آیتالله خامنهای از نخستین ساعات آغاز جنگ ایران و عراق، در تدبیر مسائل جنگ به صورت فعالانه به ایفای نقش پرداخت.
ساعاتی پس از شروع حمله به خاک کشورمان اولین اطلاعیه در مورد تجاوز ارتش بعث عراق به ایران را تهیه و از رادیو به اطلاع مردم رساند. در دومین روز شروع جنگ در جلسهای که در ستاد مشترک ارتش برای بررسی چگونگی برخورد با تجاوز نظامی عراق تشکیل شد، حضور یافت. و آنگاه که قرار شد یک نفر از آنها برای بررسی مساله به جبهههای جنگ برود، نخستین کسی که این پیشنهاد را پذیرفت آیتالله خامنهای بود. در ۵ مهر ۱۳۵۹ پس از اجازه امام خمینی در کسوت یک نظامی، در جبهههای جنگ حضور یافت تا گزارشی از وضعیت جبههها و امکانات نیروهای ایرانی منطقه مورد تجاوز نیروهای عراقی تهیه نموده و به سازماندهی نیروها برای مقابله با دشمن کمک کند. بر این اساس عازم جبهه جنوب شد و در عقبراندن نیروهای متجاوز عراق از منطقه عمومی اهواز و همچنین عملیات شکست حصر سوسنگرد در ۲۶آبان ۱۳۵۹، نقش محوری و راهبردی ایفا کردند همچنین در اوایل بهار سال ۱۳۶۰ در جبهه غرب نیز حضور داشتند ولی حضور جز برای اقامه نماز جمعه تهران، دیدار و گزارش به امام یا جلسات ضروری و سفرها و سخنرانیهای لازم، مستمر بود . ایشان در چندین عملیات نظامی یا طراحی آن شرکت کرد. پشتیبانی و تأمین نیازهای تسلیحاتی و تدارکاتی نیروهای بسیجی و سپاهی از دیگر فعالیتهای ایشان در صحنه نبرد بود. بیشتر وقتشان در جبههها صرف هدایت، پشتیبانی و طراحی عملیات ستاد جنگهای نامنظم ــ که توسط ایشان و شهید مصطفی چمران تشکیل شده بود ــ میشد. از اقدامات ویژه این ستاد که آیتالله خامنهای مستقیماً در آن نقش داشت، تشکیل گروههای نظامی مخصوص شکار تانک بود. در پشتیبانی از جبهههای خرمشهر، آبادان و سوسنگرد نقش مؤثری داشت و در تقویت نیروهای نظامی مردمی مثل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج و تهیه نیازمندیهای فنی و تجهیزاتی آنها نقش بسیاری ایفا کرد. از دیگر تلاشهای ایشان ایجاد هماهنگی بین سپاه و ارتش در جبههها و عملیات نظامی بود.
نمایندگی امام در شورای عالی دفاع
به فرمان امام خمینی در ۲۰ مهر ۱۳۵۹ شورای عالی دفاع عهدهدار همه امور جنگ شد و آیتالله خامنهای که براساس حکم امام در ۲۰ اردیبهشت۱۳۵۹ نماینده ایشان در این شورا و نیز سخنگوی آن بود. در این مدت مشاور امام خمینی در امور و مسائل جنگ نیز بود. ایشان معمولا در پایان جلسههای شورای عالی دفاع درباره مباحث و تصمیمات شورا مصاحبه مطبوعاتی انجام میداد و تصمیمات شورا را به اطلاع مردم میرسانید.
عملیات شکست حصر آبادان
در عملیات شکستن حصر آبادان حضور مستقیم داشت و در مورد خرمشهر نیز اعتقاد داشت که با اتخاذ تدابیر نظامی درست میتوان از سقوط آن جلوگیری کرد. حتی در این زمینه نامهای به ابوالحسن بنیصدر،
رئیس جمهوری و فرمانده کل قوای وقت نوشت و هشدار داد که در صورت استقرار دو تیپ زرهی در اطراف خرمشهر، میتوان از سقوط شهر جلوگیری به عمل آورد. اما، بنیصدر به آن هشدار توجهی نکرد.
اندکی پس از آغاز جنگ، گروهی از شخصیتها و سازمانهای بینالمللی و نیز برخی از کشورها برای ایجاد صلح بین دو کشور، به فعالیتهایی دست زدند. آیتالله خامنهای در این مورد اعتقاد داشت تا زمانی که عراق شروط اصلی ایران شامل عقبنشینی به مرزهای بینالمللی، پرداخت خسارت و تنبیه متجاوز را نپذیرد، صلحی پدید نخواهد آمد و اگر عراق این شروط را نپذیرد آن را به زور از سرزمینهای خود بیرون میکنیم. همچنین معتقد بود که صلح تحمیلی بدتر از جنگ است. با وجود این تردد هیات های صلح را از این نظر که باعث روشن شدن ابعاد جنایات صدام حسین و نیروهای او علیه مردم ایران شد و به اثبات مظلومیت ایران و تجاوزگری صدام کمک میکرد، مفید میدانست.
