رهبر شهید علاوه بر آگاهی درباره شعر و ادب، بر آثار سعدی و حافظ اشراف داشتند و بخش عمدهای از کتابهای ایشان مربوط به آثار ادبی جدید بود.
قائممقام رئیس مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی در گفتگو با ایرنا، درباره منزل آقای شهید ایران که در مشهد بود، توضیح داد: این منزل خود ایشان است و نه منزل پدری ایشان. منزل پدری داستان دیگری دارد. در یک سفر که از قضا روز فردوسی ۲۵ اردیبهشت بود به مشهد مشرف شدم، منزل خودشان را دیدم. این خانه هنوز باقی مانده، در حالی که خانههای پیرامون آن برج شده و این خانه در میان آنها قرار گرفته است.
احمد مسجدجامعی در توضیح درباره بخشهای مختلف منزل رهبر شهید در مشهد، گفت: وقتی وارد آن ساختمان میشویم، آشپزخانه و طرف دیگر کتابخانه قرار دارد. وسایلی از جمله یخچال، چراغ گاز، آبمیوهگیری برقی در آشپزخانه است، زیراندازها فرش نیست اما خوب است. خانه زیرزمینی با حوض زیبا دارد، در آن زمان خانهها چنین حوضهایی برای تابستان داشتند.
کتابخانه منزل قدیمی رهبر شهید
وی با اشاره به کتابخانهای که در منزل رهبر شهید وجود داشت، توضیح داد: از مسئولان پرسیدم که این کتابخانه همان کتابخانه قدیمی ایشان است و از همان سالها باقی مانده است؟ پاسخ مثبت دادند اما گفتند این کتابها براساس گزارش ساواک تهیه شده است. ساواک کتابها را جمع کرده و برده بود، اما فهرستی از کتابهایی که ایشان میخواندند از آن باقی مانده است که در پرونده ایشان در ساواک بود، آن فهرست را آوردند و بر اساس آن کتابها دوباره تهیه شد.
این پژوهشگر فرهنگی با بیان نکاتی درباره کتابهای کتابخانه رهبر شهید گفت: یک قسمت کتابهای مرتبط با حوزه دین است که هر یک از علما این کتابها را داشتند؛ کتابهایی از قبیل «بحارالانوار»، «احقاق الحق»، «اصول کافی» و «شرح لمعه». داشتن این کتابها طبیعی است، زیرا ایشان روحانی بودند و وجه روحانیت ایشان برجسته بود. به یاد دارم در همان سالها استادی داشتند که به او حاج آقا مرتضی شیخ میگفتند، پسر حاج عبدالکریم حائری بنیانگذار حوزه علمیه قم بود. او بر اساس دادههایی که داشت، پیشبینی کرده بود که آقای خامنهای جوان در آینده یکی از مراجع یا بزرگ علمای خراسان میشود.
مسجدجامعی افزود: برخی از آثار موجود در کتابخانه ایشان با زمانه ارتباط داشت؛ زمانی گفتار فلسفی و زمانی «صلح امام حسن(ع)» که خودشان ترجمه کردند، همچنین آثار مرتضی مطهری، شریعتی، مهدی بازرگان، حسینعلی راشد و نویسندگان مصری مورد توجه بود.
او با تاکید بر اینکه بخش عمدهای از کتابهای رهبر شهید مربوط به آثار ادبی جدید بودند، بیان کرد: آثار ادبی قدیم را بیشتر علمای تهران و مشهد داشتند و با شعر و ادب آمیخته بودند؛ حافظ، سعدی، جامی و مولوی، اینها شعرهایی بود که میخواندند حتی شعرای جدید مانند ایرج میرزا، پروین اعتصامی، صادق سرمد، خوشدل تهرانی، شهریار را میخواندند. بهویژه به یاد دارم مناظرههای پروین را در منبرها میخواندند.
تسلط به شعر، ادب و آواز
مسجدجامعی با اشاره به صدای خوش رهبر شهید، گفت: ایشان صدای خوشی هم داشتند و دستگاههای موسیقی ایرانی را میشناختند. در خاطر دارم هنگام مسافرت به مشهد، به خانه شخصیتها و روحانیون این شهر میرفتیم که خانههای بزرگی با بیرونی و اندرونی داشتند. بعد از دیدارهای معمول، دیدارهایی مانند گعده برگزار میشد که در آنها شعر میخواندند. گاهی هم اینها را در دستگاه میخواندند.
وزیر اسبق وزارت فرهنگ افزود: در جلسهای پدرم این شعر را با لحن بَم خواند که «گفتمش خورشید سرزد، ماه من بیدار شو/ گفت تا من خفته باشم چون برآید آفتاب» و رهبر شهید هم شعری از عماد خراسانی را در اوج خواندند.
شما چه نظری دارید؟