دوران بازنشستگی مرحله مهمی از زندگی اقتصادی هر کسی است. زمانی که تجربه و کارایی یک فرد در حرفه خود به اوج می رسد و برای برخورداری از سلامت جسمی و بهداشت روحی پیش از شروع سالمندی، تحت پوشش قوانین بازنشستگی از ادامه اشتغال کناره گیری می کند.
بدیهی است یکی از ملزومات دستیابی به چنین سلامت جسمی و آرامش روحی، داشتن توان مدیریت اقتصادی خانوار در دوران سالمندی است. به همین دلیل تأمین حداقل آتیه اقتصادی جزو حقوق انسانی و اجتماعی هر فرد شاغل است.
بازنشستهای که در سایه رشد مداوم نرخ تورم اقتصادی از ادامه تأمین هزینههای زندگی هراس دارد و به اجبار قانون از چرخه اشتغال کنارگذاشته شده، نه تنها به آرامش روحی نمی رسد، بلکه تعادل روحی و سلامت جسمی خود را از دست می دهد.
طرحی که اخیراً در کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی برای تغییر نحوه محاسبه مستمری دوران بازنشستگی کارگران به تصویب رسید، با حقوق انسانی و اجتماعی کارگران و ضوابط تأمین حداقل آتیه اقتصادی آنان مغایرت دارد.
در این طرح مقرر شده مستمری دوران بازنشستگی کارگران براساس میانگین دستمزد ۳۵ سال دوره بیمه پردازی آنها تعیین شود، در حالی که مطابق ماده ۷۷ قانون تأمین اجتماعی، مستمری فعلی بازنشستگی بر اساس میانگین مزد یا حقوق دو سال آخر بیمهپردازی و با در نظر گرفتن سنوات پرداخت حق بیمه محاسبه میشود. این فرمول بهگونهای طراحی شده که نرخ جایگزینی مناسبی برای بیمهشدگان فراهم کند و از سقوط شدید سطح زندگی افراد پس از بازنشستگی جلوگیری شود.
جالب اینکه اکنون نه مجلسیان و نه دولتی ها مسئولیت ارائه پیش نویس اولیه این طرح ناعادلانه را به عهده نمی گیرند و معلوم نیست چه کسی چنین بذر ناصوابی را کاشته است؟
حتی نگاهی ساده و بدون واکاوی عمیق به شرایط اقتصادی ایران ثابت میکند که دستمزد سالهای دور کارگران با شاخص تورم فعلی تعدیل میشود و ارزش واقعی آن در محاسبه مستمری از بین می رود.
تورم مزمن اقتصادی و کاهش مستمر ارزش پول ملی در فرآیند میانگینگیری از دستمزدهای سالهای دور بدون تعدیل دقیق میتواند به کاهش قابلتوجه مستمری واقعی بازنشستگان آینده منجر شود.
مدافعان این طرح عجیب در مجلس استدلال کردهاند که اجرای آن از ۵ سال آینده آغاز خواهد شد و مشمول افرادی که طی ۵ سال آتی به کسوت بازنشستگی می رسند، نمی شود. اولاً چه کسی قادر است نرخ تورم اقتصاد ایران و میزان افزایش دستمزد کارگران را در سال ۱۴۱۰ برآورد کند؟ ثانیاٌ حتی اگر تصور کنیم در سال ۱۴۱۰ میانگین حقوق دریافتی کارگران ایران به ۵۰ میلیون تومان در ماه برسد، کسی که در این سال بازنشسته خواهد شد، دستمزد ۳۵ سال قبل او یعنی در سال ۱۳۷۵ کمتر از یک میلیون تومان در ماه بوده است. بنابر این میانگین دستمزد ۵۰ میلیون تومانی سال ۱۴۱۰ او با نخستین دستمزد دریافتی وی ۲۵ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان خواهد شد. آیا این رقم مستمری که بسیار کمتر از آخرین دستمزد کارگر متقاضی بازنشستگی است، خیانت و ناعدالتی نیست؟
بهتر است مجلس شورای اسلامی برای کاهش ناترازی صندوقهای بازنشستگی در سال های آینده از حداقل حقوق باقیمانده اجتماعی و اقتصادی بازنشستگان خرج نکند. حقوق این قشر آسیب پذیر و مظلوم در طی سال های گذشته و زیر چرخ سنگین انواع فشارهای اقتصادی بارها پایمال شده است و نمایندگان مردم بیش از این سفره معیشتی جامعه بازنشستگان کشور را محدود نکنند!