چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۰
نظرات: ۰
۰
-
[دکتر داریوش صفرنژاد] نگاه راهبردی به رژیم حقوقی ایران بر تنگه هرمز

جنگ تحمیلی سوم موسوم به «جنگ رمضان»، با رویکرد و اهداف شوم و تروریستی دوجانبه توسط دشمن آمریکایی صهیونی در ۹ اسفند ۱۴۰۴ علیه میهن عزیزمان آغاز شد...

جنگ تحمیلی سوم موسوم به «جنگ رمضان»، با رویکرد و اهداف شوم و تروریستی دوجانبه توسط دشمن آمریکایی صهیونی در ۹ اسفند ۱۴۰۴ علیه میهن عزیزمان آغاز شد که منجر به شهادت رهبر انقلاب، برخی کارگزاران صدیق، دانشمندان و مردم بی گناه در اقصی نقاط کشورمان گردید.

دفاع پشیمان کننده ایران مقتدر،ضمن ناکام گذاشتن دشمنان از تحقق اهداف پلیدشان از این جنایت تهاجم آمیز، ابعاد جنگ را منطقه ای نمود.درادامه نیز به واسطه اعمال نظارت و رژیم حقوقی اجرایی از جانب کشورمان بر تنگه هرمز، که از گذشته نیز هشدار آن بصورت جدی داده شده بود، ابعاد جنگ تحمیلی، جهانی شد. در این هنگام بود که دشمن تروریست و جنایتکارآمریکایی و صهیونی به هر ابزار و اهرمی متوسل شد تا آتش بس را بر روند به بار آمده تحمیل نماید که البته تا به امروز نیز باوجود برقراری آتش بس موقت، نتوانسته است جلوی تبعات امنیتی و ناگوار این تجاوز را بر اقتصاد جهانی وحتی خودشان بگیرد و همچون باتلاقی سخت در آن گرفتار شده است.

در سال های اخیر سیاست های اعلامی در جهان و نظریه پردازان در صحنه روابط بین الملل اینگونه ادعا داشتندکه دیگر جغرافیا بر سیاست اثر نداشته و   ژئوپلیتیک، مفهومی ندارد  . دنیا بدون مرز بوده و قدرت ها می توانند درهر جای کره زمین که اراده کنند، حضور یافته و هر اقدامی را انجام دهند. تسلط ایران بر تنگه هرمز که یکی از آبراه های راهبردی جهان است، و استفاده از قدرت جغرافیایی و ژئوپلیتیک در قبال تسلط بر تنگه هرمز، در واقع خط بطلانی بر این نظریه بود و آن را به محاق برد.دنیا هم اکنون به این امر معترف است که جغرافیای سیاسی و مقوله ژئوپلیتیک، قابل انکار نیست و بایستی آن راپذیرفت و به آن احترام گذاشت.

ایران هم اکنون بر تنگه هرمز تسلط دارد و رژیم حقوقی مورد نظر خود را نیز بر آن اجرایی ساخته و مدیریت و کنترل می نماید . هیچ قدرتی هم قادر به رویارویی و یا محدود ساختن این قدرت بازیافته نیست. اکنون تسلط ایران بر تنگه هرمز و استفاده از قدرت جغرافیایی، یکی از مولفه های تعیین کننده و اثرگذار بر قدرت ملی ایران به شمار می آید و خروجی این جنگ تحمیلی، ایران را موثر تر از گذشته درروندهای جهانی و نظم آینده جهان نموده و آثار آن بصورت روزافزون در حال رشد و توسعه است.

برخی نظریه پردازان معتقدند یکی از عرصه های رقابت در آینده، گستره دریاها خواهد بود. در این میان علاوه بر موقعیت جغرافیایی آبراه‌ها ، تنگه ها و گذرگاه های مشابه نیز نقش موثری را در این معادلات وروندها خواهند داشت. این ها به مثابه ابزارها و اهرم های قدرت زا و قدرت آفرین برای صاحبان آن به شمارخواهد آمد. 
ایران مقتدر نیز از این نعمت خدادادی بهره مند بوده و اجرایی سازی این فرصت در اختیار، یعنی اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز، یکی از پارامترهای قدرت آفرین برای کشورمان به شمار می آید .یکی از دلایلی که ترامپ به عنوان کارگزار ساختار حاکم بر آمریکا به دنبال کنترل تنگه هرمز و همچنین کنترل کانال پاناما و نقش آفرینی بیشتر در امور کانال سوئز بوده و سودای تصاحب گرینلند وبرخی اقدامات مشابه دیگر را دارد، همین مسئله مهم و راهبردی است.

برای تثبیت و راهبردی سازی دستاوردهای رژیم حقوقی اعمالی کشورمان بر تنگه هرمز، جا دارد در قدم اول و دراسرع وقت، قانونی در این ارتباط در مجلس شورای اسلامی به تصویب برسد و سازوکار اجرایی دائمی اعمال مدیریت ایران بر تنگه هرمز در آن دیده شود. یک نهاد ملی نیز برای مدیریت راهبردی و اجرایی آن تعیین گردد.همچنین یک بند در این ارتباط به اسناد دکترینی ملی کشورمان در عرصه های سیاست خارجی، دفاعی، اقتصادی و امنیت ملی الحاق و تصویب و تثبیت 
شود.

واضح است که اعمال مدیریت اجرایی،هزینه دارد و بدون تردید موضوع اخذ تعرفه برای عبور از تنگه نیز بایستی مصوب و اجرایی شود، همانند روال،عرف و رویه ای که بر تمامی تنگه ها در جهان اعمال می شود. دشمن متجاوز و همراهانش نیز باید ضمن مجازات، غرامت ناشی از جنگ تحمیلی جنایت آمیز خود را هم بپردازند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی