اطلاعات - مینا حیدری: در این نشست که با حضور بنفشه سامگیس، روزنامهنگار حوزه اجتماعی، دکتر امیرحسین جلالی ندوشن، روانشناس و دکترهادی خانیکی، استاد علوم ارتباطات برگزار شد، سخنرانان تلاش کردند ابعاد مختلف «ترومای ثانویه» در حرفه روزنامهنگاری را تشریح کنند؛ آسیبی که نه از حضور مستقیم در یک حادثه، بلکه از مواجهه مداوم با روایتها، تصاویر و رنج دیگران شکل میگیرد.
در ابتدای نشست، زهرا جعفری، دبیر برنامه با اشاره به افزایش بحرانهای اجتماعی، سیاسی و انسانی در سالهای اخیر گفت: توجه به سلامت روان خبرنگاران در جهان به یکی از موضوعات مهم رسانهای تبدیل شده است. او با اشاره به پژوهشهای بینالمللی انجامشده پس از جنگ خلیجفارس، پوشش فجایع انسانی و همهگیری کرونا توضیح داد که خبرنگاران، عکاسان خبری و حتی تدوینگران رسانهای که بهطور مستمر با تصاویر خشونتآمیز و اخبار تلخ سروکار دارند، در معرض نشانههایی مشابه اختلال استرس پس از سانحه قرار میگیرند.
به گفته او، بسیاری از رسانههای بزرگ دنیا از اوایل دهه ۲۰۰۰ آموزشهای «تروما آگاه» و خدمات حمایت روانی برای خبرنگاران را در دستور کار قرار دادهاند اما این مسأله در ایران هنوز کمتر موردتوجه قرار گرفته است؛ در حالی که روزنامهنگاران ایرانی طی سالهای اخیر با بحرانهای گسترده اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و همچنین پوشش جنگها و حوادث متعدد مواجه بودهاند.
زخمهای پنهان خبرنگاران
بنفشه سامگیس، روزنامهنگار حوزه اجتماعی، نخستین سخنران نشست بود. او سخنانش را با روایتهایی از تجربههای شخصی و حرفهای خبرنگاران و عکاسان خبری آغاز کرد و گفت: ما خبرنگارها گاهی انگار لباسی از جنس فولاد به تن میکنیم تا بتوانیم وسط بحران بایستیم، اما وقتی کار تمام میشود، تازه درد استخوانهای شکستهمان را میفهمیم.
او با اشاره به تجربه پوشش حادثه معدن «زمستانیورت» در سال ۱۳۹۶ گفت: برخی خبرنگاران و عکاسان پس از بازگشت از محل حادثه تا روزها در شوک و سکوت فرو میرفتند. سامگیس از یکی از همکارانش یاد کرد که پس از بازگشت از محل حادثه، یک هفته در تحریریه بدون آنکه حرفی بزند فقط قدم میزد و سیگار میکشید.
این روزنامهنگار همچنین به تجربه عکاسان خبری پس از زلزله بم اشاره کرد و گفت: عکاسانی که از بم برگشته بودند ساعتها پشت کامپیوتر مینشستند و مدام تصاویر جنازهها، قبرهای آماده دفن و خانوادههای عزادار را مرور میکردند. بعضی از آنها تا مدتها نمیتوانستند درباره آنچه دیده بودند حرف بزنند.
احساسات پنهان حین کار
سامگیس در ادامه به فشار روانی مستمر بر خبرنگاران حوزههای اجتماعی، جنایی و سیاسی اشاره کرد و گفت: خبرنگار حوزه اجتماعی هر روز با خودکشی، اعتیاد، فقر، بیکاری و فروپاشی خانوادهها مواجه است. خبرنگار حوزه جنایی مدام اخبار قتل، قصاص و خشونت را پوشش میدهد و خبرنگار سیاسی نیز هر روز با اخبار پرتنش و بحران سروکار دارد.
او تأکید کرد: بسیاری از خبرنگاران یاد گرفتهاند هنگام کار احساسات خود را پنهان کنند تا بتوانند گزارش تهیه کنند، اما این فشارها در نهایت وارد زندگی شخصی آنها میشود. این آسیبها گاهی خود را در فروپاشی روابط خانوادگی، انزوا، فرسودگی یا حتی تصمیم به پایان دادن به زندگی، نشان میدهد.
سامگیس با اشاره به درگذشت و خودکشی برخی فعالان رسانهای در سالهای اخیر گفت: این اتفاقها فقط تراژدیهای فردی نیستند، بلکه نشانه فشارهای سنگین روانی بر فعالان رسانهایاند.
او همچنین به جملهای از یکی از عکاسان خبری اشاره کرد که پس از پوشش یک حادثه دلخراش گفته بود «اگر این لنز دوربین بین ما و صحنه نبود، شاید ما هم تاب نمیآوردیم».
احساسات سرکوبشده
در ادامه نشست، دکتر امیرحسین جلالی ندوشن، روانشناس، به تشریح مفهوم ترومای ثانویه و اثرات روانی حرفه خبرنگاری پرداخت. او با بیان این که روان انسان برای مواجهه مکرر با مرگ، خشونت و رنج طراحی نشده است گفت: خبرنگاران بحران فقط خبر جمع نمیکنند، آنها با مرگ، ویرانی، خشم، درماندگی و بیپناهی مواجه میشوند و ناچارند همزمان حرفهای بمانند.
جلالی توضیح داد: بسیاری از خبرنگاران هنگام حضور در صحنه بحران، احساسات خود را موقتا کنار میگذارند تا بتوانند وظیفه حرفهایشان را انجام دهند، اما این احساسات سرکوبشده بعدها خود را به شکل آسیبهای روانی نشان میدهد.
او افزود: ترومای روانی فقط مربوط به کسانی نیست که مستقیما قربانی حادثه میشوند. کسی که ساعتها تصاویر قربانیان را میبیند، روایتهای دردناک را میشنود یا بارها صحنههای خشونت را مرور میکند نیز ممکن است دچار علائم جدی روانی شود.
نمایش قهرمانی
این روانشناس با اشاره به نشانههای ترومای شغلی در خبرنگاران گفت: بیخوابی، تصاویر ذهنی تکرارشونده، پرخاشگری، فرسودگی عاطفی، احساس ناامیدی، انزوا، وابستگی افراطی به کار یا پناه بردن به سیگار و مواد، از جمله علائم هشداردهنده هستند.
جلالی ندوشن تأکید کرد: بسیاری از این نشانهها در محیطهای رسانهای نادیده گرفته میشوند، زیرا فرهنگ غالب در حرفههای بحرانمحور، بر پنهان کردن احساسات و نمایش نوعی قهرمانی استوار است.
جلالی ندوشن گفت: در فرهنگ ما خبرنگار خوب، کسی تلقی میشود که نترسد، گریه نکند و خسته نشود اما انکار آسیبپذیری به معنای از بین بردن ظرفیت روانی انسان است.
او در بخش دیگری از سخنانش به تجربههای جهانی در حمایت از خبرنگاران بحران اشاره کرد و گفت: در بسیاری از کشورها پس از مأموریتهای سنگین، برای خبرنگاران دورههای استراحت و جلسات رواندرمانی در نظر گرفته میشود، اما در ایران چنین سازوکارهایی هنوز بسیار محدود است.
حواستان به همدیگر باشد!
به گفته جلالی، یکی از مهمترین اقدامات برای پیشگیری از فرسودگی روانی، ایجاد فضایی برای صحبت کردن خبرنگاران درباره تجربههایشان است. او افزود: وقتی فرد احساس کند تنها نیست و میتواند درباره آنچه دیده حرف بزند، احتمال آسیبهای شدید کمتر میشود.
این روانشناس همچنین توصیه کرد: خبرنگاران و مدیران رسانهها بایدنسبت به تغییرات رفتاری همکارانشان حساس باشند و علائمی مانند گوشهگیری، بیخوابی، ناامیدی، خشم مداوم یا فرسودگی شدید را جدی بگیرند.
نبردی برای بقا
دکتر هادی خانیکی، استاد علوم ارتباطات، سومین سخنران این نشست بود. او سخنانش را با اشاره به شرایط دشوار حرفه روزنامهنگاری در ایران آغاز کرد و گفت: روزنامهنگاران امروز فقط راوی بحرانها نیستند؛ خودشان نیز درگیر بحرانی عمیق برای بقا هستند.
خانیکی توضیح داد: خبرنگاران علاوه بر فشار ناشی از پوشش جنگها، فجایع و بحرانهای اجتماعی، با ناامنی شغلی، کاهش درآمد، بحران مخاطب و محدودیتهای حرفهای نیز دستوپنجه نرم میکنند.
او گفت: ترومای روزنامهنگاران فقط صدای انفجار و تصاویر جنگ نیست؛ اخراج، بیثباتی شغلی، قطع اینترنت، کاهش مخاطب و کوچک شدن سفرههای زندگی هم بخشی از این ترومای مزمن است.
این استاد ارتباطات با اشاره به کاهش نیرو در رسانهها و شرایط اقتصادی دشوار گفت: خبرنگار امروز دائما نگران آینده شغلی خود است. بسیاری از روزنامهنگاران نمیدانند تا چند ماه دیگر شغل یا رسانهشان پابرجا خواهد بود.
زخمهایی که دیده نمیشوند
خانیکی به بحران مخاطب در رسانههای رسمی اشاره کرد و گفت: یکی از مهمترین منابع رضایت شغلی برای خبرنگار، دیده شدن اثر کار اوست. وقتی روزنامهنگار احساس کند صدایش شنیده نمیشود، دچار احساس بیمعنایی میشود.
او در بخش دیگری از سخنانش نسبت به تغییرات فضای رسانهای هشدار داد و گفت: امروز لایک و بازدید در بسیاری مواقع، جای حرفهگرایی و منطق رسانهای را گرفته است. این مسأله فشار مضاعفی بر روزنامهنگاران وارد میکند.
خانیکی تأکید کرد: سلامت روان خبرنگاران نباید فقط مسأله فردی تلقی شود، بلکه سازمانهای رسانهای، نهادهای صنفی و حتی دولت باید در قبال آن مسئولیت بپذیرند.
او با اشاره به تجربه کشورهای مختلف در حمایت از خبرنگاران گفت: در بسیاری از رسانههای دنیا برای خبرنگاران بحران، دورههای بازتوانی، مشاوره روانی و حمایت حرفهای وجود دارد، اما در ایران روزنامهنگار اغلب پس از بازگشت از بحران، دوباره بلافاصله وارد بحران بعدی میشود.
این استاد دانشگاه همچنین بر لزوم تقویت نهادهای صنفی و حمایتی تأکید کرد و افزود: بدون حمایتهای حرفهای، معیشتی و روانی، روزنامهنگاران وارد چرخهای فرسایشی میشوند که نهفقط به فرد، بلکه به کیفیت اطلاعرسانی در جامعه آسیب میزند.
خانیکی در پایان گفت: روزنامهنگاران زخمهایی دارند که دیده نمیشود. اگر این زخمها جدی گرفته نشود، جامعه نیز بهای آن را خواهد پرداخت؛ چون رسانه فرسوده نمیتواند روایتگر سالمی برای جامعه باشد.
حرف آخر
نشست بررسی ترومای روزنامهنگاران در حالی برگزار شد که موضوع سلامت روان فعالان رسانهای در سالهای اخیر کمتر بهصورت علنی در فضای رسانهای ایران مورد بحث قرار گرفته است. سخنرانان این نشست ابراز امیدواری کردند که طرح چنین مباحثی بتواند آغازگر گفتوگویی جدیتر درباره مسئولیت رسانهها، نهادهای صنفی و نهادهای دولتی در حمایت از سلامت روان خبرنگاران باشد؛ فعالانی که هر روز در خط مقدم روایت بحرانهای جامعه ایستادهاند.