جنگ، مهمترین موضوع دوران ریاست جمهوری در دو دوره ریاست جمهوری آیتالله خامنهای، جنگ در رأس امور و مهمترین موضوع کشور بود. از ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ تحولاتی در صحنه جنگ پیش آمد و در مجموع موازنه در جبهههای جنگ به سود ایران تغییریافت. نیروهای عراقی از بیشتر سرزمینهای اشغالشده بیرون رانده شدند و با وحدتنظر مسئولان ارشد کشور ازجمله آیتالله خامنهای به عنوان رئیس شورای عالی دفاع سلسله عملیاتهای نظامی، طراحی و اجرا شد. همزمان با آن تحولات، حضور دیپلماتیک ایران در عرصه بینالمللی نیز بیشتر و فعالتر شد.
ایشان طی هفت سال از مجموع هشت سال دوران ریاست جمهوری خود که مقارن با جنگ بود، بخش زیادی از مذاکرات خارجی خود را به مذاکره با هیئت های حسننیت صلح که از سوی سازمانهای بینالمللی، اسلامی و منطقهای یا با شخصیتهای مهم بینالمللی و منطقهای که مأموریت میانجیگری داشتند، اختصاص دادند.
در دوره ریاست جمهوری به دلیل مخالفت امام با حضور در جبهههای جنگ، به برخی حضورها و بازدیدهای محدود اکتفا کردند اما در مقطع پایانی جنگ و پس از قبول قطعنامه وضعیت وخیم جبههها ایشان را ناگزیر کرد پس از کسب موافقت امام خمینی برای ایجاد تحولی عظیم به جبههها رهسپار شوند.
همچنین که آیتالله خامنهای در دوره ریاست جمهوری رئیس شورای عالی پشتیبانی جنگ بود. این شورا به دلیل شرایط خاص جنگ در سال ۱۳۶۵ و به منظور بهکارگیری هرچه بهتر امکانات کشور در خدمت جنگ و انجام اقدامات مؤثر در بسیج نیروها و امکانات برای رفع نیازمندیهای جبهههای جنگ تشکیل شد. امام خمینی در پاسخ به استعلام ایشان در ۱۹ بهمن ۱۳۶۶ مصوبات آن شورا را تا پایان جنگ لازمالاجرا اعلام کرد .
در تابستان ۱۳۶۷ و در آخرین سال ریاست جمهوری آیتالله خامنهای و با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران، جنگ عراق با ایران به پایان رسید. پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی حضرت امام خمینی (ره) و پیش از اعلام رسمی آن، جلسهای به ریاست
آیتالله خامنهای و با حضور مسؤولان عالیرتبه نظام برای تبیین عوامل و دلایل پذیرش قطعنامه از سوی امام برگزار شد.
امام خمینی در پیامی به مردم ایران قبول قطعنامه را مسالهای بسیار تلخ و ناگوار و صرفاً به دلیل مصلحت انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد: «قبول این مسئله برای من از زهر کشندهتر است؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم... در قبول این قطعنامه فقط مسئولین کشور ایران به اتکای خود تصمیم گرفتهاند. و کسی و کشوری در این امر مداخله نداشته است». به دنبال این تصمیم
آیتالله خامنهای به عنوان رئیسجمهوری در نامهای در تاریخ۲۷ تیر۱۳۶۷ به دبیرکل وقت سازمان ملل متحد، (خاویر پرز دکوئیار)، پذیرش قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل از سوی ایران را اعلام کرد.
مجموعه تجارب رهبر شهید در دوران دفاع مقدس و حضور ایشان در جبهه، نقشی تاثیرگذار در برنامه ریزی و طراحی راهبرد ها برای تقویت توان نظامی و دفاعی ایران ایفا کرد؛به گونه ای که جمهوری اسلامی ایران در دوران جنگ های تحمیلی دوم و سوم توانست با اقتدار و بهره گیری از فناوری های روز نظامی از جمله رونمایی از موشک ها و پهپادهای مدرن در برابر قدرت های نظامی برتر دنیا بایستد، آنان را به پذیرش خواسته های ایران مجبور نماید و جهان را به شگفتی و تحسین وا دارد.
شما چه نظری دارید؟