امیرحسین نادری

 در آغاز تابستانی که هنوز سایه جنگ از خاورمیانه کنار نرفته، سوئیس بار دیگر به صحنه‌ای برای آزمون دیپلماسی تبدیل شد؛ جایی که گفت‌وگو و بازدارندگی هم‌زمان بر سر یک میز نشستند. نشست‌های فشرده میان ایران و آمریکا با میانجی‌گری قطر و پاکستان، نه صرفاً یک رایزنی دیپلماتیک، بلکه تلاش برای مهار بحرانی است که دامنه آن از تنگه هرمز تا مرزهای لبنان امتداد یافته است. 
بنا بر گزارش رویترز، دو طرف پس از ساعت‌ها مذاکره در شهر بورگن‌اشتاک سوئیس، بر سر یک نقشه راه ۶۰ روزه برای ادامه گفت‌وگوها به تفاهم اولیه رسیده‌اند؛ تفاهمی که هنوز بیش از آنکه یک راه‌حل نهایی باشد، آزمونی برای سنجش اراده سیاسی 
طرفین است.
ایران؛ مذاکره حساب‌شده
در روایت رسمی تهران، آنچه در این مذاکرات رخ داده، نه عقب‌نشینی، بلکه نوعی مدیریت مرحله‌ای و حساب‌شده گفت‌وگوهاست. ایران از ابتدا تلاش کرده است پرونده هسته‌ای را در مرحله‌ای مناسب‌تر و با فشار کمتر وارد گفت‌وگو کند تا از تبدیل آن به ابزاری برای اعمال فشار فوری جلوگیری شود. به بیان دیگر، تهران کوشیده است ابتدا زمین بازی را تا حد ممکن تثبیت کند و سپس وارد بحث‌های حساس‌تر شود.
در همین چارچوب، مواضع ایران درباره سه محور اصلی یعنی «عدم تولید سلاح هسته‌ای»، «رقیق‌سازی ذخایر اورانیوم» و «حفظ وضعیت فعلی برنامه هسته‌ای» به‌عنوان خطوط قرمز مذاکره تعریف شده اند. خبرگزاری ایرنا در همین زمینه تصریح می‌کند که ایران در برابر فشارهای غرب، به‌ویژه درباره انتقال ذخایر هسته‌ای به خارج، مقاومت کرده و تنها گزینه قابل بحث را «مدیریت داخلی و تحت نظارت آژانس» می‌داند.
آمریکا؛ دیپلماسی زیر سایه تهدید
در سوی دیگر، گزارش‌های اکسیوس و رویترز تصویری دوگانه از سیاست آمریکا ارائه می کنند: مذاکره در کنار تهدید. از یک سو مقام‌های آمریکایی از پیشرفت «قابل توجه» در گفت‌وگوها سخن گفته‌اند و از سوی دیگر، فضای سیاسی واشنگتن همچنان با تهدیدهای صریح علیه ایران و محور مقاومت همراه است. این ترکیب نشان می‌دهد که آمریکا در حال آزمودن الگویی تلفیقی است: حفظ فشار امنیتی در منطقه، همراه با باز کردن مسیری برای یک توافق محدود .آنچه در متن مذاکرات برجسته شده، بیش از آنکه رسیدن به یک توافق جامع باشد، مدیریت بحران است؛ به‌ویژه در حوزه تنگه هرمز که همچنان یکی از حساس‌ترین نقاط امنیت انرژی در جهان به شمار می‌رود.
اروپا و میانجی‌ها؛ دیپلماسی بدون پرچم
نقش قطر و پاکستان در این مذاکرات، فراتر از یک میانجی ساده بوده است. بر اساس گزارش رویترز، این کشورها عملاً به «زبان مشترک ارتباطی» میان تهران و واشنگتن تبدیل شده‌اند. در شرایطی که اعتماد مستقیم میان دو طرف شکننده است، کانال‌های غیرمستقیم، نقش حیاتی در جلوگیری از فروپاشی گفت‌وگوها ایفا کرده‌اند.در این میان، اروپا تا حد زیادی در حاشیه قرار گرفته و نقش آن بیشتر به حمایت ساختاری از روند مذاکره محدود مانده که این، نشانه‌ای از تغییر توازن دیپلماتیک در پرونده ایران و افزایش وزن بازیگران منطقه‌ای در مدیریت بحران است.
 اسرائیل؛ بازیگر غایب اما اثرگذار
یکی از نکات مشترک کلیدی در اخبار جهان، حذف رژیم صهیونیستی از میز مذاکره ایران و آمریکا است؛ در حالی که این بازیگر یکی از مؤثرترین طرف‌ها در معادله امنیتی منطقه به شمار می‌رود و به همین دلیل، تل‌آویو این روند را نه یک توافق، بلکه یک «تهدید راهبردی» می‌بیند .در گزارشی از نشریه «تایمز اسرائیل» آمده است که رژیم صهیونیستی خود را در وضعیت «تماشاگر نگران» می بیند؛ نگران از آنکه هرگونه توافق، بدون حل کامل مسئله هسته‌ای و متحدان منطقه‌ای ایران در جبهه مقاومت، موازنه قدرت را به ضرر آن تغییر دهد. از این منظر، اسرائیل در متن مذاکرات حضور ندارد، اما در حاشیه تصمیم‌گیری همچنان یکی از عوامل تعیین‌کننده باقی مانده است.
تنگه هرمز؛ ابزار فشار یا نقطه تعادل؟
تقریباً در همه گزارش های داخلی و خارجی، یک محور مشترک به چشم می خورد: تنگه هرمز. این گذرگاه آبی فقط یک مسیر دریایی نیست، بلکه به یکی از مهم‌ترین اهرم‌های تأثیرگذار بر نتیجه مذاکرات تبدیل شده است.بحث «باز نگه داشتن هرمز» و ایجاد سازوکارهای ارتباطی برای جلوگیری از تنش‌های دریایی، از جمله محورهای اصلی این گفت‌وگوهاست. در واقع، انرژی جهانی در این پرونده به یک ابزار چانه‌زنی سیاسی بدل شده است؛ ابزاری که هم ایران و هم آمریکا آن را در محاسبات خود لحاظ کرده‌اند.
 خستگی افکار عمومی جهان از جنگ
در تحلیل اخیر وبسایت «شورای روابط خارجی آمریکا»، یک واقعیت مهم برجسته شده است: «خستگی جهانی از جنگ». هزینه‌های اقتصادی، نظامی و انسانی درگیری اخیر، فشار قابل توجهی بر همه طرف‌ها وارد کرده است.افکار عمومی جهان، به‌ویژه در بازارهای انرژی بیش از آنکه به دنبال پیروزی یک طرف باشد، به دنبال ثبات است. این موضوع باعث شده حتی بازیگران سنتی سخت‌گیر منطقه ای نیز به سمت پذیرش نوعی توافق حداقلی حرکت کنند؛ توافقی که نه بر پیروزی کامل، بلکه بر «مدیریت بحران» استوار است .
 توافقی که هنوز متولد نشده است
مذاکراتی که در سوئیس برگزار شده، نه پایان بحران، بلکه آغاز مرحله‌ای تازه از آن است. همان‌طور که رویترز گزارش داده، دو طرف بر سر یک نقشه راه ۶۰ روزه به تفاهم اولیه رسیده‌اند، اما اختلافات بنیادین همچنان پابرجاست. ایران بر حفظ ظرفیت هسته‌ای خود تأکید دارد و آمریکا همچنان میان فشار و دیپلماسی در
 نوسان است.
در این میان، رژیم صهیونیستی در حاشیه و نگرانی، اروپا در نقش تسهیل‌گر، و کشورهای منطقه در جایگاه میانجی قرار گرفته‌اند. تنگه هرمز نیز همچنان به‌عنوان یک اهرم فشار فعال باقی مانده است.در نهایت، شاید بتوان گفت این مذاکرات بیش از آنکه درباره توافق مشخص باشد، درباره تعریف تازه ای از قدرت در خاورمیانه است؛ جایی که جنگ، انرژی، و دیپلماسی دیگر از هم جدا نیستند، بلکه به صورت فزاینده ای در هم تنیده شده‌اند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی