یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۷
نظرات: ۰
۰
-
پشت‌پرده آبروریزی جدید صداوسیما با عکس ترامپ/ رسانه ملی بازوی فیک‌نیوزها شده!

انتشار و تحلیل یک تصویر جعلی ساخته‌شده با هوش مصنوعی در صداوسیما، بار دیگر بحران حرفه‌ای‌گری و بی‌اعتمادی به رسانه ملی را به صدر بحث‌ها آورد.

در روزگاری که تشخیص تصویر واقعی از جعلی سخت‌تر از همیشه شده، انتظار می‌رود رسانه‌ای که عنوان «ملی» را یدک می‌کشد، بیش از هر نهاد دیگری به راستی‌آزمایی و دقت حرفه‌ای پایبند باشد. اما انتشار و تحلیل جدی یک تصویر جعلی ساخته‌شده با هوش مصنوعی در یکی از برنامه‌های صداوسیما، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که آیا بحران اصلی این رسانه فقط ریزش مخاطب است یا فروپاشی استانداردهای حرفه‌ای؟

ماجرا از تصویری آغاز شد که در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شد؛ تصویری از دونالد ترامپ، ایلان ماسک و جنسن هوانگ، مدیرعامل انویدیا با مشت‌های گره‌کرده در مقابل پرچم حزب کمونیست چین. تصویری که با کمی دقت می‌شد نشانه‌های واضح تولید شدن آن توسط هوش مصنوعی را دید؛ از جزئیات غیرطبیعی چهره‌ها گرفته تا ترکیب‌بندی اغراق‌آمیز و فضایی که بیشتر شبیه میم‌های اینترنتی بود تا یک عکس واقعی سیاسی. با این حال، یکی از کارشناسان صداوسیما – خانعلی‌زاده کارشناس اصولگرا- نه‌تنها تصویر را واقعی فرض کرد، بلکه بر مبنای آن به تحلیل سیاسی پرداخت و آن را «خروجی نهایی سفر ترامپ» و نشانه «وابستگی آمریکا به چین» دانست.

بعدتر رسانه‌های فکت‌چک نیز تأیید کردند که این تصویر جعلی و ساخته هوش مصنوعی بوده است. وب‌سایت Lead Stories به‌صراحت اعلام کرد هیچ سند معتبری برای واقعی بودن این تصویر وجود ندارد و نشانه‌های رایج تولیدات هوش مصنوعی در آن دیده می‌شود.

مسئله، اما فقط یک اشتباه ساده نیست. در شبکه‌های اجتماعی هر روز هزاران تصویر و ویدئوی جعلی تولید می‌شود و بسیاری از کاربران عادی هم ممکن است فریب بخورند. تفاوت در اینجاست که صداوسیما یک کانال تلگرامی گمنام یا صفحه اینستاگرامی بی‌نام‌ونشان نیست؛ رسانه‌ای است که بودجه عمومی دریافت می‌کند، انحصار پخش سراسری دارد و اگرچه دیگر محبوبیتی بین مردم ندارد، اما هنوز هم با عنوان «رسانه ملی» شناخته می‌شود. طبیعی است که از چنین رسانه‌ای انتظار برود قبل از رساندن یک تصویر به آنتن رسمی، حداقل چند دقیقه برای راستی‌آزمایی وقت بگذارد.

وقتی آنتن رسمی به بازوی فیک‌نیوز تبدیل می‌شود

به نقل از اقتصاد۲۴، بحران امروز صداوسیما فقط بحران مخاطب نیست؛ بحران استاندارد حرفه‌ای است. رسانه‌ای که زمانی برای بخش‌هایی از جامعه مرجع خبر و تحلیل بود، حالا بارها به‌دلیل انتشار اخبار ناقص، روایت‌های یک‌طرفه، تحلیل‌های شتاب‌زده و دعوت از چهره‌های تکراری و غیرمتخصص مورد انتقاد قرار گرفته است.

اتفاق اخیر نشان داد بخشی از ساختار تصمیم‌گیری و تولید محتوا در این سازمان، هنوز درکی از اقتضائات عصر هوش مصنوعی و جنگ اطلاعاتی ندارد. در دوره‌ای که حتی رسانه‌های بزرگ جهان برای انتشار یک تصویر ساعت‌ها فرایند اعتبارسنجی طی می‌کنند، در صداوسیما تصویری که کاربران فضای مجازی هم به آن مشکوک شده بودند، مبنای تحلیل سیاسی قرار می‌گیرد.

این اتفاق فقط یک گاف رسانه‌ای نیست؛ نشانه نوعی فروپاشی نظام کنترل کیفیت در رسانه رسمی کشور است. وقتی تحلیلگر تلویزیون بدون ابتدایی‌ترین بررسی، یک تصویر جعلی را تبدیل به «سند سیاسی» می‌کند، مخاطب چه دلیلی دارد که سایر تحلیل‌ها و روایت‌های این رسانه را باور کند؟

بحران اعتماد؛ زخمی که هر روز عمیق‌تر می‌شود

صداوسیما سال‌هاست با بحران اعتماد عمومی دست‌وپنجه نرم می‌کند. نظرسنجی‌ها، افت شدید میزان مخاطبان و مهاجرت گسترده کاربران به رسانه‌های اینترنتی و شبکه‌های اجتماعی، نشانه‌ای روشن از همین وضعیت است. بسیاری از مردم دیگر تلویزیون را نه به‌عنوان منبع اول خبر، بلکه بیشتر به‌عنوان رسانه‌ای رسمی با روایت‌های قابل پیش‌بینی می‌بینند.

در چنین شرایطی، انتشار و تحلیل تصاویر جعلی عملا به این بی‌اعتمادی دامن می‌زند. مخاطب امروز شاید از نظر دسترسی به اطلاعات، از بسیاری از اتاق‌های خبر جلوتر باشد. کاربران با چند جست‌وجوی ساده می‌توانند منبع یک تصویر را پیدا کنند یا از ابزارهای تشخیص محتوای ساخته‌شده با هوش مصنوعی استفاده کنند؛ بنابراین وقتی رسانه رسمی گرفتار چنین خطاهای ابتدایی می‌شود، نه‌تنها اعتبار خودش را از دست می‌دهد، بلکه عملا به سوژه طنز در فضای مجازی تبدیل می‌شود.

مشکل آنجاست که در صداوسیما ظاهرا هنوز بخشی از مدیران و برنامه‌سازان تصور می‌کنند می‌توان با همان الگوهای قدیمی، افکار عمومی را مدیریت کرد؛ در حالی که عصر رسانه یک‌طرفه سال‌هاست به پایان رسیده است. امروز هر ادعا ظرف چند دقیقه راستی‌آزمایی می‌شود و هر خطا به سرعت در شبکه‌های اجتماعی بازتاب پیدا می‌کند.

رسانه‌ای ملی یا پژواک صدای جریان خاص؟

یکی دیگر از مشکلات جدی صداوسیما، محدود شدن دایره کارشناسان و تحلیلگران است. سال‌هاست چهره‌هایی ثابت با دیدگاه‌هایی مشابه در برنامه‌های مختلف حضور پیدا می‌کنند؛ افرادی که اغلب بیش از آنکه تحلیلگر حرفه‌ای باشند، نقش تأییدکننده روایت رسمی را بازی می‌کنند. نتیجه چنین وضعیتی، شکل‌گیری نوعی «اتاق پژواک» در رسانه ملی است؛ فضایی که در آن صدای متفاوت کمتر شنیده می‌شود و نقد حرفه‌ای جای خود را به تحلیل‌های شعاری داده است.

در چنین ساختاری، طبیعی است که دقت رسانه‌ای قربانی شتاب‌زدگی و جهت‌گیری سیاسی شود. وقتی اولویت، تولید سریع محتوایی همسو با یک روایت سیاسی باشد، راستی‌آزمایی و اعتبارسنجی به حاشیه رانده می‌شود. تصویر جعلی ترامپ و ایلان ماسک هم دقیقا در همین بستر تبدیل به خوراک آنتن شد؛ چون بیش از آنکه «واقعی بودن» اهمیت داشته باشد، «کارکرد سیاسی» آن مورد توجه قرار گرفت.

عصر هوش مصنوعی؛ آزمونی که صداوسیما در آن مردود شد

جهان وارد دوره‌ای شده که هوش مصنوعی می‌تواند در چند ثانیه تصویر، ویدئو و حتی صدای کاملا جعلی تولید کند. رسانه‌ها در سراسر دنیا برای مواجهه با این وضعیت، واحدهای فکت‌چک و تیم‌های تخصصی تشخیص محتوای جعلی ایجاد کرده‌اند. کارشناسان رسانه بارها هشدار داده‌اند که عصر هوش مصنوعی، عصر «انفجار اطلاعات نادرست» خواهد بود.

در چنین فضایی، رسانه‌ای موفق خواهد بود که بیش از هر چیز بر اعتبار و اعتماد عمومی سرمایه‌گذاری کند. اما صداوسیما ظاهرا هنوز درگیر الگوهای فرسوده تبلیغاتی است و به‌جای بازسازی اعتماد، گاهی خودش به بازنشرکننده اطلاعات نادرست تبدیل می‌شود.

واقعیت این است که رسانه ملی بیش از هر زمان دیگری به یک بازنگری جدی نیاز دارد؛ از شیوه انتخاب کارشناسان و سردبیران گرفته تا نظام راستی‌آزمایی، استانداردهای حرفه‌ای و حتی تعریفش از «رسانه». ادامه این روند نه‌فقط به اعتبار صداوسیما، بلکه به اعتماد عمومی نسبت به اطلاع‌رسانی رسمی آسیب می‌زند؛ و شاید مهم‌ترین پرسش همین باشد: رسانه‌ای که نمی‌تواند یک تصویر جعلی را از واقعی تشخیص دهد، چگونه می‌خواهد در عصر جنگ روایت‌ها، مرجع تحلیل و اطلاع‌رسانی باقی بماند؟

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی