به گزارش اطلاعات آنلاین، نیروی هوایی فرانسه تدوین الزامات و نیازمندیهای این جنگنده را سال ۱۹۸۳ — تنها سه سال پیش از نخستین پرواز آن — آغاز کرد؛ هر چند تأخیرهای عمده در روند توسعه باعث شد ورود این هواپیما به خدمت عملیاتی با تأخیر زیاد و سال ۲۰۰۱ محقق شود. پس از توقف موقت تولید در سال ۱۹۹۶ به دلیل محدودیتهای بودجه، رافال در مه ۲۰۰۱ در نیروی دریایی فرانسه عملیاتی شد و سپس در سال ۲۰۰۴ به مراحل اولیه توانمندی عملیاتی در این نیرو دست یافت. ورود گسترده این جنگنده به خدمت در نیروی هوایی تازه در سال ۲۰۰۶ — یعنی ۲۰ سال پس از نخستین پرواز آن — آغاز شد.
برنامه رافال از همان ابتدا فاصلهای زیاد با فناوریهای پیشرو و روزآمد داشت؛ بهطوری که تا زمان نخستین پرواز آن، ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی با قاطعیت به سمت توسعه فناوریهای نسل پنجم نبرد هوایی حرکت کرده و طراحی پایه این جنگنده فرانسوی را بسیار عقبتر از استانداردهای روز باقی گذاشته بودند.
ناتوانی در رقابت همتراز با دو قدرت پیشرو و نوآور جهان در حوزه هوافضای دفاعی باعث شد تا برنامههای فرانسه و سایر کشورهای اروپایی، بهجای تعیینکنندگی در روندهای فناورانه، صرفاً به واکنش در برابر آنها بپردازند. گرچه برنامههای چین هم در آن مقطع با چالش مشابه روبرو بودند، اما این کشور در دهههای بعد موفقیت بسیار بیشتری در پر کردن شکافهای فناورانه و حرکت سریع به سوی نسل پنجم جنگندهها — و حتی فراتر از آن — از خود نشان داد.
در اواسط دهه ۱۹۸۰، زمانی که رافال آزمایشهای پرواز خود را آغاز میکرد، ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی پیش از این جنگندهها و رهگیرهای نسل چهارم بالغ را به میدان فرستاده بودند، به طوری که F-15 ایالات متحده و MiG-31 و Su-27 شوروی همگی پتانسیل رزمی بسیار بیشتری نسبت به رافال داشتند. مزایای این جنگندهها شامل برتری در اکثر جنبههای عملکرد پروازی، برد بسیار طولانیتر و ادغام حسگرهای بسیار قدرتمندتر و همچنین پتانسیل رشد بسیار بیشتر نسبت به هواپیماهای سبک وزن فرانسوی بود.
ایالات متحده از سال ۲۰۰۰ (و ژاپن از سال ۲۰۰۲) شروع به تجهیز جنگندههای F-15 خود به رادارهای مدرن «آرایه اسکن الکترونیکی فعال» (AESA) کرد، اما رافال با سالها تأخیر و تنها در سال ۲۰۱۳ به این فناوری مجهز شد؛ این امر باعث شد جنگندههای برتر آمریکایی نه تنها به رادارهایی با ابعاد بسیار بزرگتر، بلکه به رادارهایی بسیار پیشرفتهتر نیز مجهز باشند.
توانمندیهای جنگنده «رافال» در طول دوران خدمت خود بهتدریج از سطح فناوریهای روز عقب مانده است؛ بهویژه با ورود جنگندههای نسل پنجم F-35 (در سال ۲۰۱۵) و J-20 (در سال ۲۰۱۷) به خدمت که سطح توانمندیهای این کلاس از جنگندهها را به مراتب ارتقا دادند. نوسازیهای تدریجی هر دو نوع جنگنده مذکور، رافال را بیشازپیش عقب انداخته است؛ ضمن اینکه معرفی جنگندههای پیشرفته «نسل ۴+» چینی و آمریکایی نظیر F-15EX، J-16 و J-15T، قابلیتهایی بسیار فراتر از رافال (که خود در همان نسل ۴+ قرار دارد) فراهم آورده است.
