۵  عامل خطرزا در ۰۵ سالگی 
اگر در آستانه ۵۰ سالگی‌ هستید و فکر می‌کنید برای تغییر عادت‌ها دیر شده است، پژوهشی جدید نشان می‌دهد کاملاً در اشتباه هستید . 
به گزارش نیویورک پست، یافته‌های پژوهش جدیدی که در نشریه پزشکی نیوانگلند منتشر شده است نشان می‌دهد پنج عامل شایع بروز بیماری قلبی می‌توانند بیش از یک دهه از طول عمرتان
 بکاهند.
این عوامل عبارت‌اند از فشار خون بالا، کلسترول بالا، چاقی، دیابت، و سیگار کشیدن.این پنج عامل تقریبا در ۵۰ درصد از موارد ابتلا به بیماری‌های قلبی ‌ـ‌ عروقی دخیل‌اند.
با این حال سوال اصلی ما این بود که در صورت حذف یا اصلاح این عوامل در میانسالی، چند سال ممکن است به عمر افزوده شود؟
نتایج یک تحقیق که بر اساس داده‌های بیش از دو میلیون نفر در ۳۹ کشور به‌دست آمد، تکان‌دهنده است: مردان و زنانی که هر پنج عامل خطر را داشتند به‌ترتیب ۱۲ سال و ۱۴.۵ سال کمتر از افراد فاقد این عوامل خطرزا عمر می‌کردند.
در نبود این پنج عامل خطر، احتمال مرگ مردان پیش از ۹۰ سالگی ۶۸ درصد بود، اما در صورت وجود هر پنج عامل، این احتمال به ۹۴ درصد می‌رسید. برای زنان، این عدد از ۵۳ درصد به ۸۸ درصد افزایش پیدا می‌کرد.
اما خبر خوب این است که پژوهشگران دریافتند حتی اگر در اواسط دهه ۵۰ سالگی تغییر سبک زندگی را آغاز کنید، کنترل این پنج عامل می‌تواند پنج سال به عمرتان بیفزاید.
همان‌طور که پژوهش‌های پیشین نیز نشان داده‌اند، سیگار و فشار خون بالا خطرناک‌ترین عوامل دخیل در بروز بیماری قلبی‌اند.
یافته‌های این پژوهش نشان داد که ترک سیگار در حدود سن ۵۵ سالگی ۲.۱ سال به عمر زنان و ۲.۴ سال به عمر مردان اضافه می‌کند. به همین ترتیب، کاهش فشار خون در این سن شروع بیماری قلبی را در زنان ۲.۴ سال و در مردان ۱.۲ سال به تأخیر 
می‌اندازد.
این پژوهش نشان می‌دهد که افراد حتی در دهه ۵۰ سالگی نیز می‌توانند تغییرات اساسی در سبک زندگی یا راهبردهای پیشگیری از بیماری ایجاد کنند تا تأثیر چشمگیری بر طول عمرشان داشته باشد. 
 

با چاقی زودتر به سمت پیری می روی!
با توجه به افزایش جهانی چاقی، بررسی سازوکارهای سیستم مغزواعصاب مرتبط با چاقی و تأثیر آن بر سلامتی مغز و عملکرد شناختی آن اهمیت ویژه‌ای یافته، با این حال، از آنجا که تاثیر چاقی بر مغز پیچیده و چندلایه است، محققان تحقیقی را منتشر کرده اند که به شناخت بهتر سازوکارهای عصبی حاکم بر رابطه بین چاقی و سلامت شناختی در بزرگسالان کمک می‌کند.
به گزارش این محققان، نقش چاقی در سلامتی مغز و عملکرد شناختی تأیید شده، اما آثار بلندمدت الگوهای مختلف چاقی بر روند پیری مغز هنوز به‌طور کامل شناخته نشده است. بسیاری از مطالعات موجود هم صرفاً به داده‌های مقطعی تکیه دارند که تمایز میان چاقی مزمن و چاقی مقطعی و موقت را دشوار می‌کند. همچنین مشخص نیست که سطوح مختلف چاقی در طول زمان چگونه بر ساختار و عملکرد مغز تاثیر می‌گذارند. در مطالعات طولی (در طول زمان)، محققان بررسی می‌کنند که شاخص توده بدنی یا سایر معیارهای چاقی در طول سال‌ها چه روندی طی می‌کنند. این روندها را (trajectories)  می‌نامند.
این مطالعه با استفاده از داده‌های بانک اطلاعات زیستی بریتانیا، پنج مسیر متفاوت چاقی را شناسایی کرد: کمی پایدار (افرادی که همیشه وزن پایینی داشتند و این وضعیت را در طول زمان حفظ کرده‌اند)، متوسط‌ پایدار (افرادی که همیشه چاقی یا اضافه‌وزنی متوسط داشتند و این سطح تغییر زیادی نکرده است)، زیاد پایدار (افرادی که همیشه چاق بوده‌اند)، افزایشی (افرادی که وزنشان در طول زمان افزایش یافته و از وزن پایین یا متوسط به چاقی شدید رسیده‌اند) و کاهشی (افرادی که ابتدا چاق بودند، اما در طول زمان وزنشان را کم کردند) و بررسی می‌کند که این مسیرها چگونه بر ساختار مغز، عملکردهای ارتباطی و توانایی‌های شناختی در افراد میانسال و سالمند تأثیر می‌گذارند.
نکته قابل توجه این است که در افرادی که در مسیر کاهشی چاقی قرار داشتند، نسبت به گروه کمی پایدار، آسیب کمتری در ساختار مغز و عملکرد شناختی مشاهده شد. در مقابل، مسیرهای افزایشی، متوسط‌ پایدار و زیاد پایدار به ترتیب با اختلالات شدیدتر در ساختار مغز، ارتباطات عملکردی و توانایی‌های شناختی همراه بودند. در این میان، آسیب‌ها در مسیر افزایشی، ابتدا در نواحی جلویی مغز شروع شد و به مرور گسترش یافت، در مسیر متوسط پایدار، به لوب آهیانه‌ و گیجگاه گسترش یافت و در مسیر زیاد پایدار، به اختلالات مغزی گسترده منجر شد.
این یافته‌ها نشان می‌دهند که چاقی تدریجی با تغییرات منفی در ساختار و عملکرد مغز و اختلال شناختی همراه است. بنابراین پایش و کنترل طولانی‌مدت وزن، به‌ویژه از طریق رویکردهای چندبعدی، از اهمیت بالینی برخوردار است؛ یعنی می‌تواند در پیشگیری و کنترل مشکلات شناختی در افراد چاق و در معرض چاقی مؤثر باشند.
پژوهش نتیجه می‌گیرد که چاقی مزمن می‌تواند یک شاخص بالقوه برای ارزیابی پیری مغز باشد و برای حفظ سلامتی مغز، کاهش شدت و مدت زمان چاق بودن ضروری است.

عوارض زایمان سزارین برای مادران بالای ۳۵ سال
در ۴ دهه گذشته، بارداری پس از ۳۵ سالگی به شدت افزایش پیدا کرده‌است. این روند افزایشی در ایالات‌متحده از دهه ۱۹۷۰ تاکنون به شدت زیاد بوده‌است. در سال ۲۰۱۸ گفته شده که ۱۸ درصد از زنانی که فرزند به دنیا آوردند، بالای ۳۵ سال سن داشتند و این در حالی است که در سال ۲۰۱۳، نرخ بارداری در این سن ۱۵ درصد و در سال ۲۰۰۲، حدود ۱۱ درصد بوده است. بسیاری از زنان اولین فرزندشان را بعد از ۳۵ سالگی به دنیا می‌آورند. نرخ به دنیا آوردن اولین فرزند در این سن در سال ۲۰۰۰ در ایالات‌متحده حدود ۸ درصد بود و در سال ۲۰۱۸ به حدود ۱۱ درصد رسید. 
یکی از خطرات زایمان در سنین بالا آن است که مادر مجبور می‌شود از عمل سزارین برای به دنیا آوردن فرزندش بهره ببرد و زایمان طبیعی نخواهد داشت. به گفته وب‌سایت مجله پزشکی «اودنس بیسد برث»، در ایالات متحده در سال ۲۰۱۸، نرخ سزارین در زنان ۲۵ تا ۲۹ ساله ۳۰ درصد، در زنان ۳۰ تا ۳۴ ساله حدود ۳۴ درصد و در زنان ۳۵ تا ۳۹ ساله ۴۲ درصد بوده است و برای زنان بالای ۴۰ سال به ۴۹ درصد هم می‌رسد.
 یک حقیقت پزشکی آن است که مادران بالای ۳۵ سالی که فرزند خود را به روش سزارین به دنیا می‌آورند، ۳ برابر زنانی که زایمان طبیعی دارند با مشکلات پس از زایمان دست به گریبان خواهند بود.  به گفته نشریه «دیلی میل» مشکلاتی مانند خونریزی‌های شدید پس از سزارین مادران بالای ۳۵ سال را تهدید می‌کند.  به گفته مجله دیلی میل، در بریتانیا از هر ۴ زن، یک نفر با سزارین نوزاد خود را به دنیا می‌آورد چرا که زایمان طبیعی برای آنها خطرناک تشخیص داده می‌شود. در سال ۲۰۰۰، نرخ سزارین در بریتانیا ۱۹.۷ درصد بود و در سال ۲۰۱۵ به عدد ۲۶.۲ درصد رسید. برخی مادران هم به دلیل آنکه از زایمان طبیعی وحشت دارند، عمل سزارین را برمی‌گزینند. 
پژوهش‌هایی که در مجله «انجمن پزشکی کانادا» منتشر شده است، نشان می‌دهند از آنجایی که عمل سزارین نوعی عمل تهاجمی به شمار می‌آید، پیامدهایی برای سلامت زنان خواهد داشت. خونریزی‌های شدید پس از زایمان به این علت است که رحم آنقدر ضعیف می‌شود که نمی‌تواند از خروج خون از رگ‌های رحمی جلوگیری کند. پزشکان می‌توانند برای کنترل خونریزی مداخلاتی انجام دهند ولی این احتمال وجود دارد که آن زن دیگر نتواند باردار شود.  

 چرا بیماران مبتلا به سرطان بی‌انگیزه می‌شوند؟
یکی از پیامدهای بی‌رحمانه سرطان پیشرفته «بی‌اعتنایی» عمیقی است که بسیاری از بیماران با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند، زیرا اشتیاق به کارهایی را که پیش‌تر برایشان ارزشمند بود از دست می‌دهند. 
این بی‌اعتنایی و ناتوانی، که «سندرم نزاری» یا «ضعف سرطانی» (cachexia) نامیده می‌شود، بر حدود ۸۰ درصد بیماران مبتلا به سرطان پیشرفته تاثیر می‌گذارد، و با آنکه بیماران تغذیه کافی دارند، تحلیل شدید عضلانی و کاهش وزن در آنها مشهود است. بی‌انگیزه بودن نه‌تنها رنج بیماران را عمیق‌تر می‌کند، که سبب می‌شود از خانواده و دوستانشان هم فاصله بگیرند، زیرا آنها درگیر درمان‌های دشوار و سختی‌اند که مقاومت و سرسختی زیادی می‌طلبد و خانواده را تحت فشار قرار می‌دهد.
فرض پزشکان بر این است که کناره‌گیری از زندگی واکنشی روانی به وضعیت بیماری است. اما شاید این بی‌اعتنایی پیامد جانبی زوال جسمی نیست و بخشی جدایی‌ناپذیر از خود سرطان است. محققان در این پژوهش جدید، که در مجله «علم» (Science)  منتشر شد، فرضیات دهه‌ها را زیر سوال می‌برند و می‌گویند سرطان فقط به بدن حمله نمی‌کند، بلکه مداری خاص در مغز را، که اراده را کنترل می‌کند، به تصرف درمی‌آورد.
محققان برای حل معمای بی‌انگیزگی ناشی از سرطان، مسیر دقیق التهاب را ردیابی و به درون مغز زنده نگاه کردند، چیزی که آزمایش آن در انسان ناممکن است.
آنها با بررسی موش‌ها متوجه شدند که سرطان نه‌تنها مغز را به طور کلی فرسوده می‌کند، که سیگنال‌های التهابی هدفمندی ارسال می‌کند که مغز آنها را شناسایی می‌کند و با کاهش دوپامین انگیزه را کاهش می‌دهد. این با توصیف بیماران مطابق است که می‌گویند: «همه‌چیز سخت به نظر می‌رسد.» 
محققان می‌گویند که بخش هیجان‌انگیز ماجرا بازگرداندن انگیزه به موش‌ها بود. آنها برای مبارزه با حالت نزاری یا ضعف سرطانی چندین راه پیدا کردند. اول اینکه نورون‌های حسگر التهاب در ناحیه پوسترما را غیرفعال کردند و با تحریک مستقیم نورون‌ها دوپامین آزاد کردند و انگیزه طبیعی را به موش‌ها برگرداندند.
دوم استفاده از دارویی بود که سیتوکین خاص در موش‌ها را مسدود کند - مشابه داروهای تاییدشده سازمان غذا و دارو برای آرتریت. این دارو تحلیل جسمی موش‌ها را برطرف نکرد، اما تمایل موش‌ها برای پاداش و تلاش را برانگیخت. این نتایج محققان را امیدوار کرده است تا راهی برای کاهش پیامدهای سرطان پیشرفته بیابند. البته آنها بر لزوم تحقیقات بیشتر تاکید می‌کنند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی