روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: خطر آنجاست که برخی نیروهای داخلی ناخواسته با دوگانهسازیهای کاذب، با حذف عقلانیت، با تقلیل همه راهها به «جنگ» در زمین دشمن بازی می کنند.
اینکه عدهای چنان سخن بگویند که گویی تنها راه مواجهه با آمریکا، جنگ مستقیم و بیپایان است و حتی شنیدن واژه «مذاکره» را هم تاب نیاورند، بیش از آنکه نشانه انقلابیگری باشد، علامت گرفتار شدن در نوعی رادیکالیسم بیپشتوانه است.
مذاکره، همانطور که رئیسجمهور پزشکیان هم تصریح کرد، تسلیم نیست همانگونه که مقاومت، لزوماً جنگطلبی نیست. در علوم سیاسی، مذاکره یکی از ابزارهای قدرت است، نه نشانه ضعف. حتی در سختترین منازعات تاریخ، کانالهای گفتوگو هرگز به طور کامل بسته نشدهاند، زیرا سیاست، هنر جلوگیری از حداکثر خسارت است.
خطر بزرگتر اما آنجاست که فضای عمومی چنان تنگ شود که خردمندان نتوانند درباره هزینههای جنگ سخن بگویند. هر صدای هشداردهندهای متهم شود، هر دعوتی به عقلانیت، سازشکاری خوانده شود و هر تلاشی برای مفاهمه، خیانت تعبیر گردد. این، دقیقاً همان نقطهای است که جامعه از «تحلیل» به «هیجان» سقوط میکند. جامعه هیجانی، آسانتر در زمین جنگ ادراکی به بازی گرفته میشود چون قدرت تفکیک میان واقعیت و روایت را از دست میدهد.
هجوم به هر نوع مذاکره، متهم کردن نهادهای عالی تصمیمگیر کشور و فشار برای حذف سازوکارهای عقلانی تصمیمسازی، نه تنها انقلابی نیست بلکه میتواند در عمل به ضد خود بدل شود.
انقلابیگری اصیل، پیش از هر چیز، متکی به فهم شرایط است؛ به تشخیص زمان، به درک موازنهها و به صیانت از منافع ملی. آنان که بیمحابا بر طبل جنگ میکوبند، اگرچه ممکن است نیت خیر داشته باشند، اما در میدان ادراک، گاه درست در مسیری حرکت میکنند که دشمن میخواهد.
امروز بیش از هر زمان، نیازمند عقلانیت هستیم عقلانیتی که نه فریب لبخند دشمن را بخورد و نه از دیدن هزینههای جنگ بگریزد. باید با مردم صادق بود، واقعیتها را گفت، خسارتها را دید و در عین حال راه برونرفت را جست. سیاست، میدان فهم است نه فریاد. جامعهای که گفتوگو را حذف کند، ناگزیر به میدان تقابل رانده میشود. و آنان که راه مفاهمه را میبندند، شاید ندانند که نخستین قربانی جنگ، برنامه، امید و آرزوی یک ملت است. به موقع و به جا اقدام نکنیم، امکانِ جبران نخواهد ماند. عقلانیت و تصمیم به موقع، عبادتی است که قضا ندارد.