خبرآنلاین نوشت: در شرایط حساس و تهدیدهای نظامی، حیاتیترین نیاز هر کشوری، حفظ اتحاد و همبستگی ملی است. این اتحاد اما به معنای حذف صداهای دیگر و حاکم شدن فضای تکصدایی نیست؛ بلکه معنای واقعی انسجام در روزهای بحرانی این است که همهی افکار، سلیقهها و گرایشهای سیاسی و اجتماعی، برای دفاع از منافع ملی و ایستادگی در برابر دشمن خارجی کنار هم قرار بگیرند.
با این حال، نگاهی به عملکرد رسانهی ملی در این روزهای سرنوشتساز، از دید ناظران تصویری کاملاً معکوس را نشان میدهد. بسیاری از ناظران معتقدند که صداوسیما دقیقاً در مسیر برعکس نیاز امروز جامعه حرکت میکند. در روزهایی که این سازمان باید آینه تمامقد وحدت مردم باشد، رویکردی حذفی و کاملا تکصدایی بر آن سایه انداخته است؛ چهرههای معتبر و تأثیرگذار از قاب تلویزیون حذف شدهاند و در عوض، تریبونها بهطورِ انحصاری در اختیار گروه خاصی از چهرههای تندرو قرار گرفته است.
در این رابطه علی صوفی فعال سیاسی اصلاح طلب می گوید: متأسفانه صداوسیما همچنان به روال گذشته تحت سلطه یک تفکر و یک جریان خاص قرار دارد که در رأس آن آقای وحید جلیلی در جایگاه قائممقام سازمان ایفای نقش میکند و جبهه پایداری، این رسانه را بر اساس سبک و سیاق و تفکر خود پیش میبرد.
این فعال سیاسی با اشاره به تحولات عظیم جامعه و درک حاکمیت از نقش کلیدی مردم به عنوان پدافند غیرعامل در کنار عامل موشکی و تجهیزات نظامی ادامه می دهد: دشمنان امید داشتند و روی این مسئله حساب باز کرده بودند که با حمله نظامی به کشور، مردم به نفع آنها به خیابانها بیایند؛ اما نه در جنگ ۱۲ روزه و نه در جنگ رمضان چنین اتفاقی رخ نداد و نتیجه کاملاً برعکس شد.
صوفی تأکید می کند: مردم با هر سلیقه و گرایش سیاسی به میدان آمدند و حتی اپوزیسیون خارج از کشور نیز حمله نظامی و تهدید علیه امنیت ملی و سرزمین ما را برنتابید و در مقابل آن موضع گرفت.
وی در ادامه با بیان اینکه صداوسیما در این شرایط سعهصدر لازم را از خود نشان نداد، خاطرنشان می کند: با وجود تغییر رویکرد حاکمیت نسبت به مردم و اذعان تمامی مسئولان از ردههای بالا تا پایین به این تغییر، رسانه ملی همان مسیر بسته گذشته را طی کرد.
به گفته او، در برنامههای تحلیلی، چهرههای اصلی اصلاحطلب اصلاً حضور نداشتند و اجازه ورود نیافتند؛ مگر اینکه در مقطع جنگ ۱۲ روزه، گاهی از معدود افرادی که بیانیه «روزنهگشایی» را امضا کرده بودند، استفاده شد.
این مطلب را از دست ندهید: یک کارشناس حقوق: تولیدات صداوسیما ماهیت کالای عمومی دارد/ حکم صادره شوکهکننده است
او همچنین به رویکرد تخریبی صداوسیما علیه مخالفان اشاره می کند و می گوید: برنامههایی در این سازمان وجود دارد که به محض صحبت کردن افراد برخلاف نظر این گروه خاص (مانند مخالفان رویکرد ضد مذاکره)، آنها را از تریبون رسانه ملی بهشدت تخریب میکنند و میکوبند.
او برای نمونه به رفتارها در قبال محمدجواد ظریف اشاره کرده و میگوید: تا آقای ظریف در جایی حرفی میزند، صداوسیما بلافاصله در برنامههای مختلف واکنش نشان داده و بهصورت طنز یا در قالب نظرات کارشناسی، این طیف و دیدگاههایشان را تمسخر کرده و به ریشخند میگیرد.
صوفی با بیان اینکه صداوسیما نتوانسته رسالت اصلی خود را انجام دهد، ادامه می دهد: هرچند تمام تمرکز سازمان روی پوشش حضور خیابانی مردم گذاشته شده که البته برای امنیت ملی لازم و دارای اهمیت است، اما همانطور که امام خمینی (ره) فرمودند، صداوسیما باید یک «دانشگاه» باشد تا هر مخاطبی که پای برنامههای آن مینشیند، چیزی بیاموزد.
صوفی شرط تحقق این یادگیری را وجود فضای «تضارب آرا» می داند و می گوید: قرار گرفتن در انحصار یک عده خاص، یکسویهنگری و تبدیل شدن به بنگاه تبلیغاتی یک جریان مشخص، باعث شده است که متأسفانه صداوسیما جایگاه انسجامبخشی و ملی خود را از دست بدهد و کاملاً در نقطه مقابل آن عمل کند.