. «صورت‌زخمی» توسط یک غول رسانه‌ای متولد تگزاس (هاوارد هیوز) سرمایه‌گذاری شد و توسط یک کارگردان مؤلف بزرگ (هاوارد هاکس) از فیلمنامه‌ای به قلم یک روزنامه‌نگار مشهور شیکاگویی (بن هکت) برای بازیگری که سابقاً بت تئاتر ییدیش نیویورک بود (پل مونی)، ساخته شد؛ فیلمی که تصویری خیالی از بدنام‌ترین مرد آن زمان کشور (آل کاپون) را ارائه می‌دهد.

- جی. هوبرمن

پروژه فلوریدا  (۲۰۱۷)

آیا شهری آمریکایی‌تر از اورلاندو در فلوریدا وجود دارد؟ جاذبه‌های آن نوید رویاهای بزرگ، تفریح بزرگ و فرار کامل را می‌دهند، اما اغلب این زرق و برق، مبارزه عظیم طبقه کارگر برای زنده نگه داشتن آن رویاها را می‌پوشاند. شان بیکر، کارگردان فیلم، در این درام درخشان که در آن سوی دنیای دیزنی جریان دارد، پیچیدگی‌های اورلاندو و خود آمریکا را به تصویر می‌کشد.

- میکادو مورفی

نشویل  (۱۹۷۵)

تعداد کمی از فیلمسازان هستند که آثارشان به اندازه رابرت آلتمن، آمریکا را با تمام پیچیدگی‌ها و تناقضاتش در بر بگیرد. او در بهترین فیلم‌هایش به سراغ مقدسات، نهادهای سخت‌گیر، اسطوره‌های مرزی و تصورات مرسوم از قهرمانی رفت و این کار را با چشمک زدن‌های زیرکانه و خنده‌هایی آرام انجام داد. شاهکار سال ۱۹۷۵ او، «نشویل»، چیزی ذاتا آمریکایی دارد؛ اینکه چگونه او با درهم تنیدن داستان ۲۴ شخصیت از پیشینه‌های مختلف اجتماعی در پایتخت موسیقی کانتری طی چند روز، به دنبال چیزی بزرگ، همه‌جانبه و جسورانه است.

- جیسون بیلی

رقص کثیف (۱۹۸۷)

مطالعه‌ای بر شکاف‌های طبقاتی، کار، هویت، حقوق زنان، مراقبت‌های بهداشتی و موارد دیگر که در پس یک عاشقانه لطیف دوران بلوغ پنهان شده است. «رقص کثیف» تمام المان‌های لازم برای درک آمریکای پس از جنگ را دارد. پی‌رنگ صریح فیلم درباره سقط جنین در آن زمان یک پدیده نادر سینمایی بود. پیام این است که فرهنگ می‌تواند منجر به تغییرات اجتماعی و سیاسی شود؛ به‌ویژه وقتی توسط رقصندگان و نوازندگان (به‌ویژه رنگین‌پوستان فیلم) به جلو رانده شود.

-ملنا ریزیک

نقطه زابریسکی  (۱۹۷۰)

این فیلم میکل‌آنجلو آنتونیونی که در تابستان ۱۹۶۸ در بیابان موجاوه می‌گذرد، تأملی هیپنوتیزم‌کننده بر آرمان‌های آمریکایی است که از طریق دو غریبه روایت می‌شود. در میان صحنه‌های مسحورکننده غرب آمریکا و موسیقی متن تپنده پینک فلوید، لحظاتی از ناآرامی‌های شدید اجتماعی، جرم و جنایت و حرص شرکت‌ها دیده می‌شود. آنتونیونی نامه‌ای عاشقانه از نگاه یک بیگانه به آمریکا می‌نویسد؛ به مردمش و به همه آنچه در خود جای داده است، با تمام خوبی‌ها و بدی‌هایش.

-آماندا وبستر

هیچ‌کس جز یک مرد (۱۹۶۴)

مایکل رومر، کارگردان فیلم، متولد برلین بود. او نمی‌دانست در آلابامای پیش از قانون حقوق مدنی، جوان، سیاه‌پوست و فاقد امنیت شغلی بودن چه حسی دارد، اما آنچه را می‌دانست -حس ناخواسته بودن در کشور خودت - در فیلمنامه معجزه‌آسای خود ریخت. «هیچ‌کس جز یک مرد» داستانی سیاسی را با لحنی شخصی روایت می‌کند. شخصیت‌های آن - که هرگز چیزی جز انسان نیستند - برای بهتر یا بدتر، واقعیت آمریکا را بازتاب می‌دهند.

- رجی اوگو

روز افشاگری (۲۰۲۶)

جهان در آستانه فروپاشی است. عوامل شبه‌دولتی در سایه کار می‌کنند و پارانویا و بی‌اعتمادی فضا را پر کرده است. مبارزه برای آشکار کردن حقیقت به اندازه مبارزه برای سرکوب آن خشمگینانه است. «روز افشاگری» یک حماسه علمی-تخیلی درباره حضور بیگانگان است، اما وقتی از هیاهو عبور می‌کنیم، اضطراب و عدم قطعیتی را منتقل می‌کند که زندگی مدرن آمریکایی را فرا گرفته است. در پایان، وقتی قهرمانان ما حقیقت را فاش می‌کنند، حال و هوا به خوش‌بینی لرزان و آزمایشی تغییر می‌کند و آخرین دیالوگ فیلم، دعوتی است برای درک یکدیگر: «گوش کن».

- اندرو لاوالی

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی