به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از هایپرآلرجیک، اثر این دانشجو با عنوان «دینامو (RATM01)» بخشی از نمایشگاه پایاندوره فارغالتحصیلان رشتههای هنرهای تجسمی و هنر صدا محسوب میشود که تا یکشنبه، ۲۴ مه، در گالری هنری والاک برقرار است. این اثر شبیه به یک موتورخانه طراحی شده و استعارهای است از سازوکارهای پنهان دانشگاه. سه ماژول بهکاررفته در آن مجهز به ساعتهای آفتابی هستند که یادآور نماد مرکزی و معروف محوطه کلمبیاست؛ اما در این اثر، این ساعتها آنچه را که به شکلی متزلزل میان خود گرفتهاند، تحت فشار و انقباض قرار میدهند.
دانشجویان ورودی ۲۰۲۴ مقطع کارشناسی ارشد کلمبیا، برای رسیدن به مدرک خود از میان طوفانی سهمگین عبور کردند. آنها پاییز همان سالی وارد دانشگاه شدند که چند ماه قبلش (۳۰ آوریل ۲۰۲۴)، تحصنهای دانشجویی در اعتراض به نسلکشی غزه با خشونت و به اجبار برچیده شده بود. پیامدهای آن واقعه سنگین بود — سرکوبهای پیدرپی، اعتراضات، بازداشتها و رفتارهای خشن اداره مهاجرت آمریکا (ICE) که جو محوطه دانشگاه را همچنان خصمانه نگه داشت.
شروع کار این گروه با تفرقه و دودستگی همراه شد. به گفته رضوانیه رحمان، یکی از دانشجویان همین دوره، او در ترم بهار ۲۰۲۵ پوسترهایی با مضمون «فلسطین را آزاد کنید، زنده باد انتفاضه» چاپ کرد و همراه چند نفر از همکلاسیهایش روی در آتلیههای خود چسباند. چند روز بعد، یک دانشجوی لیسانس آنها را پاره کرد. دانشجوی دیگری پوستر جدیدی جایگزین کرد، اما آن هم دوباره پاره شد.
بخش اول اثر والنسیا، شامل یک چفیه متعلق به رضوانیه رحمان است؛ دانشجویی که این روسری را در جریان اعتراضات به نسلکشی غزه در دانشگاه سر میکرد و چفیههایش را به دیگر دانشجویان میداد تا در عکسهای دستهجمعی کلاس یا در افتتاحیه نمایشگاه سال گذشته سر کنند. او یک سال بالاتر از والنسیا و ورودی ۲۰۲۵ بود.
در این چیدمان، چفیه رحمان میان دو ساعت آفتابی در دو طرف مخالف مچاله شده است؛ یعنی بنای یادبود ورودیهای سال ۱۸۸۵ که محل ملاقات محبوب دانشجویان در دانشگاه است، اینجا به نمادی از فشار و سرکوب خفقانآور تبدیل شده است. رحمان در حال حاضر به اتهام شرکت در تحصن داخل کتابخانه باتلر در ۷ مه ۲۰۲۵، تحت پرونده کیفری قرار دارد. پس از بازداشت او یکی از بیش از ۷۰ دانشجویی بود که دانشگاه کلمبیا مجازاتشان کرد. رحمان بلافاصله از ورود به دانشگاه منع، با ضربالاجلی کوتاه از آتلیهاش اخراج و با وجود گذراندن تمام واحدهای درسی، از دریافت مدرک کارشناسی ارشد محروم شد.
در بخش دوم چیدمان والنسیا، مدادهایی دیده میشوند که با نوکهای تیز روبروی هم گارد گرفته و یکدیگر را تهدید میکنند. این صفآرایی مدادهای گرافیتی، یادآور شکاف عمیقی است که میان خود دانشجویان بر سر این موضوع وجود دارد: اینکه چقدر باید در اعتراض به نسلکشی پیش رفت و صدا بلند کرد؟
ماژول سوم شامل یک میکروفون شکسته و یک کارت ساعتزنی حضور و غیاب است که تصویری از دستِ مرحوم ادوارد سعید روی آن نقش بسته است؛ دانشمند برجسته فلسطینی، استاد دانشگاه کلمبیا و از بنیانگذاران اصلی مطالعات پسااستعماری. اکنون میکروفون او قطع شده است؛ صدای سعید دیگر در سیاستهای امروز دانشگاه کلمبیا بازتابی ندارد — دانشگاهی که صداهای مدافع حق بنیادین زنده ماندن ملت فلسطین را خفه میکند.
به دانشجویان هنر کلمبیا مستقیماً گفته نشده بود که حق ندارند سراغ برخی موضوعات بروند؛ چیزی که با آن مواجه شدند بدتر بود. دانشجویان بینالمللی در صورتی که در هنرشان به طور صریح به نسلکشی میپرداختند، آزادی و اقامت خود را به خطر میانداختند. آیا شهروندان آمریکایی امنیت بیشتری داشتند؟ بسیاری از دانشجویان -چه آگاهانه و چه ناآگاهانه- برای حفظ امنیت خود زیر سایه تهدیدآمیز رژیم ترامپ به خودسانسوری روی آوردند؛ امری که کار والنسیا را بسیار شجاعانهتر جلوه میدهد.