مترجم: مسعود کاظمیان

منبع: آسیا تایمز

بازارهای مالی جهان همان‌گونه که انتظار می‌رفت، از توافق صلح میان ایالات متحده و ایران استقبال کرده‌اند. بهای نفت پس از این توافق با کاهش چشمگیری روبرو شد، شاخص‌های بازارهای سهام روندی صعودی به خود گرفت و سرمایه‌گذاران در حال محاسبه منافعی هستند که در صورت بازگشایی کامل تنگه هرمز و بازگشت جریان طبیعی عرضه انرژی، از محل کاهش فشارهای تورمی نصیب اقتصاد جهانی خواهد شد. با این همه، برداشت غالب بازارها هنوز ابعاد واقعی تحولاتی را که ممکن است در حال شکل‌گیری باشد، کمتر از اندازه واقعی برآورد می‌کند. 
اگر این توافق پایدار بماند، بزرگ‌ترین برنده اقتصادی آن نه ایران خواهد بود، نه ایالات متحده و نه اروپا؛ بلکه آسیا بیشترین منفعت را از آن خواهد برد. البته این امر فقط به دلیل کاهش قیمت نفت نیست، هرچند اقتصادهای آسیایی بی‌تردید از نفت ارزان‌تر نیز سود خواهند برد. واقعیت آن است که حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد نفت خامی که از تنگه هرمز عبور می‌کند، در نهایت راهی بازارهای آسیایی می‌شود. به همین دلیل، هیچ منطقه‌ای در جهان به اندازه آسیا به جریان پایدار انرژی، تجارت کالا و گردش سرمایه از مسیر خلیج فارس وابسته نیست. در صورت استمرار این توافق، امکان دارد مجموعه‌ای از فشارهای اقتصادی به‌طور همزمان از دوش اقتصادهای آسیایی برداشته شود.
احیای حیاتی‌ترین شریان اقتصاد جهان
نزدیک به یک‌پنجم مصرف روزانه نفت جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند و همزمان بخش قابل توجهی از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع‌ (LNG) نیز وابسته به همین گذرگاه راهبردی است. اقتصادهای آسیایی همانند بسیاری دیگر از اقتصادهای جهان، در ماه‌های گذشته ناگزیر بودند پیامدهای اختلال در این شاهراه حیاتی تجارت و انرژی را تحمل کنند. از این رو، بازگشایی تنگه هرمز صرفاً به معنای ازسرگیری صدور نفت نیست، بلکه به مفهوم احیای یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های اقتصاد جهانی برای منطقه‌ای است که بیش از هر نقطه دیگری از جهان، رشد اقتصادی آن به واردات پایدار انرژی وابسته است. هند، شاید روشن‌ترین نمونه برای تبیین این واقعیت باشد. این کشور که پس از چین و ایالات متحده آمریکا، سومین واردکننده بزرگ نفت خام در جهان به شمار می‌رود، حدود ۸۵ درصد نیاز نفتی خود را از طریق واردات تأمین می‌کند. از همین رو هند در موقعیتی قرار دارد که بیش از بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان، از کاهش هزینه‌های انرژی منتفع شود. با این حال، منافع ناشی از چنین توافقی فقط به هند محدود نخواهد ماند.
اقتصادهای شرق آسیا منتفع خواهند شد
ژاپن که بیش از ۹۰ درصد نیاز نفتی خود را از طریق واردات تأمین می‌کند و همچنین کره جنوبی که بخش عمده نفت خام مصرفی خود را از خاورمیانه وارد می‌سازد، هر دو از کاهش قیمت نفت و گاز طبیعی سود خواهند برد. کاهش هزینه‌های انرژی، توان رقابتی صنایع این دو کشور را افزایش می‌دهد، حاشیه سود شرکت‌ها را بهبود می‌بخشد و از فشار هزینه‌های زندگی بر مصرف‌کنندگان می‌کاهد، اما شاید مهم‌ترین برنده این رویداد، آن‌گونه که بازارهای جهانی هنوز به‌درستی درک نکرده‌اند، چین باشد. چین به‌عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت خام جهان که روزانه نزدیک به ۱۱ میلیون بشکه نفت وارد می‌کند، طی سال‌های اخیر با مجموعه‌ای از چالش‌های اقتصادی، ازجمله کاهش آهنگ رشد، ضعف تقاضای داخلی و افت سودآوری بخش تولید، دست‌وپنجه نرم کرده است. 
در چنین شرایطی کاهش پایدار هزینه‌های انرژی می‌تواند نیروی محرکه مؤثری برای تقویت زنجیره‌های تولید، کاهش هزینه‌های صنعتی و افزایش توان رقابتی صنایع چین باشد. اهمیت این تحول،فقط به کاهش بهای انرژی محدود نمی‌شود. ثبات بیشتر در منطقه خلیج فارس، میزان عدم اطمینان پیرامون یکی از مهم‌ترین مسیرهای تجارت و تأمین انرژی چین را نیز کاهش خواهد داد. برای پکن، قابلیت پیش‌بینی تحولات این گذرگاه راهبردی، ارزشی همتراز کاهش قیمت نفت دارد، زیرا اقتصادهای بزرگ بیش از هر چیز به ثبات و پیش‌بینی‌پذیری محیط بین‌المللی برای برنامه‌ریزی بلندمدت نیازمندند. کشورهای جنوب‌شرق آسیا نیز در شمار برندگان این تحول قرار می‌گیرند. ویتنام، تایلند، فیلیپین و اندونزی همگی از کاهش هزینه واردات انرژی و فروکش کردن فشارهای تورمی منتفع خواهند شد. ثبات بیشتر در بازار انرژی نه‌فقط به سود دولت‌ها، بلکه به نفع خانوارها و بنگاه‌های اقتصادی نیز خواهد بود. در چنین فضایی برنامه‌ریزی اقتصادی آسان‌تر می‌شود، هزینه‌های تولید کاهش می‌یابد و چشم‌انداز سرمایه‌گذاری شفاف‌تر 
خواهد شد. 
تأثیر توافق بر سیاست‌های پولی آسیا
با این حال، اگر تحلیل خود را صرفاً بر بازار نفت متمرکز کنیم، ممکن است مهم‌ترین بخش این داستان را از نظر دور بداریم. مهم‌ترین پیامد یک توافق پایدار میان ایران و ایالات متحده، نه صرفاً کاهش بهای نفت، بلکه تأثیر عمیق آن بر سیاست‌های پولی در سراسر آسیاست. در جریان بحران تنگه هرمز، بانک‌های مرکزی آسیا و در واقع بسیاری از بانک‌های مرکزی جهان ناچار بودند در تصمیم‌گیری‌های خود، خطر بازگشت موج تازه‌ای از تورم ناشی از افزایش قیمت انرژی را در نظر بگیرند. این نگرانی، فضای مانور سیاستگذاران پولی را محدود کرده و آنان را به اتخاذ سیاست‌های محتاطانه‌تر واداشته بود. کاهش فشارهای تورمی، فضای تازه‌ای در اختیار سیاستگذاران اقتصادی قرار می‌دهد تا با انعطاف بیشتری از رشد اقتصادی حمایت کنند، شرایط مالی را تسهیل بخشند و فشار هزینه‌های زندگی را از دوش خانوارها بردارند. به بیان دیگر، افت بهای انرژی فقط هزینه واردات را کاهش نمی‌دهد، بلکه دامنه انتخاب دولت‌ها و بانک‌های مرکزی را در مدیریت اقتصاد نیز گسترش 
می‌دهد. 
همزمانی کاهش بهای انرژی، فروکش کردن تورم و بهبود چشم‌انداز رشد اقتصادی می‌تواند جذابیت بازارهای سهام آسیا را به‌طور محسوسی افزایش دهد؛ به‌ویژه در شرایطی که بسیاری از سرمایه‌گذاران جهانی در جستجوی فرصت‌هایی فراتر از بازار ایالات متحده هستند. اگر این شرایط تداوم یابد، آسیا بار دیگر می‌تواند به یکی از کانون‌های اصلی جذب سرمایه در اقتصاد جهانی تبدیل شود. اما پیامدهای این توافق، فقط به شاخص‌های اقتصادی و مالی محدود نمی‌شود، بلکه واجد ابعاد ژئوپلیتیکی گسترده‌تری نیز هست که نباید از نظر دور بماند. 
کاهش تنش‌های ژئوپلیتیکی
اگر توافق میان ایران و ایالات متحده دوام یابد، بازارهای جهانی با پدیده‌ای روبرو خواهند شد که طی سال‌های اخیر کمتر تجربه کرده‌اند: کاهش تنش‌های ژئوپلیتیکی. برای منطقه‌ای که بیش از هر بخش دیگری از اقتصاد جهانی به تجارت فرامرزی، امنیت مسیرهای دریایی و واردات انرژی وابسته است، چنین تحولی از اهمیتی بنیادین برخوردار خواهد بود. ثبات در مسیرهای کشتیرانی، کاهش ریسک‌های سیاسی و افزایش قابلیت پیش‌بینی در محیط بین‌المللی، عواملی هستند که اعتماد سرمایه‌گذاران را تقویت و زمینه را برای گسترش تجارت و سرمایه‌گذاری فراهم می‌کنند. از این رو، سرمایه‌گذاران نباید صلح را امری قطعی و تغییرناپذیر فرض کنند، اما در عین حال نیز نباید از پیامدهای اقتصادی آن حتی اگر این توافق فقط بخشی از ظرفیت‌های خود را محقق سازد، غفلت ورزند. بازارهای جهانی به محض شنیدن خبر توافق ایران و آمریکا پیش از هر چیز به کاهش قیمت نفت می‌اندیشند، اما آنچه اقتصادهای آسیایی باید بیش از هر چیز مدنظر قرار دهند، ظرفیت این توافق برای ایجاد رشد اقتصادی پایدار است. 
اگر این توافق دوام بیاورد، آسیا ممکن است با کم‌سابقه‌ترین محرک اقتصادی برونزای سال‌های اخیر روبه‌رو شود؛ محرکی که به‌طور همزمان هزینه‌های انرژی را کاهش می‌دهد، فشارهای تورمی را مهار می‌کند، تجارت منطقه‌ای را رونق می‌دهد و شرایط مالی را برای دولت‌ها، بنگاه‌های اقتصادی و خانوارها بهبود می‌بخشد. پایداری توافق میان ایران و ایالات متحده، در اقتصادهای پویای آسیا نمایان خواهد شد؛ جایی که امنیت انرژی، ثبات ژئوپلیتیکی و رشد اقتصادی بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر گره خورده‌اند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی