دکتر علیاکبر ولایتی: روزهای ۲۶ و ۲۷ شهریور ۱۳۹۰ و پس از آغاز سلسله رویدادهای منجر به بیداری اسلامی در برخی از کشورهای اسلامی، با دستور امام شهید حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای (اعلی الله مقامه)، اجلاس جهانی بیداری اسلامی با حضور بیش از هفتصد نفر از علما، اندیشمندان، فعالان سیاسی و رهبران مقاومت از معاریف و بزرگان اهل سنت و شیعه از اقصی نقاط جهان در تهران تشکیل شد.
با توجه به اهمیت این رویداد، امام شهید شخصاً در اجلاس حضور پیدا کردند و در جلسه افتتاحیه سخنرانی مهمی ایراد فرمودند که طی این سخنرانی، هدف از بیداری اسلامی را اعاده عزت ملی در کشورهای اسلامی، برافراشتن پرچم اسلام و مقابله با سلطه آمریکا و غرب دانسته و به خصوص نسبت به «نفوذ غرب با چهره جدید و مدلهای حکومتی انحرافی» در درون کشورهای اسلامی هشدار دادند.
در این اجلاس، آقای دکتر ابراهیم جعفری اولین نخستوزیر عراق پس از سقوط صدام که از بزرگان حزب الدعوه و پیروان درجه اول شهید سید محمد باقر صدر هستند، با اکثریت آرا به عنوان رئیس مجمع عمومی انتخاب گردید. ایشان با توجه به رهنمودهای امام شهید کار را به دست گرفتند و اقدامات مهمی انجام دادند.
یکی از پیشنهادهای ایشان در سمت رئیس مجمع عمومی، ایجاد دبیرخانه دائمی اجلاس و معرفی دبیر کل بود که پیشنهاد ایشان برای سمت دبیرکلی من بودم و با رأی قاطع اعضای حاضر در جلسه ـ که فهرست طویلی از علمای برجسته سنی و شیعه و بزرگان کشورهای مختلف را شامل میشد ـ به اتفاق آراء، به سمت دبیرکل مجمع جهانی بیداری اسلامی انتخاب شدم.
به عنوان دبیرکل،من موظفم بر پایه رهنمودهای امام شهید عظیم الشان حضرت آیتالله العظمی خامنه ای (قدس الله نفس الزکیه) و همچنین منویات حضرتآیتالله العظمی سید مجتبی خامنه ای (مد ظله العالی) و بر اساس سیاستهای مصوب دبیرخانه مجمع جهانی بیداری اسلامی و فارغ از موضع رسمی دولت جمهوری اسلامی ایران، اعلام موضع نمایم. لذا مجددا تأکید می کنم که مواضع اینجانب در قامت دبیرکل مجمع ارتباطی با سیاستهای رسمی دولت جمهوری اسلامی ندارد.
بر همین اساس و به عنوان دبیر کل مجمع جهانی بیداری اسلامی اعلام می نمایم که در حال حاضر، حدود ده ماه است که جمهوری اسلامی ایران، به عنوان مرکز مقاومت و در رأس کشورهای عضو جبهه مقاومت، مورد هجوم آمریکا و رژیم صهیونیستی و اذنابشان در منطقه قرار گرفته است که مردم ایران با سوابق طولانی مبارزه برای اسلام و ایران و طی طریق در مسیر اسلام ناب محمدی(ص) و اهل بین(ع) و براساس اصول بنیادین ترسیم شده توسط رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) و پیگیری و تقویت و گسترش راهبردهای موثر توسط امام شهید و ادامه آن توسط خلف صالح آن حضرت، توانسته اند آمریکا و رژیم صهیونیستی را به خاک مذلت نشانده و پوزه رئیس جمهور پرمدعا، فاسد و دروغگوی آمریکا را به خاک بمالند.
دوستان ما در دیگر نقاط جهان میدانند و مخالفین ما اگر نمیدانند، بدانند که جمهوری اسلامی ایران به تنهایی از عهده آمریکا برمیآید و آمریکا حتماً دیگر جایی در منطقه غرب آسیا نخواهد داشت و باید این منطقه را ترک کند.
امارات،شریک جنایات رژیم های خونریز
اما متأسفانه در این میان شاهدیم که بعضی از کشورهای عرب حاشیه جنوبی خلیجفارس، مثل امارات و بحرین، بدترین مواضع را نسبت به این مسئله یعنی هجوم غربیها به یک کشور مسلمان داشتهاند و بدون هیچ پرده پوشی و اغماض باید گفت که امارات شریک جنایات این رژیم های خونریز و جنایتکار میباشد؛ حکومتی به ظاهر مسلمان، ولی مخالف اسلام و گوش به فرمان آمریکا و ابزار دست صهیونیستها که طی روزهای اخیر، بیشتر از همه گذشته تازهتأسیس خود، چوب حراج به حیثیت پوشالی خویش زده است.
این کشور دستپرورده انگلیس و پادوی آمریکا که طی سالهای اخیر هر کار ضد ارزش و ضد اسلامی را در مجامع مختلف، از جمله علیه ایران اسلامی انجام داده است، اصرار زیادی دارد که در مجامع مختلف بینالمللی حضور پیدا کرده و با به حراج گذاشتن اموال متعلق به مسلمانان منطقه، برای خود اعتباری کسب نماید.
تذکر به بزرگان کشورهای دوست
در همین جا لازم است چند نکته را به عنوان تذکر به بزرگان کشورهای مهم و دوست جمهوری اسلامی ایران بیان کنم.
اولاً، عضویت کشورهایی مثل امارات، در مجامع مهم جدیدالتأسیس جهانی مانند سازمان شانگهای و بریکس که قرار است اشکالات و نواقص نهادهایی غرب ساخته مانند سازمان ملل را نداشته باشند، از هم اکنون جزء نقاط ضعف آنها به حساب آمده و موجب کاهش اعتبار و شأن این سازمانهاست.
ثانیاً، مجموعه سازمانهای بینالمللی جدیدالتأسیس مثل بریکس و شانگهای باید قواعد محکمتری برای عضوگیری داشته باشند و حتی می توانند آئین نامه ای برای تأیید صلاحیت کلیه اعضا به صورت ادواری تدوین نمایند؛ والا سرنوشت آنها مانند جامعه ملل و سازمان ملل امروزی شده و آن قدر تضعیف خواهند شد که عملاً بی فایده خواهند شد.
هشدار درباره وضعیت عراق
اما مطلبی که امروز میخواهم به آن اشاره کنم، در مورد عراق است. این کشور از مهمترین کشورهای اسلامی و از اعضای اصلی جبهه مقاومت و عضو بسیار مؤثر در بیداری اسلامی است که مردم آن برای رهایی از عوامل بیگانه مانند صدام حسین و پس از آن مبارزه با آمریکا و داعش، هزینههای زیادی را پرداخته اند، اما به نظر میرسد که متأسفانه امروز با مشکلاتی مواجه است که خلاف خواسته عامه مسلمانان عراق است.
در عراق و در طی چند دهه گذشته، رخدادهای بسیار مهمی اتفاق افتاده و مردم عراق بهای سنگینی برای آزادی و استقلال و همچنین احیای اسلام پرداخته اند و البته در همه این سالها، جمهوری اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی (رحمهالله علیه) و پس از ایشان امام شهید، حضرت آیتالله العظمی خامنهای (اعلی الله مقامه)، همواره حامی این کشور و مردم مسلمان آن بوده است.
در اینجا باید از مجاهدت ها و فداکاری های علما از جمله خاندان صدر و آل حکیم و مردم شجاع و متدین عراق یاد کنیم که به خصوص در مبارزه با صدام جنایتکار، مشقت های فراوانی را متحمل شدند.
در این مسیر نمیتوان از تلاشها و مجاهدتهای بزرگان عراق، همچون آقایان نوری مالکی، هادی عامری، شیخ همام حمودی و... که در گروههای برجسته و بزرگی مانند حزب الدعوه، سپاه بدر، و مجلس اعلای انقلاب اسلامی عضویت داشتند، به سادگی عبور کرد که همگی از بزرگان و مجاهدان عراق بوده و هستند.
همچنین در اینجا باید به نقش مهم حضرت آیتالله العظمی سیستانی حفظهالله که خداوند به عمر و عزت ایشان بیفزاید و نقش اساسی ایشان در نهضت بزرگ عراق در دوران اخیر اشاره نمایم.
تجلیل از نوری مالکی
طی سالهای اخیر و با حمایت علما و مردم عراق و نیز امام شهید عظیمالشأن ما و تلاش های بسیار ارزشمند شهید سردار سلیمانی و صدها نفر از مجاهدان فداکار سپاه پاسداران در عراق، این کشور پیروزیهای مهمی از قبیل اسقاط صدام، تلاش در جهت اخراج آمریکا از خاک آن کشور و مبارزه و شکست داعش را به انجام رسانده است و با قاطعیت میتوانم بگویم که جناب آقای نوری مالکی، در تمام این سالهای قرین مجاهدت و مبارزه، جزء اصلی ترین استوانه های عراق و مقاومت بوده و مقبولیت و محبوبیت بالایی نزد مردم عراق داشته و امام شهید ما نیز اعتماد و اعتقاد زیادی به ایشان داشتند و زمانی که به نخست وزیری انتخاب گردیدند، کارهای مهمی انجام دادند که از عهده هیچ کس دیگری بر نمیآمد که از آن جمله، اعدام صدام و برادر وی برزان تکریتی، طرح اخراج آمریکا از عراق و نیز اخراج منافقین از خاک این کشور مهم اسلامی بود.
در کنار همه این سوابق درخشان، ایشان فردی عاشق اهل بیت(ع) بوده و حجت الاسلام و المسلمین اختری، سفیر اسبق ایران در سوریه و دبیرکل سابق مجمع جهانی اهل بیت(ع) که خود از شخصیت های متدین، مبارز و انقلابی ایران می باشند، برای من نقل می کرد که در زمان سفارت ایشان در دمشق، زمانی که مراسم عزاداری ابا عبدالله الحسین(ع) را در حسینیه واقع در طبقه همکف سفارت ایران در سوریه برگزار می کردند، آقای مالکی به سفارت آمده و بدون هیچ تکلفی به میان مردم عزادار رفته و به سوگواری و سینه زنی می پرداخته است.
اما اکنون متأسفانه شاهدیم که تغییراتی غیرمنتظره در عراق رخ داده که نه به مصلحت عراق است و نه به مصلحت جبهه مقاومت؛ و اولین سوال این است که چرا پس از برگزاری انتخابات پارلمانی در عراق، ابتدا آقای مالکی با اکثریت قریب به اتفاق آراء اعضای اطار تنسیقی به عنوان نامزد نخست وزیری آینده عراق معرفی شد، ولی پس از حمله آمریکایی ـ صهیونی به ایران و شهادت امام شهید و تعداد دیگری از مردم و مجاهدان ایرانی و تهدید ترامپ مبنی بر اینکه در صورت انتخاب آقای مالکی، مشکلاتی برای عراق ایجاد خواهد شد، موضوع انتخاب آقای مالکی توسط بعضی از افراد عضو اطار تنسیقی زیر سوال رفت؟
هشدار درباره رابطه با آمریکا
اینجانب به عنوان دبیر کل مجمع جهانی بیداری اسلامی، خدمت مردم و بزرگان عراق عرض می کنم که اولاً، تلاش در جهت توسعه روابط با آمریکا توسط بعضی از افراد سیاسی عراق کاری علیه ملت مظلوم عراق و جهان اسلام میباشد.
ثانیاً، این بنده به عرض میرسانم که بعضی اقدامات افراد تازه کار و نو رسیده در سیاست علیه بزرگانی مانند آقای مالکی، خیلی زود با پاسخ منفی مردم عراق روبرو خواهد شد.
امیدواری ما در مجمع جهانی بیداری اسلامی به افراد مبارز متدین و بی اعتنا به امکانات مادی و دنیوی مانند آقای مالکی و افراد هم عقیده و هم رزم ایشان می باشد و آقایانی که تجربه بزرگانی مثل آقایان مالکی، هادی عامری، شیخ همام حمودی، فالح فیاض، محسن مندلاوی، احمد اسعدی و... و نیز مجاهدان عضو گروههای مقاومت مانند سپاه بدر، حشدالشعبی، جنبش عطا، جنبش حقوق (وابسته به کتائب حزبالله) و... را ندارند، بدانند که مردم عراق با تجربه طولانی مبارزه و تقدیم شهدایی مانند شهید ابومهدی مهندس اجازه نخواهند داد که خون شهدای آزادی و استقلال عراق از پیروان شهیدان صدر و آل حکیم و حزب الدعوه و مجلس اعلا و سپاه بدر و دیگر گروه ها و جریانهای جهادی و انقلابی، پایمال شود.
تکلیف اقلیم کردستان را روشن کنید
در اینجا لازم است به عنوان دبیرکل مجمع جهانی بیداری اسلامی، به نکته ای نگران کننده در عالم اسلام اشاره کرده و از بزرگان حکومت ارزشمند و مستقل عراق که موجب افتخار جهان اسلام و تشیّع می باشند سوال نمایم که چرا اقلیم کردستان عراق که باید یک ایالت از حاکمیت مرکزی و زیر نظر دولت عراق باشد، عملاً سیاست خارجی مستقلی داشته و کاملاً متفاوت و مستقل از دولت مرکزی عراق عمل می نماید؟
به این ترتیب اولاً در حالی که حکومت مرکزی عراق، با رژیم صهیونیستی مقابله دارد، ارتباطات نزدیکی بین مقامات اقلیم کردستان عراق و رژیم صهیونیستی که دشمن اول جهان اسلام به شمول سرزمینهای فلسطین و لبنان و یمن و سوریه و عراق و ایران و.... می باشند، وجود دارد که در این رابطه، اسناد و عکسهایی از بعضی جلسات در اربیل، بین مقامات اقلیم با بعضی از صهیونیست های شناخته شده نیز منتشر شده است؛
ثانیاً، روابط نزدیک و پیچیده و تو در تو با حکومت جدید سوریه، به ریاست حاکم داعشی آن ابو محمد جولانی ایجاد کرده اند که زمانی به عنوان معاون ابوبکر بغدادی و نفر دوم داعش، دستش به خون هزاران زن و مرد و پیر و جوان و کودک عراقی و سوری از شیعه و سنی و اقلیت های مذهبی آغشته بوده است و اکنون با تغییر چهره (از نوع کلارک گیبلی)، به متحد اصلی آمریکا تبدیل گردیده است و سوریه ای را که زمانی حلقه بسیار ارزشمند در زنجیره مقاومت بود به محلی برای جولان صهیونیست ها (به خصوص در مناطقی مانند قنیطره که دروزی های سوریه ساکن هستند) و فشار بر حزبالله لبنان و دیگر سرزمینهای اسلامی تبدیل کرده اند.
ثالثاً، اقلیم کردستان عراق به محل توطئه و لجستیک جریانهای ضد انقلاب کرد ایرانی نظیر کومله و حزب دموکرات کردستان و منافقین علیه جمهوری اسلامی تبدیل گردیده است که آخرین مورد از توطئه های خسارت بار آنها، انتقال نفوذی های اصلی ضد انقلاب از مرز مشترک اقلیم کردستان عراق و ایران به داخل خاک ایران در جریان کودتای دیماه سال گذشته بود که هزاران نفر از فرزندان ایران به دست این عوامل به شهادت رسیدند.
در حالی که حاکمیت مرکزی عراق و ایران، نزدیکترین رابطه اخوت و برادری را با یکدیگر داشته و این نزدیکی بی نظیر، ریشه در سابقه طولانی تاریخی بین دو کشور به خصوص بعد از اسلام دارد که به ویژه با تأسیس حوزه علیمه نجف توسط شیخ طوسی و ارتباط عمیق آن با حوزه های علمیه ایران مانند قم، اصفهان، مشهد و... و وجود مراجع بزرگوار مشترک مانند حضرت آیتالله العظمی خویی، حضرت امام خمینی(ره)، حضرت آیتالله العظمی سید محسن حکیم، حضرت آیتالله العظمی سید محمد باقر صدر، حضرت آیتالله العظمی سیستانی، حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنه ای (امام شهید) و...، این پیوند تاریخی مستحکم گردیده و ایرانیان و عراقیان بسیاری در طول تاریخ، در جهت اهداف مشترک اسلامی دو کشور جان خود را فدا کرده اند و همچنان نیز به دلیل وجود مضاجع شریف اهل بیت و امامان بزرگوار شیعه(ع)، مردم هر دو کشور همبستگی و اتحاد و برادری بی نظیری با یکدیگر دارند.
به هر حال انجام این اقدامات، موجب ایجاد تفرقه در جهان اسلام شده و خلاف انتظار مجموعه جهانی بیداری اسلامی است که وظیفه اصلی آن ایجاد همبستگی در بین مسلمان و تقابل با اتحاد منحوس آمریکایی ـ صهیونی می باشد.
نتیجه آنکه این نوع کم توجهی نسبت به مسائل بسیار مهم جهان اسلام و جبهه مقاومت در عراق جای نگرانی دارد و انتظار ما به عنوان مجموعه بیداری اسلامی، از بزرگان عراق این است که تکلیف این بخش مهم از خاک عراق را مشخص نمایند.