سحر محمودی
مقدمه:
رمان«نخجیر»نوشته مصطفی بیان، کتابی است حماسی و تاریخی. اثری است که تلاش دارد با شخصیت های پرجزئیات و پیچیده اش دنیای زنده و پُرکشمکش رابه تصویر بکشد و با تلفیق نبرد شیرزن ایرانی با اعراب در زمان ساسانی با جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۵۹ تمثیلی زیبا بین این دو داستان ایجاد کند.
در این تحلیل تلاش شده تا با نگاهی روانشناسانه ویژگی ها و انگیزه ها و تحول های هر شخصیت بررسی شود و تاثیر آن بر روند داستان و پیام کلی اثر واکاوی شود
.
خلاصه داستان
داستان در مورد پیشوا و رهبر عراق و زندگی فلاکت بار او در زمان جنگ ایران و عراق است. کسی که قصد دارد یک هفته ای ایران را تسخیر کند و جنگی به پا می کند. مصطفی بیان حوادث پنج روز اول جنگ را بیان می کند. این داستان شجاعت و دلاوری نیروی هوایی ارتش ایران در زمان جنگ را نشان می دهد که چطور توانستد در مقابل صدام و نیروهایش ایستادگی کنند. عزیزالله جعفری یکی از نیروهای هوایی ارتش ایران از شخصیت های مهم این داستان است کهبا رشادت خود توانست پل شط العرب را که آن زمان عراق را به دزفول متصل می کرد از بین ببرد.
تحلیل شخصیت ها از منظر کتاب
با توجه به توصیفی که از صدام در این بخش از رمان آمده، میتوان چند ویژگی برجسته را که به برخی اختلالات شخصیت در روانشناسی نزدیک است، شناسایی کرد:
خودشیفتگی واحساس اهمیت شخصی بالا: او خود را در ردیف «اسطورههای پرآوازه جهان عرب» میبیند و دیگران هم این تصویر را تقویت میکنند.
تمرکز بر ظاهر و نمایش قدرت: دقت وسواسگونه به لباس شیک، کروات گرهخورده «با وزوز فرحان»، و ژست سیگار برگ کوبایی، نشانهای از اهمیت دادن به جلوه بیرونی برای حفظ تصویر اقتدار است.
بیاعتنایی به دیگران در حالت ظاهری خونسرد: این نوع خونسردی اغلب در شخصیتهای خودشیفته ابزاری است برای نمایش برتری. اختلال شخصیت ضد اجتماعی و بیتفاوتی هیجانی به موقعیتهای مهم و جدی: در جلسهای حساس با بیش از هزار نفر، به جای تمرکز جدی بر محتوا، ژست و سیگار کشیدن برجسته است.
استفاده ابزاری از دیگران و رویدادها برای تقویت تصویر خود: ساخت فیلم سفارشی برای ثبت لحظهها به نفع وجهه شخصی، میتواند نشانگر نگاه ابزاری به انسانها و وقایع باشد.
ویژگیهای پارانوئید (Paranoid Traits) گرچه در متن صریح بیان نشده، اما مقام بالای سیاسی در رژیم بعث و علاقه به کنترل تصویر عمومی، معمولاً با بیاعتمادی و کنترل شدید محیط همراه است. این میتواند نشانه گرایشهای پارانوئیدی باشد.
ویژگیهای اختلال شخصیت خودکامه/استبدادی این دسته در DSM-۵ به عنوان تشخیص رسمی نیست، اما در روانشناسی سیاسی مطرح است.
لذت یا رضایت از نمایش قدرت و تحقیر مخالفان: روند حذف مخالفان به شکل علنی و در حضور جمع، همراه با شعار اجباری، نوعی نمایش تحقیر و تثبیت اقتدار است.ساختار کاملاً سلسلهمراتبی و انضباط ترسآلود: همه چیز در خدمت تثبیت قدرت فردی رهبر است. تصویر صدام در داستان «نخجیر» از یک رهبر خودشیفته و بیرحم به یک دیکتاتور تمامعیار با ویژگیهای ضد اجتماعی، خودشیفتگی، پارانوئید و خودکامگی سادیستی تکمیل میشود. اینجا نهتنها قدرت مطلقه را در اختیار دارد، بلکه از ترس و تحسین اجباری به عنوان ابزار بقای سیاسی استفاده میکند.
به نظر میرسد «سعد ابن ابی وقاص» در این موقعیت نه یک مخالف، بلکه یک حامی و تحریککننده اصلی صدام بوده. این توصیف ویژگیهای شخصیتی زیر را نشان میدهد:
ویژگی چاپلوسی و فرصتطلبی (Opportunism) استفاده از جملات اغراقآمیز مثل «فاتح ایران» یا «قهرمان ملی جهان عرب» برای تقویت غرور پیشوا، نشانهای از چاپلوسی است.چنین افرادی معمولاً به قدرت وابستهاند و برای حفظ موقعیت خود از تحسین بیحد و مرز استفاده میکنند.
در روانشناسی سیاسی، چنین افرادی را «enabler» یا توانمندساز دیکتاتور مینامند؛ کسانی که با تعریف و تحریک، زمینه تصمیمات خطرناک رهبر را فراهم میکنند.
برای تحلیل شخصیت «شیر زن ایرانی» در رمان «نخجیر» از منظر روانشناسی، میتوانیم چند محور مهم را در نظر بگیریم:
ویژگیهای شخصیتی و تیپ روانشناختی «شیر زن ایرانی»نمادی از قدرت، شجاعت و مقاومت است.
از دیدگاه روانشناسی، او میتواند نمونهای از شخصیت با ویژگیهای «برونگرایی» بالا، «ثبات هیجانی» و «قاطعیت» باشد. چنین شخصیتی معمولاً توانایی مقابله با فشارها و تهدیدهای بیرونی را دارد و در برابر مشکلات تسلیم نمیشود.انگیزهها و اهداف او معمولاً انگیزههای قوی مثل حفاظت از خانواده، حفظ ارزشها و مقابله با ظلم را دارد.
از نظر نظریه نیازهای مازلو، میتوان گفت که این شخصیت در سطحهای بالاتر هرم نیازها (احترام و خودشکوفایی) قرار دارد؛ چون علاوه بر حفظ امنیت فیزیکی، به دنبال معنا و ارزشهای والا است.
تأثیر شخصیت بر روند داستان و پیام کلی: وجود چنین شخصیتی در رمان، پیامهایی درباره استقامت، ایثار و هویت فرهنگی منتقل میکند. این شخصیت باعث میشود خواننده با قدرت و مقاومت زنانه در برابر سختیها آشنا شود و ارزشهای مربوط به شجاعت و پایبندی به اصول را بهتر درک کند.
تحلیل شخصیت عزیزالله جعفری براساس متن کتاب(به سرعت به همراه مسعود خودرا به هواپیمارساند از پلکان هواپیما بالا رفت مسلسلش را آماده کرد و مسلسل های دشمن را منهدم کرد.... با هواپیمای دوم فاصله گرفته بود....موشک حرارتی به هواپیما اصابت کرد.... هواپیما به طرف پل چرخید و آماده شلیک شد چند اتومبیل غیرنظامی را دید و دست نگه داشت)عزیزالله جعفری ممکن است شخصیتی با صفات کلیدی مانند مسئولیتپذیری، تعهد به خانواده و جامعه، و مقاومت در برابر مشکلات باشد.
از منظر روانشناسی، چنین فردی احتمالا دارای درجه بالایی از «وجدانگرایی»(Conscientiousness)است که باعث میشود به وظایف و تعهداتش با دقت و پشتکار بپردازد. عزیزالله جعفری ممکن است نمادی از انسانهای متعهد به ارزشهای اخلاقی و فرهنگی باشد که در برابر دشواریها ایستادگی میکنند.
وجود چنین شخصیتی پیامهایی درباره اهمیت مسئولیتپذیری، وفاداری و شجاعت منتقل میکند. روند تغییر و تحول عزیزالله در داستان میتواند نشانهای از فرآیند تطهیر (کاتارسیس) یا حل تعارضات درونی باشد که به رشد روانی او منجر میشود.

شما چه نظری دارید؟