پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۸
نظرات: ۰
۰
-
[مرصاد جعفری] نقشه جدید واشنگتن برای خاورمیانه

تقلیل دیدار روز گذشته دونالد ترامپ و رجب طیب اردوغان در حاشیه نشست سران کشورهای عضو ناتو در آنکارا، به گفتگوهایی صرفا پیرامون مسائل این پیمان نظامی…

تقلیل دیدار روز گذشته دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، و رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه، در حاشیه اجلاس سران کشورهای عضو ناتو در آنکارا، به گفتگوهایی صرفا پیرامون مسائل این پیمان نظامی یا جنگ اوکراین و روسیه، تحلیلی ساده‌انگارانه از تحولات جاری است.

پرسش اصلی این است که آیا ترکیه صرفاً میزبان نشستی در چارچوب دستورکارهای متعارف ناتو بوده است یا آنکه این دیدار را باید بخشی از روند شکل‌گیری آرایش جدیدی از ائتلاف‌ها و موازنه‌های قدرت در منطقه و جهان ارزیابی کرد؟  آرایشی که به نظر می‌رسد هدف آن، فراتر از مدیریت بحران‌های جاری، بازتعریف نظم امنیتی خاورمیانه و ایجاد شبکه‌ای از همپیمانان منطقه‌ای برای مهار نفوذ ژئوپلیتیکی، سیاسی جمهوری اسلامی ایران باشد . در چنین سناریویی، نقش بازیگرانی همچون ترکیه، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و اسرائیل، نه در قالب روابط دوجانبه، بلکه به‌عنوان اجزای یک معماری امنیتی جدید قابل تفسیر خواهد بود. 

ایالات متحده از مدت‌ها پیش، در چارچوب تلاش برای بازتعریف نظم ژئوپلیتیکی خاورمیانه، بر عادی‌سازی روابط کشورهای جنوب غرب آسیا با اسرائیل به عنوان یکی از ارکان اصلی راهبرد منطقه‌ای خود تمرکز کرده است. «پیمان ابراهیم» نیز دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ طرحی که هدف آن فراتر از عادی‌سازی روابط دوجانبه بوده و در پی ایجاد یک معماری امنیتی، سیاسی و اقتصادی جدید در منطقه است. 

در چنین شرایطی، ترکیه به عنوان یکی از مهم‌ترین بازیگران سیاسی، اقتصادی و نظامی منطقه، جایگاهی تعیین‌کننده در موفقیت یا ناکامی این راهبرد دارد. از همین رو، هرگونه تشدید تنش در روابط آنکارا با رژیم صهیونیستی یا فاصله گرفتن ترکیه از این پروژه، می‌تواند معادلات مورد نظر واشنگتن برای استقرار نظم جدید منطقه‌ای را با چالش‌های جدی مواجه سازد.

در چنین فضایی، به نظر می‌رسد واشنگتن در تلاش است با طراحی سناریوهای تازه، آرایش سیاسی منطقه را از طریق بازتعریف نقش بازیگران کلیدی دستخوش تغییر کند و موازنه‌ای جدید در خاورمیانه شکل دهد. 

اگر امتیازهایی را که ترامپ در دیدار روز گذشته به اردوغان اعطا کرد، صرفا تلاشی برای ترغیب ترکیه به همسویی بیشتر با سیاست‌های ایالات متحده و اسرائیل بدانیم، باز هم تنها بخشی از واقعیت را دیده‌ایم. این امتیازها، بیش از آنکه نشانه تغییر رویکرد واشنگتن نسبت به آنکارا باشند، می‌توانند بخشی از یک معامله راهبردی گسترده‌تر تلقی شوند؛ معامله‌ای که در پس آن، مجموعه‌ای از مطالبات و انتظارات سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی از ترکیه نهفته است .در همین چارچوب، تصمیم آمریکا برای کاهش بخشی از محدودیت‌های ناشی از تحریم‌های اعمال‌شده علیه ترکیه پس از خرید سامانه پدافند هوایی «اس-۴۰۰» از روسیه در سال ۲۰۲۰ذیل قانون «کاتسا» و ناشی از قانون مقابله با دشمنان آمریکا از طریق تحریم‌ها، و همچنین احیای روند بازگشت آنکارا به پروژه خرید جنگنده‌های «اف-۳۵» از واشنگتن، صرفاً یک امتیاز دوجانبه تلقی نمی‌شود، بلکه این اقدامات را می‌توان تلاشی برای بازگرداندن ترکیه به متن راهبرد امنیتی غرب و آماده‌سازی آن برای ایفای نقشی مؤثر در ائتلافی دانست که به احتمال زیاد قرار است در هندسه آینده خاورمیانه شکل بگیرد؛ ائتلافی که در آن، بازدارندگی اسرائیل و نقش‌آفرینی امنیتی و راهبردی این رژیم، یکی از ارکان اصلی نظم مورد نظر واشنگتن خواهد بود. 

بر این اساس، می‌توان انتظار داشت که در برابر این امتیازها، ترکیه نیز مسئولیتی فراتر از یک شریک دوجانبه بر عهده بگیرد و در معماری جدید موازنه قدرت منطقه‌ای، نقش فعال‌تری ایفا کند. موازنه‌ای که کشورهای عربی، به‌ویژه دولت‌های حاشیه خلیج فارس، ضلع دیگر آن را تشکیل خواهند داد. در چنین چارچوبی، ائتلافی منطقه‌ای با مأموریت بازتعریف نظم امنیتی و سیاسی خاورمیانه قابل تصور است؛ نظمی که از منظر واشنگتن، یکی از اهداف اصلی آن، مهار و محدودسازی نفوذ منطقه‌ای ایران خواهد بود.اگر چنین سناریویی در دستور کار آمریکا قرار داشته باشد، برای تهران نیز حامل یک پیام راهبردی است؛ اینکه حفظ و تقویت جایگاه منطقه‌ای، بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازآرایی ابزارهای دیپلماتیک، افزایش قدرت چانه‌زنی و اتخاذ ابتکارهای سیاسی متناسب با تحولات جدید خواهد بود. در غیر این صورت، بازیگرانی مانند ترکیه، عربستان سعودی و حتی پاکستان، ممکن است در قالب ترتیبات امنیتی و سیاسی جدید، به ایفاکنندگان نقش‌هایی تبدیل شوند که در نهایت به تغییر موازنه قدرت منطقه‌ای به زیان منافع ایران بینجامد.نقطه آغاز این پروژه هم از نگاه واشنگتن، می‌تواند عادی‌سازی و تثبیت روابط کشورهای اثرگذار منطقه با اسرائیل باشد. روندی که در صورت تحقق، زمینه شکل‌گیری یک ائتلاف گسترده پیرامون ایران را فراهم خواهد کرد. ائتلافی که هدف نخست آن، کاهش ظرفیت تأثیرگذاری سیاسی، امنیتی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقه‌ای خواهد بود. 

از این منظر، سیاست آمریکا صرفاً بر ارائه مشوق‌ها استوار نیست، بلکه همزمان از سازوکارهای فشار هم بهره می‌گیرد. پیام واشنگتن به کشورهایی مانند ترکیه، پاکستان و حتی برخی دولت‌های عربی آن است که جایگاه آنان در نظم آینده خاورمیانه، تا حد زیادی به میزان همسویی با این راهبرد و نحوه تنظیم روابطشان با اسرائیل گره خورده است. به بیان دیگر، آمریکا در پی شکل‌دهی به ائتلافی است که علاوه بر برخورداری از ظرفیت‌های امنیتی، مهم‌ترین قدرت‌های اقتصادی منطقه را نیز در یک چارچوب راهبردی مشترک گرد هم آورد؛ روندی که تحقق کامل آن، بدون تعیین تکلیف جایگاه و نقش جمهوری اسلامی ایران، از منظر واشنگتن با دشواری‌های جدی مواجه خواهد بود.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی