نژلا پیکانیان
ساخت مستند درباره رهبران سیاسی، رؤسای جمهوری، فرماندهان نظامی و چهرههای اثرگذار تاریخی، سنتی شناختهشده در سینمای مستند جهان و البته ایران است. بسیاری از این آثار، فقط به روایت زندگی شخصیتها محدود نمیشوند، بلکه تلاش میکنند بستر تاریخی، اجتماعی و سیاسی دوران آنان را نیز بازخوانی کنند. از همین رو، مستندهای سیاسی در بسیاری از کشورها به منابع مهم پژوهشی و اسناد تصویری تاریخ تبدیل شدهاند، آثاری که گاه دههها پس از تولید، همچنان محل رجوع پژوهشگران، روزنامهنگاران و نسلهای بعدی هستند.
در ایران نیز هرگاه تاریخ در نقطهای سرنوشتساز ایستاده، دوربینهای مستندسازان از نخستین شاهدان آن بودهاند. از روزهای پیروزی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس تا آیینهای وداع با شخصیتهای برجسته سیاسی و نظامی، سینمای مستند همواره کوشیده است لحظههایی را ثبت کند که بعدها بخشی از حافظه جمعی ایرانیان شوند. اکنون نیز با آغاز تولید چند مستند درباره زندگی و مراسم مرتبط با تشییع رهبر شهید انقلاب، بار دیگر اهمیت این گونه سینمایی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است به گونه ای که میتوان گفت پس از تشییع تاریخی امام خمینی(ره)، اینبار کارگردانان سرشناس برای ثبت یک بدرقه تاریخی دیگر تلاش می کنند.
وقتی تاریخ به تصویر سپرده میشود
در هفتههای اخیر، همزمان با اعلام تولید مجموعهای از مستندها درباره زندگی، دوران جوانی و آیینهای مرتبط با وداع با رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران، موج تازهای از توجه به نقش سینمای مستند در ثبت لحظههای تاریخی و سیاسی در ایران شکل گرفته است. این پروژهها که توسط گروهی از مستندسازان شناختهشده و همچنین تیمهای تولید نهادی در حال پیگیری هستند، بار دیگر بحث قدیمی اما همیشه زنده «نسبت تصویر و تاریخ» را به صدر اخبار رسانهای بازگردانده اند، اینکه چه کسی تاریخ را ثبت میکند و چگونه تصویر، روایت نهایی از یک شخصیت سیاسی را میسازد.
آنچه پروژههای در حال تولید را از یک اتفاق رایج رسانهای متمایز میکند، حضور طیفی از فیلمسازان با تجربه و نگاههای متفاوت در کنار یکدیگر است، ترکیبی که نشان میدهد هدف، فقط ثبت یک مراسم یا تولید یک گزارش تصویری نیست، بلکه تلاش برای ساخت آرشیوی ماندگار از یکی از مهمترین مقاطع تاریخ معاصر ایران است.
مستندسازان در جستجوی تاریخ
در همین راستا و بر اساس اخباری که در هفتههای اخیر در رسانههای مختلف منتشر شده است، در حوزه هنری، رضا میرکریمی سرپرستی پروژه مستندسازی مراسم وداع و تشییع را بر عهده گرفته و محمدحسین مهدویان نیز در کنار جمعی از مستندسازان، ثبت بخشهایی از این رویداد را دنبال میکند. در مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی حامد شکیبانیا به همراه مهدی شامحمدی هدایت یکی از گروههای اصلی مستندسازی را بر عهده دارند و همزمان از تولید دو مستند با محوریت این رویداد خبر دادهاند. در سوی دیگر، بهروز افخمی ساخت مستند «حال خونیندلان ۲، پهلوان جهان» را آغاز کرده است، اثری که با تمرکز بر حضور و روایت دلدادگان غیرایرانی، تلاش میکند ابعاد فراملی این مراسم را به تصویر بکشد. مسعود زارعیان نیز با انتخاب زاویهای متفاوت، دوربین خود را به سالهای نوجوانی و جوانی رهبر شهید برده و قصد دارد با اتکا به اسناد، خاطرات و روایتهای کمتر شنیدهشده، تصویری از سالهای شکلگیری شخصیت فکری و سیاسی رهبر شهید ارائه دهد.
از نگاه سینمایی و روایتمحور تا ثبت آرشیوی و مستندنگاری تاریخی
وجه مشترک این پروژهها، با وجود تفاوت در موضوع و شیوه روایت، تأکید بر ثبت تصویری لحظهای است که از منظر تاریخی، فقط به یک آیین وداع محدود نمیشود. تجربه مستندسازی در جهان نشان داده است که روایت زندگی و بدرقه شخصیتهای اثرگذار سیاسی، در گذر زمان به بخشی از حافظه تصویری ملتها تبدیل میشود، حافظهای که گاه بیش از اسناد مکتوب، در شکلدهی به برداشت نسلهای بعد از یک دوره تاریخی نقش ایفا میکند. از همین منظر، تنوع رویکردهای فیلمسازان حاضر در این پروژه نیز قابل توجه است؛ از نگاه سینمایی و روایتمحور گرفته تا ثبت آرشیوی و مستندنگاری تاریخی. همین تفاوتها میتواند در آینده مجموعهای از آثار مکمل را پیش روی مخاطب قرار دهد، آثاری که هر کدام از زاویهای متفاوت، بخشی از یک روایت بزرگتر را بازسازی میکنند و در کنار یکدیگر، تصویری چندوجهی از زندگی، میراث سیاسی و آیین وداع با یکی از اثرگذارترین شخصیتهای تاریخ معاصر ایران را به یادگار خواهند گذاشت.
در کنار این نامها، طی سالهای اخیر همواره بحث تولید آثار مستند درباره لحظههای حساس تاریخ سیاسی ایران و جهان، بهویژه مراسم وداع رهبران سیاسی، به یکی از جدیترین حوزههای تولید در سینمای مستند تبدیل شده است. تجربه تاریخی نشان داده است که چنین لحظههایی، به دلیل بار عاطفی، سیاسی و اجتماعی بالا، به سرعت از یک رخداد خبری به یک رویداد تصویری ماندگار تبدیل میشوند، رویدادی که در آن، تصویر نه فقط نقش ثبتکننده دارد، بلکه بهتدریج جایگزین روایتهای دیگر میشود و به حافظه جمعی شکل میدهد.
الگوسازی برای نسل آینده
در ایران، یکی از مهمترین نمونههای این روند را میتوان در مستندها و آثار تصویری مربوط به مراسم ارتحال امام خمینی (ره) مشاهده کرد، رویدادی که در سال ۱۳۶۸ به یکی از گستردهترین تولیدات تصویری تاریخ معاصر ایران منجر شد. حجم بالای تصاویر، گزارشها و مستندهایی که از آن مراسم تولید شد، نه فقط آن رویداد را به یکی از نقاط تثبیتشده حافظه تاریخی تبدیل کرد، بلکه الگویی برای مستندسازی رویدادهای مشابه در سالهای بعد به وجود آورد. بسیاری از فیلمسازان و مستندسازان ایرانی در سالهای بعد، از همان الگو برای ثبت رویدادهای مشابه، از جمله تشییع شخصیتهای سیاسی و نظامی، استفاده کردند؛ الگویی که در آن ترکیب روایت رسمی، نگاه مستند و ثبت مردمی در کنار هم قرار میگیرد.
ساخت مستند درباره رهبران و شخصیتهای اثرگذار سیاسی، سابقهای طولانی در سینمای مستند جهان دارد. در کشورهای مختلف، فیلمسازان بارها کوشیدهاند با روایت زندگی، سالهای زمامداری، تصمیمهای سرنوشتساز و آیینهای وداع این چهرهها، بخشی از حافظه تصویری ملتها را ثبت کنند. در ایران نیز مستندهای متعددی درباره مراسم ارتحال امام خمینی و سالهای بعد درباره تشییع برخی شخصیتهای برجسته سیاسی و نظامی تولید شد که هر یک، از زاویهای متفاوت به ثبت این رویدادها پرداختند و با استقبال گسترده مخاطبان و پژوهشگران مواجه شدند. در عرصه بینالمللی نیز آثار متعددی درباره زندگی، میراث سیاسی و مراسم بزرگداشت چهرههایی چون
نلسون ماندلا و دیگر رهبران معاصر ساخته شده است، آثاری که نشان میدهد سینمای مستند، چنین مقاطع تاریخی را صرفاً یک رویداد خبری تلقی نمیکند، بلکه آنها را بخشی از حافظه جمعی و تاریخ معاصر ملتها میداند. از همین منظر، تولید مستند درباره زندگی و آیین وداع رهبران سیاسی را میتوان تلاشی برای ثبت رویدادهایی دانست که در گذر زمان، به منابع تصویری مهم برای روایت تاریخ تبدیل میشوند.
تولید مستندها ی چند لایه درباره رهبر شهید
در چنین بستری، پروژههای جدیدی که در ایران در حال شکلگیری است، در ادامه همین سنت قابل تحلیل هستند. حضور فیلمسازانی مانند بهروز افخمی که سابقه طولانی در روایتهای تاریخی و سیاسی دارد، در کنار مستندسازانی چون مسعود زارعیان که بر بخشهای کمتر دیدهشده زندگی شخصیتها تمرکز میکنند، همچنین حامد شکیبانیا که از تولید چند اثر در این حوزه خبر داده است، نشان میدهد که نگاه به این سوژه صرفاً تکبعدی نیست. هر یک از این پروژهها تلاش دارند از زاویهای متفاوت به یک موضوع واحد نزدیک شوند، از زندگی فردی و زیستجهان شخصی گرفته تا لحظههای نهایی حضور او در تاریخ سیاسی.
این چندلایگی در تولید تصویر، ویژگی مهم سینمای مستند معاصر است. دیگر یک تصویر واحد از یک رویداد وجود ندارد، بلکه مجموعهای از روایتها شکل میگیرد که در کنار هم، تصویر نهایی را میسازند. رسانههای رسمی، مستندسازان حرفهای و حتی تولیدات مردمی، هر یک بخشی از این تصویر را ثبت میکنند و نتیجه، آرشیوی چندلایه است که در آن مرز میان خبر، مستند و حافظه جمعی بهسختی قابل تفکیک است.
اهمیت چنین پروژههایی فقط در ثبت یک رویداد تاریخی خلاصه نمیشود، بلکه در نقشی است که در شکلدهی به حافظه بلندمدت جامعه ایفا میکنند. تصاویری که از لحظههای وداع رهبران سیاسی ثبت میشوند، معمولاً از سطح خبر عبور می کنند و به نمادهایی تبدیل میشوند که در ذهن جمعی باقی میمانند. این تصاویر بعدها در آموزش، رسانه و حتی فرهنگ عمومی بازتولید میشوند و به عنوان بخشی از روایت رسمی یا نیمهرسمی تاریخ باقی می مانند.
درمجموع، آنچه امروز در قالب پروژههای مستندسازی درباره رهبر شهید انقلاب در حال شکلگیری است؛ صرفاً یک فعالیت سینمایی یا رسانهای نیست، بلکه بخشی از فرآیند گستردهتر تولید حافظه تاریخی است، فرآیندی که در آن تصویر، نه فقط بازتاب واقعیت، بلکه یکی از سازندگان اصلی آن واقعیت محسوب میشود. در چنین شرایطی، دوربین دیگر فقط ابزار مشاهده نیست، بلکه به یکی از عناصر فعال در شکلدهی به تاریخ تبدیل شده است، تاریخی که از دل تصویر ساخته میشود و از طریق تصویر به یاد سپرده میشود.
شما چه نظری دارید؟