ورود جنگنده چینی J-20A به خدمت و همچنین ورود برنامهریزیشده مدل F-35 Block 4 در اوایل دهه ۲۰۳۰، شکاف عملکردی را بیش از پیش افزایش خواهد داد، چرا که پتانسیل نوسازی رافال بسیار محدودتر است. در همین حال، روسیه که به دلیل افول پس از فروپاشی شوروی در زمینه توسعه جنگنده از آمریکا و چین عقب مانده بود، جنگنده نسل پنجم Su-57 خود را بهطور قابلتوجهی ارتقا داده است؛ جنگندهای که اگرچه پیچیدگی فنی کمتری نسبت به J-20 یا F-35 دارد، اما همچنان از پتانسیلهای رزمی و قابلیتهای نوسازی بسیار بالاتری نسبت به هر نوع جنگنده اروپایی برخوردار است.
چشمانداز صادراتی رافال نیز به دلیل ناتوانی در رقابت همسطح با جنگندههای پیشرفته نسل پنجم، بهشدت محدود شده است؛ بهطوری که این هواپیما در تمامی مناقصههایی که در برابر F-35 شرکت کرده، بازنده بوده است. در نتیجه، برنامه جنگنده فرانسوی بهشدت به سفارشهای داخلی و فروش به کشورهایی وابسته شده که به دلایل سیاسی امکان بررسی گزینه F-35 را ندارند؛ کشورهایی نظیر اندونزی، قطر و مصر.
این جنگنده فرانسوی نخستین آزمون رزمی سنگین خود را در مه ۲۰۲۵ تجربه کرد؛ در جریان این درگیریها، بین یک تا چهار فروند از این هواپیماها که توسط نیروی هوایی هند به پرواز درآمده بودند، در تقابل با جنگندههای «نسل ۴+» مدل J-10C (ساخت چین) متعلق به نیروی هوایی پاکستان از کار افتادند یا سرنگون شدند؛ جنگندههایی که در زمره مدلهای ردهپایینترِ تولیدیِ فعلی چین محسوب میشوند.
پیشبینی میشود توانمندیهای جنگنده «رافال» بهتدریج از فناوریهای روز عقب بماند؛ چرا که چین قصد دارد جنگندههای نسل ششم را در اوایل دهه ۲۰۳۰ — یعنی تقریباً یک دهه پیش از ایالات متحده — وارد خدمت کند، در حالی که انتظار نمیرود هیچ کشور دیگری تا پیش از اواخر دهه ۲۰۴۰ (در خوشبینانهترین حالت) قادر به تولید جنگندههایی با توانمندی مشابه باشد.
نیروهای مسلح فرانسه دستکم تا اواخر دهه ۲۰۳۰ — و احتمالاً مدتی بسیار طولانیتر — همچنان به رافال به عنوان جنگنده اصلی خود متکی خواهند بود؛ زیرا بعید به نظر میرسد برنامههای اروپاییِ ساخت جنگنده بتوانند در آیندهای قابل پیشبینی، هواپیمایی همتراز با «اف-۳۵ بلوک ۴» (F-35 Block 4) یا «جی-۲۰ای» (J-20A) تولید کنند، چه رسد به جنگندهای از نسل ششم.
در حالی که سایر کشورهای اروپایی در واکنش به ناتوانی خود در رقابت در سطح فناوریهای پیشرفته هوانوردی رزمی به خرید جنگندههای اف-۳۵ از ایالات متحده روی آوردهاند، تعهد فرانسه به حمایت از صنایع داخلی باعث میشود ناوگان هوایی این کشور بهتدریج منسوخ شود؛ بهگونهای که فرانسه ممکن است به آخرین قدرت هستهای تبدیل شود که صرفاً به جنگندههای نسل چهارم متکی است.