مسعود دشتی درخشان
آیا بازگشت ژاپن به نفت خاورمیانه، تنها یک تصمیم تجاری است یا نشانهای از تغییر قواعد بازی در بازار جهانی نفت؟
در نگاه نخست، افزایش خرید نفت خاورمیانه توسط پالایشگاههای ژاپنی تنها یک تغییر در الگوی واردات به نظر میرسد، اما بررسی دقیقتر نشان میدهد این تحول، تصویری روشن از آینده بازار جهانی نفت و نحوه تعامل مصرفکنندگان بزرگ آسیایی با تولیدکنندگان خاورمیانه، ازجمله ایران ارائه میدهد.
بر اساس گزارش S&P Global، پالایشگاههای ژاپنی برای محمولههای بارگیری ماه اوت و فصل سوم سال ۲۰۲۶، خرید مدتدار نفت خام امارات را بهطور قابل توجهی افزایش دادهاند و هدفگذاری برای تأمین حدود ۱۵میلیون بشکه در ماه از این گریدها انجام شده است.
این نفتها به دلیل کیفیت سبک، پایداری عرضه و سازگاری بالا با پالایشگاههای ژاپن ــ که برای تولید فرآوردههای میانتقطیر بهینهسازی شدهاند ــ همچنان جذابترین گزینه برای این کشور محسوب میشوند.
اما اهمیت این تصمیم، فراتر از افزایش حجم خرید است. در جریان تنشهای اخیر پیرامون تنگه هرمز، ژاپن واردات نفت خام از ایالات متحده را به رکورد ۳۳۱هزار بشکه در روز در ماه مه رساند و سهم وابستگی خود به نفت خاورمیانه را از بیش از ۹۵درصد در سالهای گذشته به حدود ۹۳درصد کاهش داد. آنچه در ابتدا واکنشی اضطراری به یک بحران ژئوپلیتیکی تلقی میشد، اکنون به بخشی از راهبرد بلندمدت امنیت انرژی این کشور تبدیل
شده است.
ژاپن امروز دوباره به نفت خاورمیانه بازگشته است، زیرا همچنان از نظر اقتصادی رقابتیترین گزینه به شمار میرود؛ هزینه تولید پایینتر، زمان حمل حدود ۲۰روز و سازگاری با زیرساختهای پالایشی، مزیتهایی هستند که بهسادگی قابل جایگزینی نیستند. با این حال، توکیو همزمان نفت آمریکا را نیز از سبد وارداتی خود حذف نکرده است. بر اساس ارزیابی وزارت اقتصاد، تجارت و صنعت ژاپن، امنیت انرژی دیگر تنها با دستیابی به ارزانترین نفت تضمین نمیشود، بلکه با تنوعبخشی به منابع تأمین و کاهش ریسکهای ژئوپلیتیکی معنا پیدا میکند. به بیان دیگر، نفت خاورمیانه همچنان مزیت اقتصادی را فراهم میکند، اما نفت آمریکا و سایر منابع، نقش بیمه راهبردی را برای روزهای بحران ایفا میکنند.
این تغییر نگرش، به احتمال زیاد به الگویی برای سایر واردکنندگان بزرگ آسیا از جمله چین، کره جنوبی و هند نیز تبدیل خواهد شد. این کشورها نیز بهدنبال کاهش وابستگی به یک مسیر یا یک منطقه جغرافیایی هستند و ترجیح میدهند سبدی متوازن از تأمینکنندگان در اختیار داشته باشند تا در برابر بحرانهایی مانند اختلال در تنگه هرمز که مسیر انتقال بخش عمده نفت صادراتی خلیج فارس به بازارهای آسیایی است، آسیبپذیری کمتری داشته باشند .
برای ایران، این تحول حامل پیامی فراتر از تغییر مسیر خرید یک مشتری آسیایی است. سالها تصور میشد برخورداری از ذخایر عظیم نفت و موقعیت ممتاز جغرافیایی، بهتنهایی مزیتی پایدار برای حفظ بازارهای صادراتی ایجاد میکند. اما رفتار امروز خریداران بزرگ نشان میدهد در بازار پس از بحرانهای اخیر، «قابلیت اطمینان در تأمین»، «انعطافپذیری قراردادها» و «مدیریت ریسک» به همان اندازه کیفیت و قیمت نفت اهمیت یافتهاند. حتی اگر محدودیتهای سیاسی و تحریمی نیز کاهش یابد، بازگشت به بازارهای سنتی بدون انطباق با این قواعد جدید، آسان
نخواهد بود.
واقعیت آن است که خریداران آسیایی دیگر بهدنبال وابستگی کامل به هیچ عرضهکنندهای نیستند. آنها در حال طراحی سبدی متنوع از منابع تأمین هستند تا در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی و اختلالات احتمالی، از امنیت عرضه خود محافظت کنند. به همین دلیل، بازار جهانی نفت بهتدریج از منطق «کمهزینهترین عرضه» به سمت «مطمئنترین سبد عرضه» حرکت میکند؛ تغییری که میتواند جایگاه بسیاری از صادرکنندگان سنتی را
دگرگون کند.
از همین رو، به نظر میرسد زمان آن فرا رسیده که وزارت نفت و سایر نهادهای تصمیمگیر در ایران، راهبرد صادرات نفت کشور را متناسب با این واقعیت جدید بازتعریف کنند. توسعه قراردادهای بلندمدت و منعطف با مشتریان آسیایی، طراحی سازوکارهای شفاف قیمتگذاری، پیشبینی گزینههای جایگزین برای تحویل در شرایط بحرانی، تقویت دیپلماسی انرژی با مشتریان سنتی مانند ژاپن، کره جنوبی و هند، سرمایهگذاری در توسعه ناوگان نفتکش، افزایش ظرفیت ذخیرهسازی و ایجاد مسیرهای صادراتی مکمل، دیگر صرفاً ابزارهای توسعه بازار نیستند، بلکه به مؤلفههای اصلی رقابتپذیری ایران در بازار آینده نفت تبدیل شدهاند.
در کنار این اقدامات، ایجاد تصویری از ایران بهعنوان «عرضهکنندهای قابل اتکا» از طریق ثبات در اجرای قراردادها، کاهش ریسک خریداران و ارتقای استانداردهای تجاری میتواند ارزش افزودهای ایجاد کند که در بسیاری از موارد حتی از تخفیفهای قیمتی نیز مؤثرتر باشد.
بازار جهانی نفت وارد مرحلهای شده که در آن، قیمت همچنان اهمیت دارد، اما دیگر تنها معیار تصمیمگیری نیست. اعتماد، استمرار عرضه و مدیریت ریسک به همان اندازه در انتخاب مشتریان نقشآفرین شدهاند.
اگر ایران بتواند این واقعیت را در سیاستگذاری انرژی خود منعکس کند، نهتنها امکان بازیابی سهم از دسترفته بازار را خواهد داشت، بلکه میتواند جایگاه پایدارتر و مؤثرتری در بازار آینده آسیا به دست بیاورد؛ بازاری که بیش از هر زمان دیگری، به عرضهکنندگان قابل اتکا پاداش میدهد.
شما چه نظری دارید؟