علی میزراپور
امامحسین(ع) در روز سوم شعبان سال پنجم هجری متولد شد و در عاشورای ۶۱ هجری به شهادت رسید و به مدت ۱۱ سال عهدهدار امامت بود. از مهمترین وقایع زندگانی آن حضرت، قیام بر ضد حکومت یزید بود که به شهادت خود و فرزندان و یارانش در کربلا انجامید. واقعه شهادت حماسه آمیز ایشان و بروز صفات دلاورانه و جوانمردانه ایشان و خاندان و یاران بر سایر ویژگی های آن حضرت ازجمله علم و آداب دانی و عبادت پیشگی و نیایش های شگرف ایشان پرده افکنده است.
متاسفانه با فضایی که در عصر اموی به وجود آمدو خاصه در اوایل، چنان خفقان جامعه را فراگرفت که به رغم جایگاه والای امام حسن(ع) و امام حسین(ع)،کمترین شمار احادیث نیز از این دو بزرگوار روایت شده است. آنچه در پی می آید، گزینه ای از همان روایت هاست که خواننده را با گوشهای از اخلاقیات و سیره امامحسین(ع) آشنا می سازد.
ادب خانوادگی
۱ـ امیر مؤمنان(ع) فرمود: در طول زندگانی پیامبر(ص)، حسن مرا «ابوالحسین» می خواند و حسین مرا «ابوالحسن». و هر دو پیامبر(ص) را «پدر» می خواندند. وقتی پیامبر(ص) رحلت فرمود، آنان مرا پدر خواندند. (مقاتل الطالبیین، ص۲۴)
۲ـ راشد بن ابیروح انصاری گوید: وقتی که پیامبر(ص) در حال سجود بود، حسین(ع) از پشت صفها می آمد و به پشت پیامبر سوار می شد و حضرت موقع بلندشدن از سجده، یک دستش را به پشت امامحسین(ع) و دست دیگرش را بر زانوی خویش می گذاشت تا از نماز فارغ می شد. (سلیم بن قیس، ص۱۷۲)
۳ـ امام حسین(ع)فرمود: ما کُنّا نَعرِفُ المُنافِقینَ عَلی عَهدِ رسول الله(ص) إلا بِبُغضِهِم عَلِیّاً و وُلدَهُ: ما در زمان پیامبر(ص) منافقین را جز به سبب دشمنی آنان با علی و اولادش نمی شناختیم. (عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۷۲)
۴ـ امامحسن(ع) و امامحسین(ع) تا زنده بودند، از طرف پدرشان زکات فطر میپرداختند. (دعائم الاسلام، ج۱، ص۲۶۷).
۵ـ امامباقر(ع) فرمود: امامحسن(ع) و امامحسین(ع) از جانب امام علی(ع) بنده آزاد می کردند. (طبقات ابنسعد)
۶ـ امام سجاد(ع) فرمود: روزی که معاویه مروان حکم را بر مدینه گماشت، مروان نامم را پرسید: گفتم: علی. گفت: «پس اسم برادرت؟» گفتم: علی. گفت: «علی و علی؟!» به خانه برگشتم و سخن مروان را برای پدرم بازگو کردم، فرمود: «اگر صد پسر هم داشتم، دوست داشتم بر هیچ یک نامی جز علی ننهم.» (الکافی، ج۶، ص۱۹)
۷ـ امامصادق(ع): امامحسین(ع) به خاطر رعایت احترام، هیچ وقت جلوی امام حسن(ع) راه نرفت و زمانی که با هم بودند، ابتدا به صحبت نکرد. (مشکاۀ الانوار، ص۱۷۰)
۸ـ امامباقر(ع): امامحسین در نزد امام حسن به احترام او و محمد حنفیه در پیش امامحسین، به احترام او حرف نمی زدند. (مناقب ابنشهرآشوب، ج۳، ص۴۰۱)
۹ـ وقتی حضرت زینب(س) امامحسین(ع) را زیارت می کرد، امام به احترامش برمی خاست و او در جای خود می نشاند. (وفاۀ زینب الکبری، ص۱۱)
۱۰ـ امامصادق(ع) به نقل از پدرش فرمود: امامحسین(ع) هر شب جمعه به زیارت قبر امام حسن(ع) میرفت. (بحارالانوار، ج۱۰، ص۳۱۷)
عبادت
۱۱ـ ابناثیر گوید: امامحسین(ع) روزه، نماز، حج و صدقه و تمامی کارهای خوب را زیاد انجام میداد. (اُسدالغابه، ج۲، ص۲۱)
۱۲ـ کسی به امام زین العابدین(ع) گفت: «چقدر اولاد پدرتان کم است!» فرمود: تعجب می کنم چگونه به دنیا آمدم، در حالی که پدرم در هر شبانهروز هزار رکعت نماز می خواند. (بحارالانوار، ج۸۲، ص۳۱۱)
۱۳ـ ابنعباس گوید: امامحسین(ع) در حالی که مَرکبش را می آوردند، پیاده به حج می رفت. (محاسن برقی، ج۱، ص۱۴۶)
۱۴ـ ابنشهرآشوب می نویسد: به امامحسین(ع) گفتند: «چقدر از خدا می ترسی!» فرمود: در قیامت جز کسی که در دنیا از خدا بترسد، در امان نخواهد بود. (مناقب، ۴، ص۶۹)
انفاق
۱۵ـ بر شانههای امامحسین(ع) روز عاشورا اثری (سیاهی) دیده شد. از امام سجاد(ع) فرمود: این اثر حمل مشک غذا به خانههای فقرا و یتیمان و محرومان است. (مناقب، ج۴، ص۹۰)
۱۶ـ امامحسین(ع) شِکر صدقه می داد، از علتش پرسیدند، فرمود: چون من آن را دوست دارم و خدا میفرماید: «لَن تَنالُوا البِرَّ حَتی تُنفِقوا مِمّا تُحِبّون: به نیکی نمی رسید مگر اینکه از آنچه دوست می دارید، انفاق کنید.» (نورالثقلین، ج۱، ص۳۶۳).
۱۷ـ امام سجاد(ع): امامحسین(ع) جامهای از خز به پنجاه دینار می خرید و تابستان که می شد، آن را صدقه می داد. (تفسیر نورالثقلین، ج۲ ص۲۳)
۱۸ـ انس گوید: نزد امامحسین(ع) بودم که کنیزی با دسته گلی وارد شد و سلام کرد، حضرت فرمود: «تو در راه خدا آزادی.» گفتم: «او دسته گل بیارزشی هدیه آورد و تو آزادش می کنی؟» فرمود: خدا اینگونه ما را ادب کرده است: «و إذا حُیّیتُم بَتَحِیۀ ٍ فَحَیُّوا بِأحسَنَ مِنها أو رُدُّوها: زمانی که به شما هدیهای دادند (یا سلام کردند) بهتر از آن یا مثل آن هدیه کنید.» بهتر از آن، آزادیاش بود. (کشفالغمه، ج۲، ص۳۱)
۱۹ـ علامه مجلسی روایت می کند: امامحسن(ع) و امامحسین(ع) اموالی را که از معاویه می گرفتند، حتی به اندازه آنچه مگس با دهانش می گیرد، برای خود و فرزندانشان خرج نمی کردند. (بحارالانوار، ج۴۴، ص۱۳)
روحیه فردی
۲۰ـ امام حسین(ع) فرمود: اگر کسی در این گوش من ناسزا گوید و در گوش دیگرم عذرخواهی کند، پوزش او را می پذیرم. (احقاق الحق، ج۱۱، ص۴۳۱)
۲۱ ـ دیلمی گوید: امامحسین(ع) بسیار اوقات به این قول شاعر تمثّل می جست و آن را می خواند که: یا أهلَ لذاتِ دُنیا لابَقاءَ لَها/ إنَّ اغتِراراً بِظِلٍّ زائِلٍ حُمُق: ای اهل لذتهای ناپایدار دنیا، فریفتهشدن به سایة ناپایدار، بیخردی است. (ارشاد القلوب، ص۱۸۶)
۲۲ـ امام حسین(ع) گفتند: جدم(ص) فرمود: هر کس لقمه نانی بیابد و پاک کند و بخورد، هنوز نان به شکمش نرسیده، خدا او را از آتش میرهاند. (بحارالانوار، ج۶۶، ص۴۳۳)
۲۳ـ امامحسین(ع) فرمود: لَیسَ شَأنی شَأنَ مَن یَخافُ المَوت: من آن نیستم که از مرگ بترسم. ما أهوَنَ المَوتُ عَلی سَبیلِ نَیلِ العِزِّ و إحیاءِ الحَق: مرگ در راه رسیدن به عزت و احیای حق برایم آسان است... لَستُ أخافُ المَوت: من از مرگ نمی هراسم. إنَّ نَفسی لَأکبَرُ مِن ذلِک و هِمَّتی لَأعلی مِن أن أحمِلَ الضَّیمَ خَوفاً مِنَ المَوت: روحم برتر و همّتم والاتر از آن است که از بیم مرگ زیر بار ستم بروم. و هَل تَقدِرُون عَلی أکثَرَ مِن قَتلی: آیا شما به بیش از کشتن من توان دارید؟ (احقاق الحق، ج۱۱، ص۶۰۱)
قیام
۲۴ـ امامحسین(ع) در جواب درخواست بیعت با یزید، فرمود: مِثلی لایُبایِعُ لِمِثلِهِ: شخصی مثل من، با کسی مثل او بیعت نمیکند. (فتوح ابناعثم، ج۵، ص۱۴)
۲۵ـ امامحسین(ع) به هنگام قیام فرمود: «أُریدُ أن آمُرَ بِالمَعرُوفِ و أنهی عَنِ المُنکَرِ و أسیرَ بِسیرَۀِ جَدّی(ص) و أبی عَلیِ بن أبی طالِب: می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کرده، به روش جدّم (پیامبر) و پدرم علی بن ابی طالب عمل کنم. (مناقب ابن شهر آشوب، ج۴، ص۸۹). این سخن فلسفه نهضت عاشوراست؛ قیامی اصلاحی برای مبارزه با مفاسد و ظلم.
۲۶ـ فرمود: ألا و إنَّ الدَّعِیَ ابنَ الدَّعِیِّ قَد تَرَکَنی بَینَ السِّلَّۀ وَالذِّلَّه: آگاه باشید که ادعاشده فرزند ادعاشده (ابن زیاد) مرا بین شمشیر آخته و ذلّت مخیّر کرده است. و هَیهاتَ لَهُ ذلِکَ مِنّی، هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّه: دور باد برای او تسلیمشدن ما، زیر بار ذلّت و خواری رفتن، از ما [اهل بیت]دور است. (احتجاج طبرسی، ص۳۳۶)
نیایش
۲۷ـ سید بن طاووس می نویسد: دعای امامحسین(ع) در صبح و عصر چنین بود: «بِسم الله الرحمنِ الرحیمِ، بِسمِ الله و بِاللّه و مِنَ الله و إلَی الله ِ و فی سَبیلِ الله و عَلی مِلَّۀِ رسولِ الله و تَوَکَّلتُ عَلَی الله و لاحَولَ و لاقُوَّۀَ إلاّ بِاللّه العَلِی العظیم:به نام خدا و برای خدا، و از خدا و به سوی خدا، و در راه خدا و بر آیین رسول خداست (زندگی من). به خدا توکل کردم و هیچ توانی جز به وسیله او نیست.
أللهم، إنّی أسلَمتُ نَفسی إلَیکَ، و وَجَّهتُ وَجهی إلَیکَ، و فَوَّضتُ أمری إلَیکَ. إیّاکَ أسألُ العافِیَۀَ مِن کُلِّ سُوءٍ فیِ الدّنیا و الآخِرَه: خدایا، خود را به تو می سپارم، و روی خود را به سوی تو می دارم و کارم را به تو وامیگذارم و رستگاری از هر بدی دنیا و آخرت را تنها از تو می خواهم.» (مهج الدعوات، ۱۵۷)
۲۸ـ امامحسین(ع) در قنوت نماز وتر می گفت: «أللهم إنَّکَ تَری و لاتُری و أنتَ بِالمَنظَرِ الأعلی و إنَّ إلَیکَ الرُّجعی و إنَّ لَکَ الاخِرَۀُ وَالأُولی: خدایا! تو می بینی و دیده نمی شوی و در بلندترین جایگاه دیده بانی هستی، بازگشت همه به سوی تو و آغاز و انجام برای توست. ألّلهُمَّ إنّا نَعُوذُ بِکَ مِن أن نَذِلَّ و نَخزی : خدایا، به تو پناه می بریم از اینکه ذلیل و خوار شویم.( کنزالعمال، ج۸، ص۸۲)
۲۹ـ از دعاهای امامحسین(ع) این بود: أللهم ارزُقنیِ الرَّغبَۀَ فِی الاخِرَۀِ، حَتی أعرِفَ صِدقَ ذلِکَ فی قَلبی بِالزَّهادَۀِ مِنّی فی دُنیایَ: خدایا، شوق به آخرت عطایم کن تا از بیرغبتیام به دنیا، صدق آن را بشناسم. أللهم ارزُقنی بَصَراً فی أمرِ الاخِرَۀِ حتی أطلُبَ الحَسَناتِ شَوقاً، وَأفِرَّ مِنَ السَّیِّئاتِ خَوفاً یارَب: خدایا، چشم بصیرت در امر آخرت روزی ام فرما تا با شوق دنبال خوبی ها بروم و از گناهان گریزان شوم. (موسوعۀ کلمات الامام الحسین(ع)، ص۷۹۱)
۳۰ـ شیخ صدوق(ره) گوید: امامحسین(ع) هنگام طلب باران این دعا را می خواند: «أللهم اسقِنا سَقیاً واسِعَۀً وادِعَۀً، عامَّۀً، نافِعَۀً، غَیرَ ضارَّۀٍ، تَعُمُّ بِها حاضِرَنا و بادینا، و تَزیدُ بِها فی رِزقِنا و شُکرِنا...: خدایا، برای ما بارانی گسترده، فراگیر، سودمند و بیزیان بباران که شامل همة مردم شهرنشین و بادیهنشین شود و به وسیله آن، روزی و سپاسگزاری ما را زیاد کن» (عیون الاخبار، ج۲ ص۲۷۸)
۳۱ـ کفعمی گوید: دعای امامحسین(ع) بعد از نمازهای واجب این بود: «أللهم إنّی أسألُکَ بِکَلِماتِکَ و مَعاقِدَ عَرشِکَ و سُکّانِ سَماواتِکَ و أرضِکَ و أنبیائِکَ و رُسُلِکَ أن تَستَجیبَ لی، فَقَد رَهَقَنی مِن أمری عُسراً فَأسألُکَ أن تُصَلِّیَ عَلی محمدٍ و آلِ محمدٍ و أن تَجعَلَ لی مِن عُسری یُسرا: خدایا، از تو می خواهم: به حرمت کلماتت و بندهای عرشت و ساکنان آسمان ها و زمینت و پیامبران و رسولانت، دعایم برآوری که کارم به سختی رسیده است، پس از تو می خواهم بر محمد و خاندانش درود فرستی و سختی در امور مرا به آسانی تبدیل گردانی.» (مصباح، ص۴۰۵)
۳۲ ـ امامحسین(ع) حجرالاسود کعبه را می گرفت و اینگونه نیایش می کرد: «إلهی، أنعَمتَنی فَلَم تَجِدنی شاکِراَ. و أبلَیتَنی، فَلَم تَجِدنی صابِراً. فَلا أنتَ سَلَبتَ النِّعمَۀَ بِتَرکِ الشُّکرِ، و لا أدَمتَ الشِّدَّۀَ بِتَرکِ الصَّبرِ. إلهی ما یَکُونُ مِنَ الکَریمِ إلا الکَرم: خدایا، نعمتم دادی و سپاسگزارم نیافتی؛ مبتلایم کردی و شکیبایم نیافتی.
ای خدای مهربان، نه با ناسپاسی من، نعمتت را گرفتی و نه با ناشکیبایی من، بلای خود را پیوسته فرستادی، پروردگارا، از بزرگوار، جز بزرگواری سر نمی زند. (موسوعۀ کلمات الامام الحسین(ع)، ص۷۹۱)
شما چه نظری دارید؟