سیده مریم قاری فیضآبادی
آتش و دود بود و لشکر دشمن
در میان عطش، تنی گلشن
جان او شد فدایی میهن
جسم او غرق خون ز اهریمن
اقتدا کرد بر امام خود رهبر
او علی، مقتدای او حیدر
وای بر ما که بیپدر شدهایم
با غم و درد پر شرر شدهایم
سیدی از دیار خوبان بود
اوج عشق و خلوص و ایمان بود
یاد سید علی به عرش و سما
رمضان بود، ماه خوب خدا
باز هم رهبری شهید در رمضان
با تنی پاره پاره در میدان
او که سالار استقامت بود
آرزویش فقط شهادت بود
ای خوشا پر کشیدنت آقا
همنشین گشتهای تو با مولا
از حرم تا حرم سلام و درود
همه خوانند این نوا و سرود
تو زیارت به پای دل کردی
چونکه عشاق را خجل کردی
زائری بر حسین و یارانش
تا حریم رضا و جانانش
هم ملائک خوشآمدت گویند
با حسین و رضا تو را جویند
از بر ما سلام این یاران
برسان ای شکوه بیپایان
دل «قاری» در این عزا خون گشت
اشکها در فراق جیحون گشت
شما چه نظری دارید؟