به گزارش اطلاعات آنلاین، در بخشی از یادداشت ایلام آمده است: آدم موسری، مدیرعامل اینستاگرام، روزی مشغول تماشای اپیزودی از سریال معروف «آینه سیاه» (Black Mirror) بود؛ سریالی که دنیایی تیرهوتار را به تصویر میکشد که در آن آدمها بر اساس امتیازهای شبکههای اجتماعیشان قضاوت و رتبهبندی میشوند. تماشای این تصویر هشداردهنده آنقدر روی او تأثیر گذاشت که تصمیم گرفت در اپلیکیشن محبوب خود دست به یک آزمایش جنجالی بزند: حذف دکمه «لایک».
ایلام در مقاله خود با عنوان «هنرها نقش عمدهای در عادلانه بودن آینده فناوری دارند» یادآور میشود که موسری پیشتر احتمالاً دهها مقاله پژوهشی درباره خطرات پنهان و اثرات پیشبینینشده «لایکها» خوانده بود، اما این قدرت دراماتیزهکردنِ هنر بود که توانست او را وادار به بازنگری جدی در رویههای پلتفرمش کند.
نگاه این محقق در این مقاله به رابطه هنر و فناوری فراتر از یک تزیین یا نقش دکوراتیو است. او معتقد نیست که هنر صرفاً «وجدان بیدار» دنیای تکنولوژی است؛ بلکه بر این باور است که هنر و فناوری مدام یکدیگر را به چالش میکشند و به چالش دعوت میکنند.
ادبیات، سینما، تلویزیون، موسیقی، هنرهای نمایشی و تجسمی هرکدام لنزها و معرفتشناسیهای متفاوتی برای درک جهان به دست میدهند. آنها مدلهایی جایگزین در برابر نگاههای یکسویه و انحصاریِ سیلیکونولی خلق میکنند. برای نمونه، جوی بوولاموینی، دانشمند کامپیوتر و شاعر پیشروی «اتحادیه عدالت الگوریتمی»، از هنر خود بهره میبرد تا تبعیضهای نژادی و جنسیتی پنهان در دل کدهای رایانهای را عیان کند. او به ما یادآور میشود که سیستمهای هوش مصنوعی چطور تعصبات طراحان خود را بازتولید میکنند و در نهایت بر همهچیز، از احکام دادگاهها گرفته تا آگهیهای دیجیتال، سایه میاندازند. هنر اینجاست که در مقیاسی کلان، شکافها و سوگیریهای سیستماتیک را قابلرؤیت میکند.
خلق تجربههای نو
نویسنده در این یادداشت یادآور میشود که رابطه هنر و فناوری دوطرفه است. همانطور که هنر به هوش مصنوعی معنا و جهت میدهد، فناوریهای نوین نیز تعریف هنر و هنرمند را دگرگون میکنند. امروزه ما با شعرها و فیلمنامههای هوشمصنوعی، سمفونیهای برخاسته از الگوریتمها و حتی تاریخهنرهای کیوریتشده با هوش مصنوعی روبهرو هستیم.
فراتر از ابزارسازی، هوش مصنوعی مدیوم تازهای برای تجربههای همهجانبه و مشارکتی خلق کرده است. نمایشگاههایی مانند «بازکدگذاری تکنولوژی معیوب» در سانفرانسیسکو، با بازتعریف مرزهای بدن انسان و خلق تعاملات حسی با فناوری، مفاهیم سنتی و کلیشهایِ «سوژه جهانی» را به چالش کشیدهاند. این تحولات نشان میدهند که هوش مصنوعی شاید روزی نه تنها با انسان سازگار باشد، بلکه به همراهی فعال برای زیست انسانی تبدیل شود.
ائتلاف مهندسان و هنرمندان
برای رسیدن به آیندهای عادلانهتر، پیوند میان مهندسان و هنرمندان یک ضرورت ساختاری است. شرکتهای فناوری بزرگ اکنون به حضور جامعهشناسان، فیلسوفان و هنرمندان در تیمهای توسعه خود نیاز مبرم دارند تا مباحث اخلاقی، تنوع فرهنگی و عدالت اجتماعی از همان نقطه صفرِ طراحی کدها لحاظ شوند، نه زمانی که محصول نهایی به بازار عرضه شده است.
ایلام و همکارانش در دانشگاه استنفورد با راهاندازی برنامههای ویژه هنرمند مهمان و طراحی واحدهای درسی بینرشتهای مانند «هنر + هوش مصنوعی»، به دنبال تربیت نسل تازهای از رهبران آینده هستند؛ رهبرانی که دیوارههای مصنوعی میان علوم انسانی و فنی را فرو میریزند. جوانان امروز با پاهایی در هر دو جهانِ هنر و تکنولوژی زندگی میکنند و سودای عبور از این مرزهای ساختگی را در سر دارند.
سخنان میشل ایلام به ما یادآوری میکند که آینده هوش مصنوعی تنها به دست مهندسان نوشته نمیشود؛ بلکه داستان آن را کسانی کاملتر روایت میکنند که میدانند پشت هر کد، رنجها، امیدها و رویاهای انسانی نهفته است.