شیوع و بار جهانی بیماریهای روان، فرآیندی رو بهافزایش دارد و طبق آخرین مطالعات انجامگرفته، ۱۵تا۲۶درصد ناتوانی در اثر بیماری را به خود اختصاص میدهد و رتبه اول جهانی را در میان همه بیماریها دارد. همچنین پیشبینی میشود که هزینههای اقتصادی بیماریهای روان در سطح جهانی به ۶هزار میلیارد دلار در سال ۲۰۳۰ افزایش یابد.
دکتر مصطفیمعین، استاد پیشین دانشگاه علوم پزشکی تهران و رئیس چهاردهمین همایش سالانه سلامت روان و رسانه با موضوع محوری «آرزومندی، نابرابری و سلامت روان» که در سالن رعد تهران برگزار میشود، با بیان این مطلب در مراسم افتتاحیه گفت: اکنون در عصر ارتباطات و گسترش رسانهها و شبکههای اجتماعیِ فضای مجازی و ظهور پدیده اینفودمی، بهویژه در حوزه سلامت قرار داریم. بیماریهای روان چون اغلب با ذهنیتهای فرهنگی و تصورات قالبی آمیختهاند، اضافه بر ناتوانی بیماران، هزینههای روانی-اجتماعی، بهداشتی و اقتصادی بسیاری را بر جامعه تحمیل میکنند.
وی افزود: واقعیت این است که برداشت عمومی از اختلالات روان، بهجای توجه به ماهیت «بیماری»، در اغلب موارد بر پندارههایی چون «جنون»، «خشونت»، «خوفناکی» و غیرقابل پیشبینی بودن بیمار قرار دارد و بهجای احساس همدردانه با بیماران، ذهنیتی بر پایه «وحشت» و «احساس خطر» نسبت به آنان شکل گرفتهاست. نشریات، رسانهها و شبکههای اجتماعی در فضای مجازی نیز در برساختن اجتماعی این انگها و برچسبها و متقابلا در انگزدایی از این بیماریها و بیماران نقش مؤثری دارند. درواقع انگیزه اصلی در برگزاری این همایش باتوجه به همین فرآیند آسیبزایی است که شرح داده شد.
معین گفت: موضوع محوری چهاردهمین همایش، در ۵ میزگرد تخصصی آرزومندی و نسل Z، نقش انسداد ارتباطات و رسانهها در آینده ایران، مرگهای ناامیدی، تصویر آینده ایران در رسانههای اجتماعی و تکثر و برابری و همافزایی، به بحث و تبادلنظر گذاشته میشود. وی افزود: آرزومندی، نابرابری و سلامت روان به شکلی عمیق و پیچیده به یکدیگر وابسته است. وقتی نابرابری در جامعهای فراگیر شود، آنگاه فرصتها و منابع بهطور عادلانه تقسیم نمیشود، آرزوها و امیدهای افراد برآورده نشده و پیامد آن بروز و شیوع اختلالات روانی و اجتماعی مانند افسردگی و اضطراب و انزوای اجتماعی، تحت تأثیر عواملی به شرح زیر رخ میدهد:
فشارهای اقتصادی مانند تورم، بیکاری و کاهش ارزش پول ملی که موجب میشود آرزوی پیشرفت، خرید خانه، ازدواج یا موفقیت شغلی جوانان برآورده نشود و نیز شکافهای عمیق درآمدی در جامعه به افزایش اضطراب، افسردگی یا مهاجرت آنان منجر میشود. نابرابریِ دسترسی به آموزش و مدارس با کیفیت و ناکامی در ورود به دانشگاههای برتر و رشتههای پردرآمد، که پیامد آن عمیقتر شدن شکافهای اجتماعی و طبقاتی شدن جامعه خواهد بود. نابرابری جنسیتی و محدودیتهای اجتماعی (طبق آمار منتشر شده، فقط ۱۷درصد زنان ایرانی شاغل هستند و برای دستیابی به فرصتهای برابر با مردان در بازار کار و مشارکتهای اجتماعی، با موانع ساختاری و فرهنگی روبرو هستند که پیامدهای روانی و افسردگی بیشتر در زنان را توجیه میکند.) احساس نابرابری در سبک زندگی و مصرفگرایی، که با گسترش شبکههای اجتماعی، شکاف طبقاتی و نابرابریهای اقتصادی، بیشتر به چشم میآید. در نتیجه، جوانان در مقایسه خود با افراد ثروتمند، دچار کاهش رضایت از زندگی، افزایش اضطراب و رفتارهای ناسالمی چون مصرفگرایی افراطی یا افسردگی و ناامیدی اجتماعی میشوند. ناامیدی از تغییرات اجتماعی و مهاجرت، مهاجرت تودهوار مردم و بهویژه جوانان و نخبگان به دلیل نابرابریهای ساختاری، مشکلات اقتصادی و نداشتن امید به تغییر و بهبود شرایط، روند تراژیک و خسارتباری را بوجود میآورد که آنها مجبور میشوند با دلتنگی به ترک وطن و اقامت در دیار غربت تن دهند.
رئیس این همایش گفت: انسانها با افسردگی و ناامیدی، انگیزه بقا را از دست میدهند و احساس میکنند زندگی بیمعنی است. مرگ آرزوها، رویاها و امید به آینده، موجب «مرگهای ناامیدی» است که هماکنون در حد یک چالش ملی و جهانی درآمده است. افزایش نرخ خودکشی یا شیوع سکته و ایست قلبی در بین پزشکان جوان و رزیدنتها در اثر فرسودگی شغلی، اضطراب مزمن و ناامیدی، عدم دریافت حمایت روانی و اجتماعی، احساس ناکامی در انتظارات و آرزوها یا فشارهای روانی در نبودِ آزادیهای فردی و اجتماعی، نشاندهنده گستردگی بحرانهای عمیق روانی و اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در جامعه است. رتبه ایران در شاخص شادکامی جهانیِ سال ۲۰۲۳ در بین ۱۴۶کشور، رتبه نازل ۱۰۷است.
وی افزود: بازتاب تصویر حال ناخوش و آینده ایران در رسانههای اجتماعی، تمرکز بر چالش نظارت و سیاستهای انسدادی دولت بر رسانهها از یکسو و توجه به استفاده عمومی و بهویژه جوانان از رسانههای اجتماعی در حوزههای مختلف ازجمله سبک زندگی، آموزش و یادگیری، بازاریابی دیجیتال و برندینگ شخصی، اطلاعرسانی و آگاهیهای سیاسی و اجتماعی از سوی دیگر است. تصویر ایران در رسانههای خارجی نیز ترکیبی از نگرانیها، پیشبینیها، تردیدها و امیدواریهاست. نقد رفتار حکومت و نگرانی از سرکوبها و نقض حقوق بشر، پیشبینی رکود بیشتر و فروپاشی اقتصادی ناشی از تحریمهای آمریکا، امید به نارضایتی بیشتر مردم و آغاز تنشهای جدید اجتماعی، خطر هستهای ایران و تهدیدهای رژیم صهیونیستی بیشترین حجم و محتوای رسانهای را تشکیل میدهد.
متأسفانه بیاعتمادی و خشم عمومی ناشی از اوضاع کشور، سیاستزدگی و عملکرد غیراخلاقی و غیرشفاف و جهتدار صدا و سیما و سایر رسانههای رسمی، انسداد ارتباطات و رسانه توسط حکومت، موجب استفاده رو به افزایش و فراگیر از فیلترشکن، اینترنت ماهوارهای و شبکههای غیرمتمرکز، و انتقال مرجعیت خبری و تحلیل شرایط سیاسی-اجتماعی، از داخل به سمت ماهوارهها و رسانههای مغرض خارجی شدهاست.
معین گفت: نسل جدید جامعه ایرانی، نقش مهمی در تحول فرهنگ، سیاست و حتی اقتصاد با بیان نظرات خود در شبکههای اجتماعی، مشارکت در جنبشها و شکلدهی به سیاستهای اجتماعی و فرهنگی کشور و نیز عرضه فرهنگ و تمدن ایران به جهانیان دارد ولی عواملی مانند سوءمدیریت مزمن و غفلت از منابع عظیم انسانی، میراث غنی فرهنگ و معنویت و تمدن ایران و وابستگی اقتصاد بیمار کشور به صادرات نفت خام، باعث پسرفت و افول کشور در شاخصهای رشد و توسعه شدهاست. ایران ما با داشتن جمعیتی جوان در فرصت پنجره جمعیتی قرار دارد که بهترین زمینه پیشرفت کشور است ولی قدرناشناسی و غفلت از این مزیت توسعه انسانی توسط مدیریتهای ناکارآمد، باعث شده که استعدادهای جوان و خلاق و نخبگان علمی آن، در وطن خود غریب افتاده و ناگزیر از ترک وطن و مهاجرت به دیار غربت شوند. جوانان و نوجوانان ایرانی، یعنی نسل زد(Z) و نسل آلفاکه از بدو تولد با اینترنت و دنیای مجازی سروکار داشتهاند، بزرگترین سرمایههای ملی ما هستند. نسلz، به دنبال معنا، انعطافپذیری در کار و زندگی و تأثیرگذاری بر جامعه است. نسلی با عشق و آرزوهای بیانتها، نسل سفرهای بیپایان و نسل رؤیاهایی که بتواند جهان را تغییر دهد.
وی افزود: نسلZ بهشدت آرزومند است، اما آرزوهای آنها با نسلهای قبل تفاوت دارد. بیش از آنکه مانند نسلهای قبلی به امنیت شغلی و موفقیت مالی سنتی فکر کند، به دنبال رضایت شخصی، آزادی، خلاقیت و تأثیر اجتماعی با تغییرات مثبت در زندگی خود و جامعه است. دغدغهها و آرزوهای جهانی او ارزشهایی ازقبیل عدالت، محیطزیست، برابری و بیان دردهای مشترک انسانها، سرکشی و عبور از موانع است. او به دنبال سیر و سفر، انعطافپذیری و آزادی عمل، دورکاریهای برخط، یادگیری مهارتها و تجربههای جدید و خارج از ساختارهای سنتی است.
معین ادامه داد: هرچند این نسل با چالشهایی مثل اضطراب شغلی، فشار اقتصادی و تغییرات سریع تکنولوژیکی روبهروست که میتواند بر آرزوهایش تأثیر گذارد، ولی با این حال میل به تغییر و حرکت به سوی آیندهای روشن دارد. این نسل فرخنده میخواهد به آرزوهای بزرگش ایمان داشته باشد، حتی اگر مسیرش سخت و دشوار باشد.
او یادآور شد: مواجهه تربیتی، آموزشی و اجتماعی با نسلZ نیازمند شناخت عمیق از ویژگیهای روانی و اجتماعی این نسل است. احترام به استقلال و فردیت، آزادیطلبی و انتخابگری آنها، ایجاد انگیزه درونی به جای اجبار، تقویت تابآوری و مدیریت استرس، استفاده از یادگیری تعاملی و دیجیتالی، تمرکز بر آموزش مهارتهای کاربردی مثل تفکر انتقادی، حل مسئله و خلاقیت اهمیت دارد.
وی افزود: راهکارهای اجتماعی نیز برای ارتباط بهتر با نسلZ مانند توجه به عدالت و مسئولیت اجتماعی، حمایت از محیط زیست، حقوق بشر و برابری جنسیتی، گوش دادن به ایدهها و نظرات و مشارکت دادن آنها در تصمیمگیریهای آموزشی و اجتماعی، تقویت مهارتهای ارتباطی در دنیای واقعی، واقعگرایی در برابر انتظارات بالا، کنترل تأثیرات منفی شبکههای اجتماعی و اعتیاد به فضای مجازی، آموزش هوش هیجانی و مهارتهای نرم برای مدیریت احساسات خود و ترکیب سنت و مدرنیته در آموزش نسلZ و اتصال آنان به هویت ملی و فرهنگی با ترکیب آموزش کلاسیک و مدرن اهمیت دارد. رسانهها نیز در برابر نسلZ مسئولیت سنگینی در ارتباط با ترویج مهارتهای عملی مثل تفکر انتقادی، مدیریت، هوش هیجانی و کارآفرینی و اخلاق حرفهای، وظائف سنگینی دارند . چهارمین دوره همایش که دیروز آغاز شد، امروز چهارشنبه نیز در سالن رعد تهران ادامه مییابد.

شما چه نظری دارید؟