نژلا پیکانیان

در کشوری که واقعه عاشورا یکی از مهم‌ترین عناصر هویت فرهنگی و مذهبی آن محسوب می‌شود، تعداد فیلم‌های سینمایی که به‌ صورت مستقیم به قیام امام حسین(ع) و حوادث کربلا پرداخته‌اند، به شکل عجیبی انگشت شمار است. در بیش از چهار دهه پس از انقلاب، تنها سه اثر شاخص یعنی «سفیر»، «روز واقعه» و «رستاخیز» توانسته‌اند به شکلی مستقیم به این رویداد تاریخی نزدیک شوند، سه فیلمی که هرکدام نماینده یک رویکرد متفاوت در مواجهه سینمای ایران با عاشورا هستند.
***
از «سفیر» تا «رستاخیز»، ۳ نسل، ۳ نگاه
نخستین تلاش جدی سینمای ایران برای روایت حوادث منتهی به عاشورا، فیلم «سفیر» ساخته فریبرز صالح بود که در سال ۱۳۶۱ روی پرده رفت. داستان فیلم بر شخصیت قیس بن مسهر، فرستاده امام حسین(ع) به کوفه متمرکز
 است. 
 سفیر در شرایطی ساخته شد که هنوز سینمای پس از انقلاب در حال شکل‌گیری بود و امکانات تولید آثار تاریخی چندان گسترده نبود.  سفیر  اگرچه از نظر امکانات تولید و استانداردهای فنی با آثار تاریخی امروز فاصله داشت، اما در زمان خود تجربه‌ای مهم محسوب می‌شد.
 این فیلم تلاش می‌کرد فضای سیاسی و اجتماعی روزهای منتهی به عاشورا را بازسازی کند و از همین منظر، نقطه آغاز سینمای عاشورایی ایران به شمار می‌آید.با این حال فیلم توانست برای اولین بار تصویری سینمایی از فضای سیاسی و اجتماعی روزهای منتهی به کربلا ارائه دهد.

فیلمی که عاشورا را نشان نداد
۱۲ سال بعد، «روز واقعه» ساخته شهرام اسدی با فیلمنامه‌ای از بهرام بیضایی به سینما آمد، اثری که بسیاری آن را بهترین و موفق ترین فیلم عاشورایی تاریخ سینمای ایران می‌دانند. 
نقطه قوت  روز واقعه  در این بود که برخلاف انتظار، تمرکز خود را بر بازسازی مستقیم صحنه‌های نبرد کربلا قرار نمی‌دهد و برخلاف  سفیر ، مستقیماً وارد میدان نبرد کربلا نمی‌شود. 
قهرمان داستان، عبدالله، جوانی است که در روز عاشورا ندایی مرموز می‌شنود و برای یاری امام حسین(ع) راهی سفر می‌شود، اما زمانی به مقصد می‌رسد که واقعه به پایان رسیده است.  
همین انتخاب هوشمندانه 
باعث شد  روز واقعه  از دام  بازسازی صرف یک رویداد تاریخی فاصله بگیرد و به اثری درباره حسرت، جا ماندن و جستجوی حقیقت تبدیل شود.
بزرگترین پروژه‌ای که به مقصد نرسید
سومین و شاید یکی از جنجالی ترین تجربه سینمای ایران در این حوزه، «رستاخیز» ساخته احمدرضا درویش است. پروژه‌ای عظیم که سال‌ها برای تولید آن زمان صرف شد و از نظر طراحی صحنه، جلوه‌های ویژه، تعداد بازیگران و مقیاس تولید، یکی از بزرگترین آثار تاریخ سینمای ایران محسوب می‌شود. احمدرضا درویش برای ساخت این فیلم سال‌ها زمان صرف کرد. پروژه‌ای عظیم با دکورهای گسترده، طراحی لباس مفصل، بازیگران متعدد و تولیدی در مقیاس بین‌المللی که تلاش داشت تصویری جامع‌تر از وقایع منتهی به عاشورا ارائه دهد.
 رستاخیز  در تیرماه ۱۳۹۴ اکران عمومی شد، اما تنها چند ساعت پس از آغاز نمایش از پرده سینماها پایین کشیده شد. اعتراض‌ها به نحوه نمایش برخی شخصیت‌های مقدس باعث شد فیلم عملاً فرصت یک اکران سراسری و پایدار را پیدا نکند. اتفاقی که  رستاخیز  را از یک پروژه سینمایی صرف فراتر برد و به یکی از بحث‌برانگیزترین آثار تاریخ سینمای ایران تبدیل کرد.
همین مساله باعث شد اثری که قرار بود مهم‌ترین فیلم عاشورایی تاریخ سینمای ایران باشد، به یکی از جنجالی‌ترین فیلم‌های توقیف‌شده سینمای ایران تبدیل شود. اما نکته جالب اینکه در روزهای اخیر بار دیگر خبرهایی درباره احتمال اکران عمومی  رستاخیز  منتشر شده است. برخی رسانه‌ها از برنامه‌ریزی برای نمایش این فیلم در حوالی ۲۴ تیر خبر داده‌اند، هرچند تا زمان نگارش این گزارش، جزئیات نهایی و قطعی اکران از سوی مراجع رسمی به‌طور کامل اعلام نشده است. اگر این اتفاق رخ دهد،  رستاخیز  پس از سال‌ها حاشیه و توقف، نخستین اکران گسترده خود را تجربه خواهد کرد.
 چرا تعداد فیلم‌های عاشورایی این‌قدر کم است؟
کمبود فیلم‌های عاشورایی را نمی‌توان صرفاً به نبود علاقه فیلمسازان نسبت داد، واقعیت این است که نزدیک شدن به واقعه کربلا با چالش‌های متعددی همراه است.
اولین چالش، حساسیت مذهبی موضوع است. هر تصمیم درباره نحوه نمایش شخصیت‌های تاریخی، روایت رویدادها یا حتی انتخاب زاویه دید می‌تواند با واکنش‌های گسترده روبرو شود. به همین دلیل بسیاری از فیلمسازان ترجیح داده‌اند به جای ورود مستقیم به واقعه عاشورا، از مفاهیم و نمادهای آن الهام بگیرند.
چالش دوم، هزینه تولید است. ساخت فیلمی تاریخی درباره آن مقطع نیازمند دکورهای گسترده، طراحی لباس، تعداد زیادی از بازیگران و امکانات فنی ویژه است، موضوعی که تولید چنین آثاری را به پروژه‌هایی پرهزینه و البته پرریسک تبدیل می‌کند.

یک خلأ بزرگ در سینمای ایران
محدود بودن تعداد فیلم‌های مستقیم عاشورایی به این معنا نیست که سینمای ایران به‌طور کامل از مضامین محرم و فرهنگ حسینی فاصله گرفته است. در سال‌های مختلف آثاری ساخته شده‌اند که اگرچه مستقیماً واقعه کربلا را روایت نمی‌کنند، اما مفاهیمی مانند ایثار، نذر، زیارت، سوگواری و تأثیر فرهنگ عاشورا بر زندگی انسان معاصر را دستمایه روایت خود قرار داده‌اند.
از جمله این آثار می‌توان به «عصر روز دهم» ساخته مجتبی راعی اشاره کرد، فیلمی که داستان آن در بستر زیارت و فضای معنوی کربلا شکل می‌گیرد. همچنین فیلم «من و زیبا» ساخته فریدون حسن‌پور با محوریت نذر و دگرگونی درونی شخصیت اصلی، یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌های سینمای مذهبی با الهام از فرهنگ عاشوراست. در سال‌های بعد نیز آثاری مانند «هیهات» و «خون خدا» تلاش کردند مفاهیم عاشورایی را در قالب روایت‌های اجتماعی و امروزی بازتعریف کنند، بی‌آنکه مستقیماً به این واقعه بپردازند.
با این حال میان این آثار و فیلم‌هایی مانند  سفیر ،  روز واقعه  و  رستاخیز تفاوتی اساسی وجود دارد. فیلم‌های یادشده بیش از آنکه درباره خود عاشورا باشند، درباره تأثیر عاشورا بر انسان امروز هستند. به بیان دیگر، آن‌ها از فرهنگ و پیام کربلا الهام می‌گیرند اما وارد بازسازی تاریخی واقعه نمی‌شوند. به همین دلیل در بررسی تاریخ سینمای عاشورایی ایران، معمولاً تنها  سفیر ،  روز واقعه  و  رستاخیز  به‌عنوان سه اثر شاخص و مستقیم این حوزه شناخته می‌شوند و سایر فیلم‌ها در دسته آثار مذهبی یا الهام‌گرفته از فرهنگ عاشورا قرار می‌گیرند.از همین منظر،  سفیر ،  روز واقعه  و  رستاخیز  تنها سه فیلم نیستند، بلکه سه مقطع مهم از تلاش سینمای ایران برای نزدیک شدن به یکی از تأثیرگذارترین رویدادهای تاریخ اسلام به شمار می‌روند. تلاش‌هایی که هرکدام به شکلی متفاوت نشان می‌دهند روایت عاشورا در سینما، بیش از آنکه یک پروژه تاریخی باشد، مواجهه‌ای پیچیده با فرهنگ، مذهب، هنر و حافظه جمعی ایرانیان است.
تا امروز نیز، با وجود گذشت سال‌ها از ساخت آخرین فیلم بزرگ عاشورایی، هنوز اثری نتوانسته است جای خالی یک روایت تازه و فراگیر از کربلا را در سینمای ایران پر کند، خلایی که نشان می‌دهد راه سینمای ایران برای بازگویی این بخش از تاریخ، همچنان ادامه دارد.
 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی