فرشاد مقیمی 

در نظام‌های حکومتی که بر پایه تعامل میان رهبری و مردم استوارند، «شعار سال» صرفاً یک عبارت تقویمی یا یک پیام ساده نیست؛ بلکه یک «نقشه راه» استراتژیک برای هدایت افکار عمومی و تمرکز منابع ملی بر یک هدف مشخص است.
سنت «نام‌گذاری سال‌ها» در نظام جمهوری اسلامی ایران، فراتر از یک آیین نمادین نوروزی، به مثابه قطب‌نمایی است که جهت حرکت کلی نظام و ملت را در هر سال ترسیم می‌کند. نگاهی به این سنت و واکاوی راهبردی شعارهای یک دهه اخیر، ما را با هندسه‌ای دقیق از مدیریت کلان کشور روبرو می‌کند که توسط رهبر شهید انقلاب اسلامی طراحی شده است. این سنت یکی از ابزارهای راهبردی برای ترسیم جهت‌گیری‌های کلان کشور و بسیج عمومی و دولتی حول محورهای حیاتی است.
رهبر شهید  با بهره‌گیری از سازوکارهای بازخوردگرا و اشراف بر گزارش‌های دریافتی از تمامی استان‌ها و بخش‌های مختلف کشور، همواره تلاش می‌کرد تا میان «آنچه هستیم» و «آنچه باید باشیم» پیوند برقرار کند.
این فرآیند، در واقع فرآیند شناسایی «نقاط‌ضعف ساختاری» یا «فرصت‌های مغفول» است که در قالب یک شعار واحد، به یک «مطالبه‌عمومی» تبدیل می‌شود. یکی از پیچیده‌ترین وظایف در مدیریت یک‌کشور، اولویت‌بندی چالش‌ها است. وقتی حجم مشکلات متنوع است، تمرکز بر همه آن‌ها به معنای تمرکز بر هیچ‌کدام است. فلسفه شعارهای سالانه، دقیقاً بر همین «تمرکز» استوار است.
رهبری شهید با تحلیل عمیق معارف اسلامی و همزمان، با نگاهی واقع‌بینانه به چالش‌های اقتصادی و اجتماعی، هر سال یک گلوگاه مشخص را هدف قرار می‌دادند. در سال‌های اخیر، شاهد بوده‌ایم که تمرکز مداوم بر مفاهیمی همچون «تولید» و مقابله با «تورم»، تصادفی نبوده است. این انتخاب‌ها، بازتاب مستقیمی از اولویت‌بندی دقیق چالش‌های اقتصادی کشور بر اساس نیازهای واقعی مردم و فشارها بر معیشت خانوارهاست.
وقتی یک چالش (مانند تورم) یا یک فرصت (مانند تولید) در قالب شعار سال معرفی می‌شود، فرآیند «مطالبه‌گری» در جامعه فعال می‌شود. این کار باعث می‌شود که نه فقط بدنه اجرایی و دولت، بلکه بخش خصوصی و حتی جامعه مدنی، خود را درگیر یک هدف مشترک کنند. در واقع، شعار سال، ابزاری برای همسو کردن «اراده سیاسی» با «نیاز اجتماعی» است. این مدل از مدیریت شعارها، نشان می‌دهد که هدف از اعلام شعار، فقط اعلام یک وضعیت نیست، بلکه ایجاد پویایی در جامعه برای عبور از یک چالش مشخص یا بهره‌برداری از یک فرصت طلایی است. وقتی به کارنامه نامگذاری سال‌ها از سوی رهبر شهید در ۱۵ سال اخیر می‌نگریم، با یک «نقشه‌راهِ منسجم» روبرو می‌شویم که به روشنی از یک دغدغه «اقتصاد و تاب‌آوری ملی» حکایت دارد . بر اساس تصویرِ «مؤلفه‌های معنایی اقتصاد و تاب‌آوری در شعار سال»، می‌توان این مسیرِ ۱۵ ساله را به سه مرحله کلیدی تقسیم کرد که هر یک گامی برای رسیدن به اهداف اقتصاد مقاومتی است:
۱. پارادایمِ گذار از «شعار» به «ساختار»
اگر به سیرِ سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۴ بنگریم، یک تغییر پارادایم مشهود است. در سال‌های ابتدایی این بازه (۱۳۹۰ تا ۱۳۹۳)، شعارها عمدتاً بر «گفتمان‌سازی» و «فرهنگ‌سازی» متمرکز بودند. عناوینی مانند «جهاد اقتصادی» (۱۳۹۰) یا «حماسه سیاسی، حماسه اقتصادی» (۱۳۹۲)، تلاش داشتند ذهنیت مدیران و مردم را برای پذیرش یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر آماده کنند. ابلاغ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی در بهمن‌ماه ۱۳۹۲، نقطه عطفی بود که این گفتمانِ عمومی را به یک «سندِ بالادستیِ لازم‌الاجرا» تبدیل کرد. پس از این نقطه، شعارها از حالت کلی‌گویی خارج شده و به سمتِ «تجویزی بودن» حرکت کردند.
۲. مرحله اقدام و عمل؛ از گفتار تا کردار (۱۳۹۴-۱۳۹۸)
در فاصله سال‌های ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۸، شاهد هستیم که شعارها به شکلی دقیق بر «نقطه‌اصابتِ چالش‌ها» تمرکز کردند. برای نمونه، در سال ۱۳۹۵ شعار «اقدام و عمل» انتخاب شد که حامل یک پیام صریح به مسئولان اجرایی بود: «دوره مطالعه و سیاستگذاریِ صرف به پایان رسیده و اکنون زمانِ گزارشِ عملکرد است». در سال‌های بعد (۱۳۹۶ و ۱۳۹۷)، شعارها به سمت «تولید» و «حمایت از کالای ایرانی» چرخیدند. این نشاندهنده آن است که رهبر شهید ، تولید را به عنوان موتور محرک و راه‌حلِ بن‌بست‌های معیشتی شناسایی و افکار عمومی را برای مطالبه‌گری در این حوزه بسیج کردند.
۳. مرحله تخصصی‌سازی و حلِ گره‌های فنی (۱۳۹۹-۱۴۰۴)
از سال ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴، شعارها وارد فازِ «جراحی اقتصادی» و «رفع موانع فنی» شدند. انتخاب عناوینی همچون «پشتیبانی‌ها و مانع‌زدایی‌ها» (۱۴۰۰) یا «تولید؛ دانش‌بنیان، اشتغال‌آفرین» (۱۴۰۱)، نشاندهنده آن است که رهبری با اشراف بر گزارش‌های میدانی، به این نتیجه رسیدند که مشکلِ تولید تنها کمبود منابع نیست، بلکه فرآیندهای اداریِ کُند و عدم بهره‌گیری از فناوری‌های نوین است. در سال ۱۴۰۲، تمرکز بر «مهار تورم و رشد تولید»، به نوعی درکِ همبستگیِ میانِ «ثباتِ کلانِ اقتصادی» (تورم) و «بنیانِ واقعی اقتصاد» (تولید) بود. این سیرِ صعودی از کلیات به جزئیات، نشاندهنده یک «مدیریتِ مسأله‌محور» است.
۴. نقش‌آفرینیِ مردم؛ ضلعِ تکمیل‌کننده پازل
یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های معنایی در تصویر پیوست، گذار از «مدیریت دولتی» به «مشارکت مردمی» است. شعار سال ۱۴۰۳ یعنی «جهش تولید با مشارکت مردم»، یک نقطه عطف استراتژیک بود. این نامگذاری تأکید داشت که تا زمانی که «ثروت‌های خُرد» و «ظرفیت‌های عظیمِ بخش خصوصی» وارد چرخه تولید نشوند، رشد اقتصادی محقق نخواهد شد. در نهایت، سال ۱۴۰۴ با شعار «سرمایه‌گذاری برای تولید»، به نوعی «نتیجه‌گیریِ منطقی» از تمامی سال‌های پیشین است؛ چرا که بدون سرمایه‌گذاری (اعم از ریالی و ارزی، داخلی و خارجی)، نه تولید جهش می‌یابد و نه تورم مهار می‌شود.
۵. تحلیلِ ساختاری ؛ چرا «اقتصاد» محور شد؟
چرا در ۱۵ سال گذشته، محور اصلی نامگذاری‌ها «اقتصاد» بوده است؟ پاسخ در سه‌نکته نهفته است:
امنیتِ ملی:در دنیای معاصر، اقتصاد، بسترِ اصلی اقتدار و امنیتِ هر کشوری است. فشارهای خارجی و تحریم‌ها، این ضرورت را مضاعف کرد.
تاب‌آوری:تاب‌آوری در برابر شوک‌های بین‌المللی فقط با تقویتِ «تولید داخلی» امکانپذیر است. «تاب‌آوری» هدفِ غاییِ این شعارهاست.
تطبیق با شرایط:رهبری نظام با رصدِ دقیقِ وضعیتِ گزارش‌هایِ مرکز آمار، وضعیتِ تولیدکنندگان و مطالباتِ مردم، هر سال «نقطه ثقل» چالش‌ها را تعیین کردند.
تصویرِ تحلیلِ مؤلفه‌های معنایی (۱۳۹۰-۱۴۰۴)، نشاندهنده یک «نظمِ تکاملی» است. این زنجیره، از «جهاد اقتصادی» در سال ۱۳۹۰ آغاز شده و به «سرمایه‌گذاری برای تولید» در سال ۱۴۰۴ رسیده است. این مسیر، داستانِ گذارِ نظامِ جمهوری اسلامی از دورانِ تبیینِ ضرورت‌ها به دورانِ تثبیتِ ابزارهایِ تحققِ تولید است. اگر این سیرِ ۱۵ساله به عنوان «استراتژیِ‌کلانِ نظام» در برنامه‌های پنج‌ساله توسعه و بودجه‌های سالانه کشور نهادینه شود، می‌توان گفت که ایران اسلامی در حالِ بنا نهادنِ ساختارِ مستحکمی است که در برابرِ تکانه‌های بیرونی، نفوذناپذیر بوده و بر تکیه‌گاهِ استوارِ «تولیدِ ملی» و «مشارکتِ مردم» استوار است.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی