وداع باشکوه با رهبر شهید در خیابانهای تهران، یک گردهمایی بزرگ ملی بود، حماسهای که گویی همه اقوام، همه اقشار و همه گرایشها و دیدگاه ها در آن حضور داشتند؛ با تفاوتهای بسیار در لهجه، پوشش و ظاهر، ولی با دو نماد مشترک: پیراهن عزا و پرچم ایران.
به گزارش اطلاعات، دیروز روی تهران یک خط افقی سیاه رنگ کشیده شده بود، از تهرانپارس تا تهرانسر؛ جمعیتی غیرقابلشمارش با لباس مشکی و پرچمهای سه رنگ در مسیر ۲۵ کیلومتری که از شرقیترین تا غربیترین نقطه در تهران کشیده شده بود.
طبق اعلام رسمی، شروع مراسم از ساعت ۶ صبح بود اما هزاران نفر از ساعتها پیش به خیابانهای دماوند، انقلاب و آزادی و خیابانهای اطراف آمده بودند، مسیری که میادین مهمی چون میدان امامحسین(ع)، میدان فردوسی، چهارراه ولیعصر، میدان انقلاب و میدان آزادی را درخود جای داده است.
صبح زود، زمانی که هنوز خیابان های شهر باید در خواب میبود، جمعیت روی نوار شرقی ـ غربی پایتخت آماده عزاداری شدند. آغاز مراسم تشییع شیهدان از میدان امام حسین(ع) و خیابان دماوند اعلام شده بود. مهدی، ۵۰ ساله که با دو فرزندش از ابتدای سیمتری نارمک به جمعیت پیوسته بود، حوالی ظهر به گزارشگر ما گفت: ما از ساعت ۸ صبح وارد خیابان شدیم و منتظر بودیم خودروی حامل پیکر رهبر شهید را ببینیم اما علیرغم برنامه قبلی، ظاهرا شروع تشییع پیکر از خیابان دماوند نبود و از این بابت ناراحت شدیم.
حضور گروهی از افسران نیروی دریایی در خیابان دماوند، یادآور خاطره ناو «دنا» بود که داغ دل جمعیت عزادار را بیشتر میکرد. جمعیت زیادی ضمن استقبال از این گروه، پشت سر آنها حرکت میکردند و شعارهایی با یاد و خاطره شهدای ناو دنا سر میدادند.
سعید، ۴۸ ساله که با همسر و فرزندانش از خیابان اشراقی وارد مسیر تشییع پیکر رهبر شهید شده بود، گفت: از ساعت ۶ و ربع صبح، سر قاسم آباد جمعیت به قدری بود که تعجب کردم. خیابان تقریبا پر بود. این شروع مسیر است. همه منتظر بودند خودروی حامل پیکر رهبر شهید از راه برسد. سعید از این که شروع تشییع پیکر از شرق تهران آغاز نشده ناراحت است و میگوید: اگر میدانستیم خودمان را به خیابان آزادی میرساندیم تا خودروی حامل پیکرها را مشایعت کنیم.
اقدامات مؤثر
مراسم تشییع پیکر رهبر انقلاب با برنامهریزیهای گسترده شهرداری تهران و نهادهای مرتبط صورت گرفت و نسبت به برنامههای مشابه نظیر راهپیماییها، نظم و هماهنگی بیشتری داشت. از جمله مهمترین تفاوتها این بود که موکبها در مسیر اصلی قرار نداشتند و عموما در فرعیهای منتهی به خیابان برپا بودند و این، به حرکت بهتر جمعیت و جلوگیری از تجمع کمک زیادی کرده بود.
ایجاد آبخوریهای متعدد با بهرهگیری از شیرهای آتشنشانی، اقدام مؤثر دیگری بود که در گرمای تیرماه تهران لازم و ضروری به نظر میرسید. در طول مسیر، مشکلی برای تهیه آب شرب و شستشو وجود نداشت، با این حال بسیاری از افراد به صورت خودجوش با شلنگ روی سر عزاداران آب میپاشیدند تا از میزان حرارت کاسته شود.
وجود اتاقهای سرد در مسیر برای افرادی که دچار گرمازدگی شده بودند نیز بسیار مورد استقبال مردم، بهویژه سالمندان قرار گرفته بود. یکی از شرکتکنندگان گفت: شعبه یکی از بانکها سالن اصلی خود را برای این کار آماده کرده بود و بسیاری از افراد مسن برای استراحت به آنجا مراجعه میکردند.
نظم در میان جمعیت
این مراسم تشییع، تفاوت مهم دیگری با راهپیماییهای دیگر مثل روز قدس یا ۲۲ بهمن داشت. محمدرضا، مسئول حراست کاروانی که از یکی از محلات مرکزی تهران در مسیر تشییع قرار داشت، درباره این موضوع گفت: برای مراسم از همه گروهها و کاروانها خواسته شد که از آوردن وانت و بلندگو خودداری کنند. این کار باعث شد تا جمعیت به صورت یکدست در مراسم شرکت کند و به نظرم اتفاق خوبی بود.
با این حال کاروانی که ظاهرا شهروندان کشور ترکیه بودند با تجهیزاتی همچون بلندگو و خودرویی که جلوی کاروان حرکت میکرد در مراسم حضور داشتند. شعارهایی به زبان خودشان میدادند و در عزای رهبر شهید مداحی میکردند.
حضور یک گروه از عزاداران یمنی با لباسهای محلی و خنجر مشهورشان در میان جمعیت نیز مورد استقبال قرار گرفت و بسیاری از مردم با آنها عکس یادگاری میگرفتند.
اقدامات داوطلبانه
بسیاری از مردم در طول مسیر به صورت خودجوش به عزاداران خدمات میدادند. در خیابان انقلاب، دو میوه فروشی کنار هم به سرعت هندوانه خرد و در میان جمعیت توزیع میکردند. یک بانوی میانسال، با ظاهری نهچندان مذهبی از پنجره آشپزخانه خود در کنار پل روشندلان، روی جمعیت آب میپاشید و بسیاری از دیگر شهروندان تهران شربتهای خانگی در میان جمعیت توزیع میکردند.
خیابان آزادی
پانزده تیرماه به ظهر نزدیک میشود، با این که حرکت خودروی حامل پیکر رهبر شهید از خیابان آزادی آغاز شده بود، به دلیل کثرت جمعیت، با سرعت بسیار کم و با توقفهای طولانی به سمت میدان آزادی و بزرگراه لشگری حرکت میکرد.
عزاداران از جایجای کشور خود را به تهران و مسیر مراسم رسانده بودند. لباسها و لهجهها، نوع شعارها و تیپها متفاوت بود و هر کسی به زبان و فرهنگ خود عزاداری میکرد، اما در این میان دو چیز مشترک بود، لباس عزا و پرچم سهرنگ ایران.
شما چه نظری دارید؟