به گزارش اطلاعات آنلاین، دیردا در این مقاله با ارجاع به شعر «نامهای به لرد بایرون» اثر دابلیو. اچ. آودن، ریشه شکلگیری موبیدیک را در جاهطلبی نویسنده ۳۰ ساله آن میداند؛ چرا که ملویل نمیخواست تنها یک داستان ماجراجویی دریایی ساده بنویسد؛ او به دنبال قالبی بود که بتوان در آن شنا کرد. نتیجه این تلاش، کتابی شد که از یک روایت ساده نهنگگیری، به یک حماسه چندلایه، آمیخته به فلسفه، تراژدی شکسپیری و ابهامهای متافیزیکی تبدیل گشت.
یکی از تأکیدات دیردا بر این است که موبیدیک اساساً غیرقابلتفسیر است. او میگوید تمام جنبههای این شاهکار، از شخصیت «آهاب انتقامجو» تا ماهیت خود «نهنگ سفید»، همواره در حالتی از ابهام فریبنده باقی ماندهاند. دیردا معتقد است این عدم قطعیت انتقادی، همان ویژگی حیاتی است که رمان را برای عنوان «رمان بزرگ آمریکایی» شایسته میکند؛ چرا که کمال مطلق و بی چونوچرا، در دنیای ادبیات، نوعی «مرگ زنده» محسوب میشود.
نویسنده در این مقاله همچنین اشاره میکند که موبیدیک تمامی مؤلفههای بحرانهای تاریخی و اجتماعی آمریکا را در خود دارد: بیعدالتی نژادی، تعصب مذهبی، همنوایی کورکورانه و سرمایهداری افسارگسیخته. اما از دیدگاه او، اصلیترین دردی که ملویل در این رمان به تصویر کشیده، «تنهایی» است؛ جایی که او تمامی خدمه کشتی «پکود» را به معنای واقعی کلمه «منزوی» (Isolatoes) مینامد.
دیردا یادآور میشود که بسیاری از خوانندگان، نیمه نخست کتاب را فراموش کردهاند؛ نیمهای که سرشار از طنز، صحنههای کمیک و دوستی عمیق و بحثبرانگیز اسماعیل و کوئیکوگ است. اما با خروج از نانتاکت، کتاب به سمت تاریکی حرکت میکند. دیردا با تحلیل شخصیت آهاب، او را نه فقط یک دیوانه، بلکه یک «پرومته مدرن» میداند که در برابر خدایان و پوچی جهان طغیان کرده است. دیالوگهای آهاب در مواجهه با استارپاک، از نگاه دیردا، اوج هنر سخنوری ملویل است که هنوز هم میتواند روح خواننده را تکان دهد.
دیردا در ادامه به سرنوشت تلخ ملویل اشاره میکند؛ نویسندهای که در دوران خود فراموش شد و در جوانی از عرصه ادبیات کنار رفت. او جمله معروف ملویل را یادآوری میکند: «اگر حتی انجیل را در این قرن مینوشتم، باید در جوی آب میمردم.» اما به باور نویسنده مقاله ملویل با موبیدیک در نهایت رستاخیز خود را تجربه کرد و از دهه ۱۹۲۰ تا امروز، همچون یک «ابرنواختر» در آسمان ادبیات درخشیده است.
او به خوانندگان هشدار میدهد که اجازه ندهند شهرت سنگین و آکادمیک کتاب، آنها را از خواندن آن بترساند. دیردا موبیدیک را یک اثر زنده میداند که باید بدون واسطه تفسیرهای پیچیده خوانده شود. در پایان دیردا با لحنی صمیمانه با اشاره به شخصیت کتاب به خوانندگان میگوید: «ای همسفران، به سراغ آن آغاز جاودانه بروید و سفر را شروع کنید: مرا اسماعیل بنامید.»