شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۹
نظرات: ۰
۰
-
[امیرحسین نادری] شکاف در متحدان آمریکا

در سیاست بین‌الملل، گاهی مخاطب واقعی یک سخنرانی، کسی نیست که نامش برده می‌شود. دونالد ترامپ در اجلاس اخیر ناتو در آنکارا بارها نام اسپانیا را بر زبان آورد...

در سیاست بین‌الملل، گاهی مخاطب واقعی یک سخنرانی، کسی نیست که نامش برده می‌شود. دونالد ترامپ در اجلاس اخیر ناتو در آنکارا بارها نام اسپانیا را بر زبان آورد، این کشور را «شریکی وحشتناک» خواند، دستور داد تجارت با مادرید متوقف شود و حتی با لحنی تحقیرآمیز گفت: «دیگر حتی با آنها صحبت هم نکنید.» در نگاه نخست، همه چیز شبیه یک منازعه دوجانبه میان واشنگتن و مادرید به نظر می‌رسد، اما اگر گزارش رسانه‌های غربی را کنار یکدیگر قرار دهیم، تصویری متفاوت آشکار می‌شود. اسپانیا هدف نهایی این حمله نبود؛ این کشور تنها بهانه‌ای بود تا پیامی به تمام متحدان اروپایی آمریکا مخابره شود.

نخستین نکته‌ای که تقریباً همه رسانه‌های غربی بر آن اتفاق نظر دارند، دلیل خشم ترامپ است. بیشتر رسانه های بین المللی یادآوری کرده‌اند که دولت اسپانیا در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اجازه استفاده از پایگاه‌های مشترک را برای انجام عملیات نظامی صادر نکرد و درعین حال همچنان از پذیرش هدف ناتو برای افزایش بودجه دفاعی اروپا سر باز زده است. این دو تصمیم از نگاه ترامپ صرفاً اختلاف‌نظرهای فنی نبودند؛ بلکه نشانه‌ای از نافرمانی یک متحد در مقطعی حساس تلقی شدند.

اما نکته مهم‌تر، زمان و مکان این اقدام بود. ترامپ این سخنان را نه در یک تجمع انتخاباتی و نه در یک نشست داخلی، بلکه در برابر دبیرکل ناتو و رهبران کشورهای عضو این ائتلاف بیان کرد. انتخاب چنین صحنه‌ای، خود حامل یک پیام سیاسی بود؛ پیامی که بیش از آنکه متوجه مادرید باشد، خطاب به همه اعضای ناتو بود: «هر کشوری که در موضوعات راهبردی با واشنگتن همراهی نکند، باید آماده پرداخت هزینه سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای باشد.»

در واقع اسپانیا به درس عبرت دیگران تبدیل شد. ترامپ حتی در سخنانش از آلمان، فرانسه، ایتالیا و بریتانیا نیز نام برد، اما تنها کشوری که با عباراتی چون «پرونده‌ای تمام‌شده»، «مردم بد» و «دیگر نمی‌خواهیم با آنها تجارت کنیم» توصیف شد، اسپانیا بود. این تفاوت در لحن، اتفاقی نبود، بلکه نوعی نمایش قدرت برای اعمال فشار بر دیگر اعضای ناتو محسوب می‌شد.نکته جالب اینکه تقریباً تمام رسانه‌های اروپایی، ناخواسته به محدودیت‌های این نمایش قدرت اعتراف و یادآوری کرده‌اند که تجارت خارجی کشورهای عضو اتحادیه اروپا در اختیار بروکسل است و واشنگتن نمی‌تواند به‌سادگی یک عضو را از دیگران جدا و روابط تجاری خود را فقط با همان کشور قطع کند. به بیان دیگر، تهدید ترامپ بیش از آنکه یک تصمیم اجرایی باشد، ابزاری برای فشار سیاسی و روانی است.

رویترز، پا را فراتر گذاشته و به نکته‌ای اشاره می‌کند که اهمیت آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ اینکه این دومین بار است ترامپ چنین دستوری درباره اسپانیا صادر می‌کند. نخستین بار در ماه مارس پس از مخالفت مادرید با همکاری در جنگ علیه ایران، همین تهدید مطرح شد، اما در عمل روابط تجاری دو کشور بدون تغییر ادامه یافت. این سابقه نشان می‌دهد که واشنگتن دست‌کم در قبال یک عضو اتحادیه اروپا، ابزارهای محدودی برای عملی کردن چنین تهدیدهایی در اختیار دارد.

از سوی دیگر واکنش اسپانیا و اتحادیه اروپا نیز قابل تأمل بود. برخلاف انتظار، مادرید نه وارد جنگ لفظی با کاخ سفید شد و نه نشانه‌ای از عقب‌نشینی در مواضع خود بروز داد. دولت پدرو سانچز، با بیان اینکه روابط با آمریکا همچنان عالی است، یادآور شد که آمریکا در تجارت با اسپانیا مازاد تجاری دارد و تأکید کرد که سیاست تجاری اتحادیه اروپا به‌صورت جمعی تعیین می‌شود، نه به‌صورت دوجانبه. کمیسیون اروپا نیز بلافاصله از این عضو خود حمایت کرد و از واشنگتن خواست به تعهدات تجاری خود در قبال کل اتحادیه پایبند بماند.

این هماهنگی شاید مهم‌ترین بخش ماجرا باشد. اگر تا چند سال پیش تصور می‌شد فشار مستقیم رئیس‌جمهوری آمریکا می‌تواند به‌سرعت یک دولت اروپایی را وادار به عقب‌نشینی کند، واکنش این بار اروپا نشان داد که معادله تا حدی تغییر کرده است. اختلافات بر سر موضوعات جنگ ایران، هزینه‌های دفاعی، گرینلند و حتی سیاست‌های تجاری، شکاف‌هایی را در درون ناتو آشکار کرده که دیگر نمی‌توان آنها را صرفاً اختلافات مقطعی دانست.

در این میان، یک نکته کمتر دیده‌شده نیز وجود دارد. ترامپ در فاصله چند دقیقه، سه موضوع ظاهراً نامرتبط را کنار هم قرار داد: ایران، اسپانیا و گرینلند. اما این سه پرونده، در واقع سه ضلع یک راهبرد واحد هستند. در هر سه مورد، رئیس‌جمهوری آمریکا این پیام را تکرار کرد که امنیت و منافع واشنگتن باید بدون چون‌وچرا از سوی دیگران پذیرفته شود؛ چه این دیگران رقیبی مانند ایران باشند، چه متحدی مانند اسپانیا و چه عضوی از ناتو مانند دانمارک که بر سر گرینلند با آمریکا اختلاف دارد. کنار هم قرار گرفتن این سه موضوع، تصویری روشن از نوع نگاه دولت ترامپ به اتحادهای بین‌المللی ارائه می‌دهد؛ اتحادهایی که از منظر او تا زمانی ارزشمندند که در خدمت اولویت‌های آمریکا باشند.

از این منظر، حمله لفظی به اسپانیا صرفاً واکنشی احساسی به یک اختلاف سیاسی نبود؛ بلکه بخشی از تلاش واشنگتن برای بازتعریف مناسبات درون ناتو پس از جنگ ایران محسوب می‌شود؛ جنگی که برخلاف انتظار آمریکا، نتوانست همه متحدان غربی را در یک صف واحد قرار دهد و اکنون آثار آن در مناسبات فراآتلانتیکی نیز آشکار شده است .شاید مهم‌ترین نتیجه اجلاس آنکارا همین باشد؛ اینکه اختلاف بر سر ایران، دیگر صرفاً یک پرونده خاورمیانه‌ای نیست، بلکه به معیاری برای سنجش میزان تبعیت یا استقلال متحدان آمریکا تبدیل شده است؛ ضمن اینکه آنچه در اجلاس آنکارا رخ داد، فراتر از یک اختلاف دوجانبه، از بازتعریف آرام اما تدریجی توازن قدرت در روابط آمریکا و اروپا حکایت دارد.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی