ابوالقاسم قاسم‌زاده 

هر دولت و نظام حاکمیتی همواره نیاز دارد تا بطور مستمر از خود به مفهوم دولت مستقر و از جامعه ـ که همواره چه به لحاظ کمی و علی‌الخصوص کیفی سیال است ـ با ارزیابی‌های «کمی» و شاید مهمتر از آن «کیفی» ارزیابی مستمر داشته باشد. 
ایران را کشوری تاریخی در جهان می‌شمارند که همواره تاریخ آن در تلاطم و دگرگونی بوده است. به اعتباری،  ایران و ایرانیان همواره گذر تاریخی داشته و دارند که «تلاطم مستمر» شناسه اصلی آن است.
در شناخت از ایران، مهمترین محور گذر تاریخ آن است، هم در ساحت فرهنگ و هم در اقتصاد و شاید مهمتر از آن‌ جایگاهش در روابط بین‌المللی.
روزگاری از فردی تاریخ‌دان و تاریخ‌نویس، پرسیدم، چرا کشور ما ایران همواره تجربه آرامش و استقرار کوتاه مدت و پیوستگی عمر تاریخیِ پرتلاطم داشته است؟ پاسخ داد برای پاسخ به این پرسش باید این اصل را همواره مدّ نظر داشته باشیم که ما در قالب کشور  «ایران» و مردمی « ایرانی» تاریخی و همواره در کنش و واکنش‌های تاریخی‌مان هستیم، پس لاجرم نباید «استقرار» مفهومی طولانی مدت داشته باشیم. به خصوص هر ایرانی در گذر زمان همواره در تاریخ خود زیست داشته و نه زیستی در آینده‌ای آشکار و البته «استقرار» یافته. او می‌گفت، تا محبوس در گذر تاریخ خود هستیم، آینده تکرار گذشته تاریخی خودمان است.
اگرچه نقد این برداشت آسان نیست، زیرا در اساس مفهوم تاریخ یعنی گذشته به حال رسیده‌ای که در حال (اکنون) نمی‌ماند. اگر این جملات واقعیت کنونی ما را شرح و توصیف می‌کند و درست باشد. بنابراین «ایرانیان» در رودخانه‌ای بزرگ شنا می‌کنند که اگر در برهه‌ای به درستی در مسیری صحیح شنا کنند موفق می‌شوند والا  ناچار، خسته از شنای دائم در این رودخانه بزرگ و پرآب یا «غرق» می‌شوند و یا از شنا کردن مستمر خسته و فرسوده در گوشه‌ای از وطن خود به «مرگ» می‌رسند. به خصوص که شنا در دریای خروشان تاریخ  و در مسیری اشتباه به مرگ انسان فراموش شده می‌انجامد! ما ایرانی‌ها چه بخواهیم یا نخواهیم همواره اسیر تاریخ خود هستیم! رهایی از جبر تاریخ از این نگاه تخیل است و نه واقعیت.
چند پرسش را می‌توان اینجا نگاشت که شاید صاحبان اندیشه تاریخی پاسخ دهند. اول آنکه آیا لاجرم باید به جبر تاریخ باور داشته باشیم که بر این اساس عبور زمان تنها می‌تواند اینجا و آنجا تعدیل و حذف و اضافه داشته باشد؟! و آیا «گذر نسلی» در تعریف مفهومی آن، اصلی آن چنان است که هر نسل باید فرزند زمانه خویش باشد؟ بر اساس این نوع نگرش آیا می‌توان گفت تاریخ فقط گذشته نیست بلکه آینده‌ای است از نسلی به نسلی دیگر که خود تاریخ سازند منتقل می‌شود؟! 
تجربه و باور تاریخ‌مند ما ایرانیان چنین است که ما بر اساس آن خود تاریخ را می‌سازیم یا تاریخ ما و  مسیر خود را می‌سازد؟ تا پاسخی روشن و البته مورد قبول برای این پرسش‌ها نداشته باشیم، باید بپذیریم که ما چون کشور و سرزمین تاریخی هستیم، لاجرم «جبر تاریخی» بر ما استیلا دارد و خواهد داشت.
اکنون که ما ایرانیان خود را تاریخی می‌شماریم، این هم «برکت» است و البته و شاید... 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی